
رئیسجمهور ایالات متحده پیش از آنکه رأیدهندگان آمریکایی تکلیف اکثریت کنگره را روشن کنند، به تهران هشدار داده که انتظار برای نتیجهٔ انتخابات کمکی به آن نخواهد کرد.
دونالد ترامپ که پیشتر گفته بود تا انتخابات به ایران حمله نمیکند، روز ۲۸ اکتبر (ششم آبان) در پاسخ به احتمال حمله پس از رأیگیری گفت: «هر چیزی ممکن است.»
این هشدار رئیسجمهور ایالات متحده در حالی مطرح میشود که مسئله ایران، اینبار به یکی از موضوعات انتخاباتی تبدیل شده و دموکراتها از آن برای حمله به رقبای جمهوریخواه خود استفاده میکنند. در رقابتی که معمولاً هزینهٔ زندگی، خدمات درمانی و مسائل داخلی بیشتر از سیاست خارجی، رأیدهندگان را به خود مشغول میکند، پیامدهای درگیری با ایران به پمپبنزینها و مخارج روزانه رسیده و دفاع از عملکرد دولت را دشوارتر کرده است.
محمد قائدی، مدرس روابط بینالملل در دانشگاه جرج واشینگتن، در این خصوص به رادیو فردا میگوید: «معمولاً در انتخابات میاندورهای، سیاست خارجی مسئلهٔ اصلی نیست، اما این بار ایران به یکی از موضوعات اصلی و تأثیرگذار در انتخابات میاندورهای آمریکا، هم به شکل مستقیم و هم غیرمستقیم، تبدیل شده است».
اما اساساً این انتخابات به چه معناست و نامزدها برای چه صندلیهایی در کنگره آمریکا با یکدیگر رقابت میکنند؟
انتخاباتی برای دو مجلس، با دو رقابت متفاوت
در انتخابات سوم نوامبر ۲۰۲۶، تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی از صد کرسی سنا به رأی گذاشته میشود. نمایندگان برای دورههای دوساله انتخاب میشوند، اما دورهٔ سناتورها ششساله است و هر دو سال حدود یکسوم کرسیهای سنا به انتخابات میرود. این بار، علاوه بر ۳۳ انتخابات عادی، دو انتخابات ویژه در فلوریدا و اوهایو برای تکمیل دورهٔ کرسیهای پیشین مارکو روبیو و جیدی ونس برگزار میشود.
جمهوریخواهان اکنون با ۲۱۸ نماینده، در برابر ۲۱۴ دموکرات، اکثریت شکنندهای در مجلس نمایندگان دارند. ضمن اینکه یک نمایندهٔ مستقل نیز با جمهوریخواهان همراه است و دو کرسی خالی مانده است. برای کسب اکثریت دورهٔ بعدی مجلس نمایندگان، هر حزب باید دستکم ۲۱۸ کرسی به دست بیاورد.
در سنا، جمهوریخواهان ۵۳ کرسی دارند و در سوی دیگر، ۴۵ دموکرات و دو مستقل همسو با آنها قرار گرفتهاند. دموکراتها برای رسیدن به اکثریت ۵۱ کرسی باید خالص چهار کرسی به مجموع خود اضافه کنند؛ اگر دو طرف به پنجاه کرسی برسند، رأی معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، در رأیگیریهای مساوی به سود جمهوریخواهان تعیینکننده خواهد بود.
هزینهای که از جنگ به زندگی روزمره رسیده
یکی از اصلیترین اثراتی که جنگ ایران بر اقتصاد آمریکا گذاشته، قیمت بنزین و گازوئیل و افزایش هزینههای سوخت است. بر اساس دادههای ادارهٔ اطلاعات انرژی آمریکا، میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی از ۲٫۹۴ دلار در ۲۳ فوریه پیش از آغاز جنگ، با حدود ۴۵ درصد افزایش، به ۴٫۲۷ دلار در ۲۶ اکتبر رسیده است.
در همین فاصله، میانگین قیمت گازوئیل با حدود ۶۷ درصد افزایش، از ۳٫۸۱ دلار به ۶٫۳۵ دلار رسیده است. با توجه به وابستگی ماشینآلات کشاورزی و خودروهای صنعتی و باربری به گازوئیل، این افزایش باعث میشود تا هزینهٔ جابهجایی کالا، محصولات کشاورزی و همچنین فعالیتهای ساختمانی نیز بیشتر شود و به شکلهای متفاوتی به مصرفکنندگان منتقل شود.
آقای قائدی با اشاره به این ارتباط میگوید: «همین فشار بر زندگی روزمره به دموکراتها امکان داده تا هزینههای زندگی را در مرکز کارزار انتخاباتی خود قرار دهند».
