یو ای نیوز

گزارش| پایان اقتدار وزارت ارشاد؛ رهایی هنر ایران از سانسور – صدای آمریکا


وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که طی چند دهه اساساً تنها به ارشاد اسلامی پرداخته و به درستی به «وزارت ارشاد» معروف است، کارنامه دردناکی در آزار و اذیت نویسندگان، فیلمسازان و هنرمندان سایر رشته‌ها دارد؛ و عملاً طی سال‌ها با قوانین قرون وسطایی گاه مضحک خود مانع از خلق آزادانه هنر توسط هنرمندان ایرانی شده است: از ممنوعیت کلمات ساده‌ای چون بوسه و عشقبازی در کتاب‌های منتشر شده تا سانسور محتوایی فیلم‌ها و نمایش‌ها و هر نوع آثار هنری.

دهه شصت، دهه خفقان

دهه خفقان شصت دوران اوج سانسور در ایران و نظارت پرقدرت وزارت ارشاد بود. بدون مجوز این وزارتخانه هیچ کتابی به مرحله انتشار نمی‌رسید و سختگیری‌های بی‌شماری در تک‌‌تک جملات نویسندگان صورت می‌گرفت که احتمالاً در طول تاریخ کمتر مشابهی دارد.

در سینما نزدیک شدن زن و مرد و نمایش حتی یک تار مو ممنوع بود، و وزارت ارشاد و بازوی آن «بنیاد فارابی» بر همه چیز نظارت داشتند. این بنیاد تصمیم می‌گرفت چه فیلمی به نگاتیو برای فیلمبرداری و دوربین دسترسی داشته باشد، و اصلاً چه کسی فیلم بسازد یا نسازد، و پس از ساخت هم چه فیلمی اکران شود یا نشود، و کدام اثر امکان ارسال به خارج از کشور و جشنواره‌های جهانی را داشته باشد.

آنها حتی یک مأمور به سر صحنه فیلمبرداری اعزام می‌کردند تا زن و مرد چندان با هم اختلاط نکنند. به دلیل ماهیت فیلمسازی در آن زمان (نیاز به نگاتیو سی و پنج میلی‌متری و دوربین و وسایلی که در اختیار فارابی بود) هیچ نوع امکان گریزی از این موانع وجود نداشت.

سینمای دیجیتال و نقطه گریز

اما سینمای دیجیتال به داد فیلمسازان ایرانی رسید. دوربین‌ها کوچک شدند و هر کس با یک دوربین کوچک می‌تواند فیلم بسازد و به خارج از کشور بفرستد. این نقطه آغازی شد برای از بین رفتن نظارت و سانسور وزارت ارشاد.

با وقوع «زن، زندگی، آزادی»، سینمای زیرزمینی ایران قدرت زیادی گرفت، و دیگر کمتر کسی حاضر بود تن به مجوزهای وزارت ارشاد و حجاب اجباری بدهد. انبوهی فیلم بدون حجاب اجباری ساخته شد، و فیلم‌های تند سیاسی-اجتماعی هم به شکل زیرزمینی ساخته و در جشنواره‌های جهانی تحسین شدند.

زنان بازیگر معترض به حجاب اجباری


زنان بازیگر معترض به حجاب اجباری

در واقع وزارت ارشاد بازی کنترل و اعمال سانسور در سینما را به راحتی باخت و عرصه تولید و نمایش فیلم‌های ایرانی در خارج از کشور به کلی از دست این وزارتخانه خارج شد، تا آنجا که اکنون کمتر جشنواره‌ای در جهان حاضر است فیلم‌های مجوز‌دار و با حجاب ایرانی را به خود راه دهد.

حالا هر ساله ده‌ها فیلم زیرزمینی ایرانی ساخته می‌شود، بدون پروانه ساخت و تأئید فیلمنامه و بدون قید و بندهای سانسور حاکم. برخی از این فیلم‌ها به جشنواره‌های جهانی و حتی اکران سینمایی در کشورهایی چون فرانسه راه می‌یابند و عملاً می‌توانند بدون اکران رسمی در ایران به کار خود ادامه دهند.

داستان وزارت ارشاد و مجوز برای فیلم‌ها عملاً تنها به یک شوخی تلخ در کنترل نمایش در سینماهای ایران تبدیل شده است که همه اهل سینما به آن می‌خندند، چرا که اگر فیلمی در همین خیابان‌های شهرهای بزرگ ایران فیلمبرداری شود، به دلیل بی‌حجاب بودن مردم در خیابان، امکان اکران رسمی در سالن‌های سینما را ندارد.

سانسور کتاب

سانسور کتاب‌ هم به دردناک‌ترین شکل ممکن طی چندین دهه‌ ادامه داشته است، و وزارت ارشاد خود را به عنوان مصلح و ناجی مردم در سانسور بدیهی‌ترین کلمات و جملات مجاز می‌داند. اما عجیب این‌که دوران فشار و زورگویی ارشاد درباره کتاب هم به پایان رسیده است. با رونق گرفتن چاپ دیجیتال، کوچک شدن دستگاه‌های چاپ، و همین‌طور فعال شدن ناشران خارج از کشور، کنترل چاپ کتاب هم از دست وزارت ارشاد خارج شده است.

هر چند این وزارتخانه کماکان سعی می‌کند از طریق ناشران فعال و کتابفروشی‌ها تمام کتاب‌ها را از صافی خود بگذراند، اما کتاب‌های دیجیتال به صورت فایل به راحتی و بدون سانسور در دسترس همه هستند، و حتی کتاب‌های ممنوعه از دید وزارت ارشاد هم با دستگاه‌های کوچک داخل ایران چاپ و توزیع می‌شوند. به این ترتیب، عدم دسترسی به کتاب مقوله‌ای است که دورانش به سر آمده، و هر خواننده‌ای به راحتی می‌تواند به انواع و اقسام کتاب دسترسی داشته باشد.

وزارتخانه بی‌کار

این اتفاق در عرصه‌های هنری دیگر هم افتاده است: تئاترهای زیرزمینی رونق گرفته‌اند و گالری‌دارها هم دیگر به سادگی تن به سانسور نمی‌دهند. کنسرت‌های زیرزمینی و بدون مجوز به بخشی از زندگی عادی جوانان ایرانی تبدیل شده و اساساً سانسور و نظارت را بی‌معنی کرده است. در نتیجه، حالا این وزارتخانه کار زیادی برای انجام دادن ندارد.

زمانی یکی از نویسندگان وابسته به خود رژیم در تلویزیون دولتی گفت که وجود دم و دستگاه نظارت وزارت ارشاد برای حذف واژگان جنسی در کتاب‌هایی با تیراژ هزار نسخه شوخی است، «چرا که هر کس علاقه‌ای به محتوای جنسی داشته باشد می‌تواند به راحتی به انواع و اقسام فیلم پورنوگرافی دسترسی داشته باشد و نیازی به کلمات کتاب ندارد.»

حالا این حکایت به تمام دم و دستگاه عظیم سانسور این وزارتخانه با هزاران کارمند گسترش یافته است، و مشخص نیست چرا این وزارتخانه بر اساس اصطلاح معروف «مرغ یک پا دارد» این چنین تقلای بیهوده و مضحکی برای اعمال کنترل و سانسور می‌کند.

همچنبن ببینید:



منبع خبر در صدای آمریکا

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی