اخبار امریکا

DNA می تواند سربازان ناشناس را شناسایی کند. همچنین اشتباهات قدیمی را آشکار می کند.

لبنان، تن – لین مارتین که در یک شهر کوچک در تنسی بزرگ شده بود، هر روز به عکس عمویش که در آشپزخانه آویزان بود نگاه می کرد، اما فقط چند چیز در مورد او می دانست: او در آغاز جنگ جهانی دوم، دانشکده حقوق هاروارد را ترک کرده بود. برای پیوستن به سپاه تفنگداران دریایی؛ او در سال 1943 در حمله به یک جزیره مرجانی اقیانوس آرام به نام تاراوا کشته شد. و جسد او پس از جنگ در یک تابوت فولادی خاکستری به خانه آمد و در یک قطعه خانوادگی پوشیده از شبدر به خاک سپرده شد.

اما در سال 2020، آقای مارتین یک تماس تلفنی از سپاه تفنگداران دریایی دریافت کرد. اشتباهی رخ داده بود، به او گفتند: عمویش – سروان ادوارد گلن واکر جونیور – بالاخره در آن تابوت فولادی خاکستری نبود. در عوض، او در یک قبر ناشناس در یک گورستان نظامی در هاوایی پیدا شده بود.

زن تلفنی گفت که ارتش قصد دارد بقایای کاپیتان واکر را برگرداند و سعی کند بفهمد چه کسی در تمام آن سال ها در قبر کاپیتان دفن شده است.

آقای مارتین که نه سال پس از مرگ عمویش به دنیا آمد و اکنون بازنشسته شده است، گفت: «راستش فکر می‌کردم این یک فریب است. اما آنها شروع به توصیف شواهد کردند و لرزی بر ستون فقراتم فرو رفت و من گفتم: “خدای من، آنها عمویم را دارند.”

تکنیک‌های پزشکی قانونی بهبودیافته و آزمایش DNA اکنون می‌توانند کشته شدگان جنگی را که زمانی ارتش تصور می‌کرد برای همیشه ناشناس باقی می‌مانند را به‌طور قابل اعتماد شناسایی کند. اما این پیشرفت با پیچ و تاب همراه است: همان فناوری که می‌تواند افراد بی‌نام را نام‌گذاری کند، می‌تواند اشتباهات و اشتباهاتی را نیز آشکار کند که باعث شد اعضای سرویس در گورهای اشتباه دفن شوند.

پس از جنگ جهانی دوم، ارتش ایالات متحده مجبور شد بقایای نزدیک به 300000 کشته جنگ را مرتب کند. بیشتر آنها به خانه‌هایشان فرستاده می‌شدند یا در قبرهای مشخص در خارج از کشور دفن می‌شدند. اما در آن زمان حدود 8500 مجموعه از بقایا قابل شناسایی نبودند. این افراد در گورستان‌های نظامی آمریکا زیر ردیف‌های دقیقی از نشانگرهای مرمری که فقط عبارت «ناشناخته» روی آن نوشته شده بود، دفن شدند.

برای سال‌ها، آن ردیف‌های مرتب، تاریخ آشفته‌ای را پنهان کرده‌اند. فرآیند شناسایی در برخی مواقع به قدری تصادفی و بی‌نظیر بود که باعث می‌شد مردان قابل شناسایی نامشخصی نداشته باشند، یا بدتر از آن، آنها را به خانواده‌های اشتباه فرستاد.

کند و کاو در آن گذشته درهم، گاهی اوقات می تواند سوالات بیشتری را به همراه داشته باشد تا پاسخ – همانطور که در مورد کاپیتان واکر انجام شد.

بازوی وزارت دفاع مسئول شناسایی کشته شدگان جنگ – آژانس حسابداری دفاع MIA/POW – در سال 2017 یک قبر را در هاوایی گشود، به این امید که نامی از فهرست 104 مردی که هنوز در نبرد در تاراوا مفقود شده اند حذف شود. در عوض، محققان کاپیتانی را پیدا کردند که در لیست مفقودان نبود.

و هنگامی که تابوت فولادی در قبر کاپیتان واکر از خاک رس قرمز تنسی برداشته شد و در سال 2021 باز شد، همه چیز پیچیده تر شد. داخل آن، که در یک پتوی سفید بکر و پشمی نیروی دریایی ایالات متحده پیچیده شده بود، اسکلت مفصلی از چیزی که به نظر می رسید نیمی از یک مرد بود وجود داشت: بیشتر یک دست و پای چپ، دنده ها، مهره ها و جمجمه. اما تجزیه و تحلیل DNA چند ماه بعد نشان داد که استخوان ها متعلق به یک مرد نیست، بلکه به حداقل سه نفر تعلق دارد. این بقایا هنوز به طور رسمی شناسایی نشده اند.

این تلاش به جای حذف یک فرد از لیست گمشده، سه مورد دیگر را اضافه کرد.

در سال‌های اخیر، یافته‌های مشابه دولت را بر آن داشت تا کشته شدگان جنگی را که به اشتباه شناسایی شده‌اند در می‌سی‌سی‌پی، پنسیلوانیا، نیومکزیکو، مین و حتی یکی در وست پوینت، جایی که آژانس در سال 2019 به آرامی قبری را باز کرد، نبش قبر کند. سنگ قبر می‌گوید که این قبر یک قبر است. ستوان اول جنگ جهانی دوم به نام ایرا چینی، اما الف یادداشت طبقه بندی شده ارتش 1950 هشدار داد که احتمالاً مرد اشتباهی را نگه داشته است. محققان امیدوار بودند که a دریافت کننده مدال افتخار از دست رفته الکساندر نینینگر نام داشت، اما DNA بقایای نبش قبر شده با هیچ یک از این افراد مطابقت نداشت.

نام دیگری برای لیست گمشده

این آژانس مدت‌هاست می‌دانست که گورهای دوران جنگ جهانی دوم احتمالاً باتلاقی از اشتباهات گذشته را در خود جای داده است. یک یادداشت محرمانه که به ده‌ها مورد بریده شده است فایل های طبقه بندی شده در مورد مردگان تاراوا نسبت به “مشکلات” در روند دفن هشدار داد و هشدار داد که هر یک از قبرهایی که علامت “ناشناس” دارند ممکن است ترکیبی از بقایای چند نفر را در خود جای دهد.

تا حدی به همین دلیل، آژانس برای سال‌ها از تلاش برای شناسایی بقایای بقایای آن گورها دوری کرد و در عوض بر اکتشافات میدانی برای بازیابی مرده‌های گمشده آمریکایی از چاله‌های روباه جنگلی یا محل‌های سقوط هواپیماهای دورافتاده متمرکز شد – تلاش‌های پرهزینه‌ای منجر به شناسایی کمی شد.

این وضعیت پس از سال 2015 تغییر کرد، زمانی که کنگره، ناامید از سرعت کند بهبود، این آژانس را موظف کرد که خروجی خود را تقریباً سه برابر کند و حداقل 200 شناسایی در سال داشته باشد. تنها راه این کار، کندن قبرهای ناشناخته بود.

این آژانس از آن زمان تاکنون بیش از 1000 قبر مربوط به جنگ جهانی دوم و جنگ کره را باز کرده است و صدها مورد شناسایی جدید را انجام داده است. اما همانطور که آژانس اذعان می‌کند، اغلب بقایایی را نیز پیدا کرده است که مخلوط، ناهماهنگ و نادرست شناسایی شده‌اند، اگرچه تعداد آنها را مشخص نمی‌کند.

دکتر جان برد، مدیر آزمایشگاه آژانس گفت: «با پیشرفت فناوری، گاهی اوقات با اشتباهاتی از گذشته مواجه می شویم. ما سعی می کنیم با پیشرفت پرونده در زمان واقعی آن را اصلاح کنیم تا شفافیت کامل را با خانواده های آسیب دیده در بر گیرد.