هرچند همهٔ افزایش قیمتها به جنگ ارتباطی ندارند و سایر سیاستهای دولت ترامپ و همچنین وضعیت جهانی اقتصاد هم بر این وضعیت اثر داشته اما ناظران معتقدند که اختلال در انتقال انرژی در خلیجفارس به نارضایتیهای اقتصادی دامن زده است.
علی واعظ، رئیس بخش ایران گروه بینالمللی بحران، معتقد است اثر تورمی جنگ به محبوبیت ترامپ آسیب زده و نارضایتی حاصل از آن میتواند اکثریت جمهوریخواهان را در هر دو مجلس به خطر بیندازد. آقای واعظ در ادامه در این خصوص میگوید: «این جنگ که به یکی از نامحبوبترین جنگهای تاریخ آمریکا تبدیل شده، یک ضربهٔ جدی به جمهوریخواهان وارد کرده و دموکراتها میتوانند با استفاده از این شرایط در انتخابات به موفقیت دست یابند».
اما وضعیت نظرسنجیها در آستانهٔ انتخابات میاندورهای آمریکا چگونه است و رقابت میان نامزدهای دو حزب چگونه دنبال میشود؟
برتری دموکراتها در نظرسنجیها و دشواری گرفتن سنا
در نظرسنجی مؤسسهٔ گالوپ که از اول تا نوزدهم اکتبر انجام شد، ۷۷ درصد رأیدهندگان ثبتنامشده، وضعیت ایران را برای رأی خود دارای اهمیت بسیار زیاد یا فوقالعاده دانستهاند. این رقم هرچند نشاندهندهٔ میزان مخالفت با جنگ نیست اما در عین حال از جایگاه بالای موضوع ایران در کنار موضوعاتی چون اقتصاد و خدمات درمانی حکایت دارد.
در نظرسنجی ماه اکتبر خبرگزاری آسوشیتدپرس و مرکز نورک، حدود هفت نفر از هر ده رأیدهندهٔ ثبتنامشده نیز گفتهاند پایان دادن به جنگ ایران باید از اولویتهای کنگرهٔ آینده باشد. همزمان، نظرسنجی رویترز و ایپسوس که ۲۶ اکتبر منتشر شد، تأیید عملکرد کلی ترامپ را ۳۲ درصد نشان میدهد و میان رأیدهندگان محتمل، دموکراتها با ۵۳ درصد در برابر ۴۴ درصد جلو هستند.
البته باید توجه داشت که این برتری سراسری لزوماً به همان نسبت به کرسی تبدیل نمیشود، زیرا نتیجهٔ مجلس نمایندگان در حوزههای جداگانه و نتیجهٔ سنا در رقابتهای ایالتی تعیین میشود.
نشریهٔ غیرحزبی «کوک پولیتیکال ریپورت» که رقابتهای انتخاباتی آمریکا را بررسی میکند، در پیشبینی ۲۳ اکتبر خود، دموکراتها را در ۲۲۰ حوزه و جمهوریخواهان را در ۱۹۸ حوزه دارای شانس بیشتری برای پیروزی دانسته است. در ۱۷ حوزهٔ دیگر، رقابت بهاندازهای نزدیک است که این نشریه برای هیچیک از دو حزب برتری مشخصی قائل نشده است. حوزهٔ هفدهم نیویورک، هشتم پنسیلوانیا و هفتم میشیگان که اکنون در اختیار جمهوریخواهان هستند از جملهٔ این رقابتهای نزدیک به شمار میروند.
در سنا، جمهوریخواهان از ۲۲ کرسی و دموکراتها از ۱۳ کرسی دفاع میکنند. کوک در دستهبندی ۲۰ اکتبر، رقابت در ایالتهای آلاسکا، آیووا، کانزاس، مین، میشیگان، اوهایو و تگزاس را نزدیک و بدون برندهٔ قابلپیشبینی دانسته است. شش کرسی این فهرست، جمهوریخواه و کرسی میشیگان دموکرات است؛ در کارولینای شمالی نیز این مؤسسه برآورد میکند که دموکراتها وضعیت مناسبی برای در اختیار گرفتن کرسی دارند که در حال حاضر در کنترل جمهوریخواهان است.
بنابراین، گرفتن سنا برای دموکراتها به حفظ کرسیهای خود و پیروزی همزمان در چند ایالت وابسته است. این مسیر، با وجود بهتر شدن موقعیت حزب، همچنان میتواند با شکست در یک یا دو رقابت تعیینکننده تغییر کند.
تغییر اکثریت چه محدودیتی برای ترامپ ایجاد میکند؟
اگر دموکراتها هر دو مجلس را بگیرند، امکان پیش بردن طرحهای محدودکنندهٔ جنگ و نظارت بر عملکرد دولت بیشتر خواهد شد. اما تصویب چنین طرحهایی در کنگره، بهتنهایی مانع مخالفت رئیسجمهور با آنها نمیشود و اکثریت معمولی با اکثریت لازم برای عبور از وتو فاصله دارد.
واعظ دربارهٔ این محدودیت به رادیو فردا میگوید: «اگر کنترل هر دو مجلس در دست دموکراتها باشد، طبیعتاً تصویب چنین لایحهای سادهتر خواهد بود، ولی به هر حال این لایحه باید به امضای رئیسجمهور هم برسد. اگر نرسد، نیاز است موافقان دو سوم آرا را در هر دو مجلس داشته باشند تا بتوانند وتوی رئیسجمهور را ملغی کنند و چنین شرایطی به احتمال بسیار زیاد وجود نخواهد داشت».
اختیار کنگره در تأمین بودجه، امکان دیگری برای فشار فراهم میکند. اکثریت تازه میتواند با اعتبار اضافی مخالفت کند، برای مصرف منابع شرط بگذارد و دولت را دربارهٔ اهداف و هزینههای جنگ با ایران به پاسخگویی بکشاند. چنین اقداماتی ممکن است ادامهٔ جنگ را دشوارتر کند، هرچند قطع یا محدود کردن بودجه نیز میتواند برای مخالفان دولت هزینهٔ سیاسی داشته باشد.
آقای واعظ در توضیح این مانع میگوید: «اگر آمریکاییها کشته شده باشند یا وضعیت امنیتی آمریکا در منطقه به خطر افتاده باشد، جمهوریخواهان با استفاده از بحثهای مربوط به میهنپرستی و ملی کردن این مناقشه، به دنبال این خواهند بود که دموکراتها را مجبور کنند اجازه بدهند آقای ترامپ این جنگ را پیش ببرد».
اگر دموکراتها تنها مجلس نمایندگان را بگیرند، همچنان ابزار تحقیق، احضار مقامها و چانهزنی بر سر بودجه را خواهند داشت، اما برای تصویب قانون باید با سنای جمهوریخواه کنار بیایند. در حالت معکوس، اکثریت دموکرات سنا میتواند بر تأیید انتصابهای دولت و روند قانونگذاری فشار بگذارد، ولی بدون مجلس نمایندگان نمیتواند محدودیت قانونی تازهای برقرار کند.
در صورت حفظ هر دو مجلس از سوی جمهوریخواهان، ترامپ طبیعتاً با مخالفت سازمانیافتهٔ کمتری در کنگره روبهرو خواهد شد و با موانع کمتری برای طراحی یک حمله جدید علیه ایران رو به رو خواهد بود.
فاصلهٔ رأیگیری تا آغاز کنگرهٔ تازه
اما حتی اگر جمهوریخواهان شکست بخورند، ترکیب کنگره بلافاصله تغییر نمیکند و دورهٔ جدید از سوم ژانویهٔ ۲۰۲۷ آغاز میشود. در نتیجه، تا آن زمان، نزدیک به دو ماه، نمایندگان و سناتورهای کنونی در سمت خود باقی میمانند و ترامپ ممکن است، بدون دستوپنجه نرم کردن با مخالفتهای احتمالی از سوی کنگره جدید، برنامههای خود در قبال ایران را پیش ببرد.
آقای قائدی دربارهٔ پیامد پیروزی دموکراتها میگوید: «اگر دموکراتها بتوانند کنترل کنگره را در اختیار بگیرند، یک اهرم فشار علیه ترامپ در دست دموکراتها ایجاد خواهد شد، اما این چیزی نیست که مانع حملهٔ ترامپ به ایران در آینده باشد. در واقع اتفاقی که خواهد افتاد این است که مقداری وقت و توجه ترامپ را به موضوعات دیگر از جمله تلاش برای استیضاح از سوی دموکراتها متمرکز خواهد کرد اما این چیزی نیست که بازی را به شکل اساسی در خصوص مسئله ایران تغییر دهد».
در نتیجه هرچند ممکن است بسیاری از تصمیمگیران در تهران امیدوار باشند که با شکست حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای کارزار فشار حداکثری دولت آمریکا علیه جمهوری اسلامی با اخلال رو به رو شود اما به نظر میرسد حساب کردن بر نتیجهٔ انتخابات بهعنوان تضمین پایان جنگ، با محدودیت اختیارات عملی کنگره سازگار نیست.
دموکراتها در صورت پیروزی میتوانند ادامهٔ درگیری را پرهزینهتر کنند و دولت را برای پاسخگویی زیر فشار بگذارند اما اینکه این فشار به تغییر تصمیم رئیسجمهور برسد، به همراهی جمهوریخواهان، روند مذاکرات و اتفاقات منطقه نیز بستگی خواهد داشت.





