
نام «کوه کلنگ» در هفتههای اخیر بیش از هر زمان دیگری وارد ادبیات سیاسی و امنیتی مربوط به ایران شده است. اشاره مستقیم دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، به این مجموعه و سخنان او درباره احتمال هدف قرار گرفتن آن، نشان میدهد که این کوه دیگر صرفاً محل یک پروژه عمرانی در نزدیکی نطنز نیست؛ بلکه اکنون در بالاترین سطح تصمیمگیری امنیتی آمریکا به عنوان یک هدف راهبردی مورد توجه قرار گرفته است.
کوه کلنگ، یا به گویش محلی «کلنگ گزلا»، در جنوب مجموعه هستهای نطنز در استان اصفهان قرار دارد. مطبوعات، کارشناسان و مقامهای بینالمللی معمولاً از آن با نام انگلیسی «پیکاَکس مانتین» ــ Pickaxe Mountain ــ یاد میکنند. واژه «پیکاَکس» در زبان انگلیسی به معنای «کلنگ» است، و این نام در واقع ترجمه همان نام محلی کوه به شمار میرود.
این مجموعه حدود دو کیلومتر در جنوب تأسیسات غنیسازی نطنز قرار دارد؛ و تصاویر ماهوارهای طی سالهای گذشته از ایجاد چندین ورودی تونل، مسیرهای ارتباطی، محوطههای پشتیبانی، موانع امنیتی و حجم بزرگی از خاک و سنگ حاصل از حفاری در دو سوی کوه حکایت داشتهاند. آنچه کوه کلنگ را از بسیاری از تأسیسات شناختهشده جمهوری اسلامی متمایز میکند، عمق احتمالی تالارهای زیرزمینی و حجم گسترده عملیات مهندسی آن است.
پرزیدنت ترامپ روز ۲۲ تیر در مصاحبه با برنامه رادیویی هیو هویت، به صراحت از نام انگلیسی کوه کلنگ یاد کرد. او گفت ایالات متحده این مجموعه را زیر نظر دارد، آن را هدف قرار خواهد داد، و احتمال حمله به آن در آینده نزدیک وجود دارد. اشاره مستقیم رئیس جمهوری آمریکا به این نام، کوه کلنگ را از موضوعی محدود به گزارشهای ماهوارهای و محافل کارشناسی، به یکی از محورهای علنی رویارویی جمهوری اسلامی و آمریکا تبدیل کرد.
اما نخستین بار چه زمانی وجود تأسیسات جدید در این کوه آشکار شد؟
نخستین اعلام رسمی درباره ساخت یک مجموعه زیرزمینی جدید در کوههای اطراف نطنز را علیاکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، انجام داد. او روز ۱۸ شهریور ۱۳۹۹ اعلام کرد که عملیات ساخت یک سالن جدید برای تولید و مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته «در قلب کوههای اطراف نطنز» آغاز شده است.
صالحی گفت این سالن قرار است مدرنتر، بزرگتر و جامعتر از تأسیساتی باشد که پیشتر روی سطح زمین فعالیت میکرد. بنابراین، اصل وجود پروژه زیرزمینی ابتدا نه از سوی یک دولت خارجی یا گروه مخالف جمهوری اسلامی، بلکه از زبان بالاترین مقام وقت هستهای حکومت اعلام شد.
این تصمیم پس از انفجار و آتشسوزی روز ۱۲ تیر ۱۳۹۹ در مرکز مونتاژ سانتریفیوژها در نطنز گرفته شد. آن حادثه بخش مهمی از سالن سطحی مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته را تخریب کرد. مقامهای جمهوری اسلامی آن رویداد را خرابکاری توصیف کردند و تصمیم گرفتند مرکز جایگزین را به مکانی امنتر در داخل کوه منتقل کنند.
نخستین تلاش علنی برای شناسایی محل پروژه در تصاویر ماهوارهای نیز حدود یک ماه پس از سخنان صالحی صورت گرفت. مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی به مدیریت دیوید آلبرایت، روز ۱۶ مهر ۱۳۹۹ گزارشی منتشر کرد و تصاویر ماهوارهای مناطق کوهستانی اطراف نطنز را بررسی کرد. این مؤسسه از مشاهده نشانههای آمادهسازی یک محوطه ساختمانی و پشتیبانی در جنوب نطنز خبر داد؛ هرچند در آن مقطع عملیات گسترده حفاری هنوز بهوضوح قابل مشاهده نبود.
چند هفته بعد، در ۷ آبان ۱۳۹۹، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تأیید کرد که جمهوری اسلامی ساخت یک کارخانه زیرزمینی مونتاژ سانتریفیوژ در نزدیکی نطنز را آغاز کرده است. از آن زمان، تصاویر ماهوارهای تجاری بهتدریج ابعاد واقعی پروژه را روشنتر کردند: چهار ورودی اصلی در دو سوی کوه، انباشت رو به افزایش خاک حفاری، ساخت جادههای دسترسی، و توسعه حلقههای امنیتی پیرامون مجموعه.
در ۲۳ دی ۱۴۰۰، دیوید آلبرایت، سارا بورکهارد و جان هانا در گزارشی تفصیلی نتیجه گرفتند که تالارهای مجموعه جدید نطنز احتمالاً عمیقتر از تأسیسات فردو ساخته میشوند. تصاویر و محاسبات توپوگرافی بعدی نیز این احتمال را تقویت کردند که بخشهایی از مجموعه کوه کلنگ در عمق حدود ۸۰ تا ۱۰۰ متری زیر سنگ قرار داشته باشد. چنین عمقی، هدف قرار دادن و ارزیابی میزان تخریب تأسیسات را بسیار دشوار میکند.
اهمیت کوه کلنگ نخست به ارتباط آن با مرکز نطنز بازمیگردد. نطنز مهمترین مرکز غنیسازی اورانیوم جمهوری اسلامی بوده و طی سالهای گذشته بارها با عملیات خرابکارانه، حملات سایبری و حملات نظامی روبهرو شده است. انتقال بخش مهمی از زیرساختهای مرتبط با سانتریفیوژها به داخل کوه، پاسخی به آسیبپذیری ساختمانهای سطحی و حتی برخی سازههای زیرزمینی قدیمیتر است.
دومین عامل اهمیت این مجموعه، ظرفیت بالقوه آن است. مقامهای جمهوری اسلامی کاربری اعلامشده آن را تولید و مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته عنوان کردهاند؛ اما وسعت تالارهای احتمالی و شبکه تونلها میتواند امکان نگهداری تجهیزات حساس، ذخیره مواد، انجام پژوهشهای مرتبط و حتی نصب زنجیرههای سانتریفیوژ را نیز فراهم کند. مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی نیز بر اساس ابعاد برآوردشده تالارها ارزیابی کرده است که این مجموعه، افزون بر مونتاژ سانتریفیوژ، از ظرفیت میزبانی یک تأسیسات غنیسازی برخوردار است.
عامل سوم، دشواری نظامی حمله به آن است. تأسیساتی که زیر دهها متر سنگ ساخته شده باشد، ممکن است در برابر بسیاری از مهمات متعارف و حتی برخی بمبهای سنگرشکن مقاومت کند. حمله مؤثر به چنین هدفی به اطلاعات دقیق درباره محل تالارها، مسیر تونلها، سامانههای تهویه، ورودیهای اضطراری و نقاط ضعف سازه نیاز دارد. حتی مسدود کردن ورودیها نیز الزاماً به معنای نابودی کامل تجهیزات یا مواد موجود در داخل کوه نیست.
کوه کلنگ از این منظر فقط یک تأسیسات زیرزمینی نیست؛ بلکه نماد مرحله تازهای از رقابت جمهوری اسلامی با آمریکا، اسرائیل و نهادهای نظارتی بینالمللی است. جمهوری اسلامی با انتقال زیرساختهای حساس به عمق زمین میکوشد توان بازسازی و ادامه فعالیتهای خود را در برابر حمله حفظ کند. در مقابل، آمریکا و متحدانش با بهرهگیری از ماهوارهها، ابزارهای اطلاعاتی و فشارهای دیپلماتیک، در پی شناسایی دقیق آنچه در این شبکه تونلی جریان دارد هستند.
موضوع دسترسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز بر حساسیت این مجموعه افزوده است. بازرسان آژانس تاکنون امکان بازرسی منظم از تأسیسات در حال ساخت کوه کلنگ را نداشتهاند، و گروسی نیز گفته است که حکومت ایران به پرسشهای او درباره فعالیتهای این محل پاسخ روشنی نداده است. نبود دسترسی، همراه با توسعه حصارها، استحکامات و ورودیهای تونلی، کوه کلنگ را به یک مسئله مهم در هر مذاکره احتمالی درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی تبدیل میکند.
اشاره صریح ترامپ به کوه کلنگ نشان میدهد که این مجموعه اکنون در کنار نطنز، فردو و اصفهان در مرکز محاسبات آمریکا قرار گرفته است. اهمیت آن نه فقط به آنچه امروز در داخل تونلها وجود دارد، بلکه به نقشی مربوط میشود که میتواند در بازسازی و توسعه آینده برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایفا کند. کوه کلنگ اکنون همزمان یک هدف احتمالی نظامی، یک چالش اطلاعاتی، یک موضوع بازرسی و یکی از نقاط تعیینکننده در آینده مناقشه هستهای جمهوری اسلامی است.