پرونده کاپیتان واکر و سایر موارد مشابه نشان می دهد که باز کردن اشتباهات گذشته چقدر می تواند دشوار باشد.

«کل ماجرا این است فوبارجان ایکین، یک کهنه سرباز ویتنام که پسر عموی او Pvt. آرتور کلدر که با نام مستعار باد شناخته می شد، در جریان جنگ جهانی دوم در اردوگاه زندانی ژاپنی در فیلیپین درگذشت. کاباناتوانبه همراه 2700 مرد دیگر. حدود 1000 نفر هرگز شناسایی نشده اند.

آقای ایکین، محقق قدیمی سقوط هواپیما، از تحقیقات خود به این نتیجه رسید که پسر عمویش احتمالاً در گور ناشناخته A-12-195 در گورستان نظامی آمریکایی در مانیل دفن شده است و از آژانس شکایت کرد تا در سال 2014 قبر را باز کند و آن را آزمایش کند. باقی.

اما موضوع ساده ای نبود. زندانیانی که در اردوگاه جان باختند، در ابتدا 10 بار در گورهای دسته جمعی دفن شدند. پس از جنگ، نیروهای آمریکایی رده پایین با آموزش اندک سعی کردند آنها را مرتب کنند، اما بقایای بقایای آنها اغلب نادیده گرفته می شد، برچسب اشتباهی می خورد یا با هم ترکیب می شد، و به گفته آقای ایکین، بر اساس شواهد اندک یا بدون هیچ مدرکی، اجساد به خانواده ها فرستاده شد.

آقای ایکین گفت: “من نمی‌خواهم GIهای آموزش ندیده را انتخاب کنم، زیرا من یکی از آنها بوده‌ام.” اما این موضوع به قدری مخدوش شد که اگر آنها یک شناسه را درست می گرفتند، این فقط یک شانس احمقانه بود.

سوابق ارتش حاکی از آن است که تابوتی که آقای ایکین معتقد بود حاوی پسر عمویش است ممکن است در واقع در آن نگهداری شود. ترکیبی از 10 سرباز. آژانس تصمیم گرفت که کل Private Kelder را پیدا کند، به معنای حفر 9 تابوت اضافی بود. اما آنقدرها هم ساده نبود. آزمایش‌های DNA در نهایت نشان داد که 10 تابوت استخوان‌های حداقل 15 مرد را در خود جای داده‌اند – از جمله چهار نفر که مانند کاپیتان واکر قبلاً شناسایی شده و به خانه فرستاده شده‌اند.

اسامی بیشتر برای لیست

آژانس با امید به جمع آوری مجموعه های کامل از بقایای اردوگاه زندان، اختلاط های بیشتری را کشف کرد که نیاز به حفاری بیشتر داشت. از سال 2014، آژانس 311 قبر مرتبط با کمپ را نبش قبر کرده است.

این یک رویکرد منحصر به فرد آمریکایی است. هیچ تلاشی از سوی دیگر کشورهایی که در جنگ جهانی دوم جنگیدند، با محدوده یا هزینه آژانس حسابداری که بودجه سالانه 130 میلیون دلاری دارد، رقیب نیست. سایر کشورها عموماً ترجیح داده اند واقعیت های پیچیده نبرد را به خاک سپرده شوند.

معدودی از نبردها به اندازه تاراوا وحشیانه بودند. حدود 18000 تفنگدار دریایی یورش بردند جزیره مرجانی که توسط ژاپنی ها مستحکم شده بود، اما کشتی فرود آنها به صخره های دور از ساحل برخورد کرد و تفنگداران دریایی مجبور شدند از میان آتش مسلسل های پژمرده وارد شوند. بیش از 1000 نفر به همراه 4600 ژاپنی کشته شدند. کاپیتان واکر که توسط کلاس دبیرستانش “به احتمال زیاد به عنوان رئیس دادگاه عالی” انتخاب شد، در لبه آب پیدا شد. در شب کریسمس سال 1943، مادرش تلگرافی دریافت کرد که در آن نوشته شده بود: «با کمال تاسف به شما اطلاع می‌دهم…»

در آن زمان، جسد او قبلاً با عجله با صدها نفر دیگر در یک قبرستان صحرایی دفن شده بود. با شروع جنگ، جزیره مرجانی کوچک به پایگاه هوایی بزرگ ایالات متحده تبدیل شد و برخی از گورستان های صحرایی روی آن سنگفرش شدند. فقط نیمی از اجساد دفن شده اولیه در تاراوا بلافاصله پس از جنگ دوباره پیدا شدند و بسیاری از آنها فقط تا حدی پیدا شدند.

هانا متنی، مورخ آژانسی که روی این پرونده کار می کرد، گفت: مشخص نیست که ارتش در چه مقطعی رد کاپیتان واکر را از دست داد: «انصافاً این می توانست در بسیاری از مکان ها اتفاق بیفتد.

در سال 1946، خدمه سربازان رده پایین که در گرمای استوایی زحمت می کشیدند، تمام بقایایی را که می توانستند در تاراوا پیدا کنند، به قبرستان مرکزی و سپس چند ماه بعد به آزمایشگاه پزشکی قانونی ارتش در هاوایی منتقل کردند.

یک مجموعه از بقایای آن دارای برچسب های سگ کاپیتان واکر بود. یکی دیگر با قد، سن و سن کاپیتان واکر مطابقت داشت کار دندانپزشکی طلا بود اما هیچ برچسب سگی نداشت. مجموعه با برچسب های سگ در سال 1947 برای خانواده او فرستاده شد. مجموعه با کار دندانپزشکی متمایز به عنوان “غیرقابل شناسایی” طبقه بندی شد و به عنوان یک ناشناخته دفن شد.

کاپیتان واکر ممکن بود گم شده باشد، اما در سال 2013 یک گروه غیرانتفاعی خصوصی از باستان شناسان به نام تاریخچه پرواز شروع به حفاری در تاراوا کرد و به زودی هزاران استخوان را کشف کرد که گروه آنها را به آژانس حسابداری فرستاد. جمع آوری و شناسایی مجموعه کامل بقایای بقایای به معنای مقایسه اکتشافات جدید با ناشناخته های تاراوا است که قبلا در هاوایی بودند، بنابراین آژانس در سال 2017 شروع به نبش قبرهای ناشناخته کرد. اما به وضوح با کسی که ظاهراً قبلاً پیدا شده بود مطابقت داشت: کاپیتان واکر.

لبنان، شهری که او از آن در تنسی آمده بود، این کشف را به عنوان یک بازگشت به خانه تلقی کرد. در سال 2021، تابوت او که با یک پرچم پوشانده شده بود، توسط صدها کهنه سرباز سوار بر موتور سیکلت تا گورستان همراهی شد. پسرعموهایی که در برخی موارد سال‌ها یکدیگر را ندیده بودند، به عنوان یک گارد افتخاری تماشا می‌کردند که با 21 گلوله سلام می‌کردند.

لین مارتین در مصاحبه اخیر خود گفت که از این درهم آمیختگی احساس تلخی نکرده است. او به یاد آورد که چگونه از دست دادن عمویش، یک دانشجوی جوان آینده‌دار حقوق، مادر و مادربزرگش را ویران کرده بود و می‌دانست که آنها از این باور که او در توطئه خانوادگی آرام می‌گیرد، آرام می‌گیرند.

آقای مارتین گفت: «حتی اگر درست نبود، چیزی را تغییر نمی‌دهد». «دانستن او در خانه آرامش زیادی برای آنها به ارمغان آورد. این مردانی که در این سال‌ها در قبر بودند، آن را به خانواده‌ام دادند و من از آنها تشکر می‌کنم.»


منبع خبر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
WP Twitter Auto Publish Powered By : XYZScripts.com