یو ای نیوز

آخرین میزبان، واپسین مأموریت؛ آمریکا مقابل بلژیک و یک شب بزرگ در سیاتل – صدای آمریکا


برای تیم ملی آمریکا، بازی مقابل بلژیک فقط یک مسابقه حذفی دیگر نیست؛ این دیدار آزمونی است میان خاطره و جاه‌طلبی، میان زخمی قدیمی و نسلی که باور دارد می‌تواند تاریخ فوتبال آمریکا را یک پله بالاتر ببرد. کانادا و مکزیک، دو میزبان دیگر جام جهانی، پیش‌تر از تورنمنت کنار رفته‌اند و حالا نگاه‌ها به سیاتل دوخته شده است؛ جایی که آمریکا می‌خواهد با پیروزی در دیدار دوشنبه‌شب ۱۵ تیر آخرین پرچم میزبانان را همچنان برافراشته نگه دارد.

در ظاهر، نام بلژیک هنوز سنگین است؛ تیمی با تجربه، ستاره‌های شناخته‌شده و سابقه حضور در مراحل پایانی جام جهانی. اما روایت این بازی فقط با نام‌ها نوشته نمی‌شود. آمریکا با انرژی، سرعت، اعتمادبه‌نفس و حمایت یک ورزشگاه پرشور وارد میدان می‌شود؛ بلژیک اما تا اینجا، هرچند زنده مانده، چندان مطمئن و سرحال نشان نداده است.

حساب قدیمی؛ از مونته‌ویدئو تا سالوادور

آمریکا و بلژیک دو بار در تاریخ جام جهانی مقابل هم ایستاده‌اند؛ دو بازی، دو جهان متفاوت. نخستین دیدار به جام جهانی ۱۹۳۰ در اروگوئه برمی‌گردد؛ جایی که آمریکا در یکی از اولین بازی‌های تاریخ خود در جام جهانی، بلژیک را با نتیجه قاطع ۳ بر صفر شکست داد. آن برد هنوز هم یکی از پررنگ‌ترین یادگارهای آغازین فوتبال آمریکا در جهان است؛ پیروزی‌ای که نشان می‌داد این کشور، حتی در روزگاری که فوتبال در آن جایگاه امروز را نداشت، می‌توانست در صحنه جهانی غافلگیرکننده ظاهر شود.

اما خاطره تازه‌تر، تلخ‌تر است. در جام جهانی ۲۰۱۴، آمریکا و بلژیک در مرحله یک‌هشتم نهایی به هم رسیدند. تیم یورگن کلینزمن با دروازه‌بانی تاریخی، تیم هاوارد، مقاومت کرد؛ هاوارد آن شب با ۱۶ مهار، رکوردی فراموش‌نشدنی در جام جهانی ثبت کرد. اما بلژیک در وقت اضافه راه را پیدا کرد و با برد ۲ بر ۱ آمریکا را به خانه فرستاد. آن مسابقه برای بسیاری از هواداران آمریکایی نماد «نزدیک شدن اما نرسیدن» بود.

اکنون، دوازده سال بعد، سؤال اصلی این است: آیا این نسل می‌تواند کاری را تمام کند که نسل ۲۰۱۴ تا آستانه‌اش رفت؟

آمریکایی متفاوت؛ تیمی با چهره مدعی

این آمریکا دیگر صرفاً تیمی جنگنده و منظم نیست که به امید ضدحمله و درخشش دروازه‌بان بماند. این تیم می‌تواند فشار بیاورد، مالکیت توپ را مدیریت کند، از کناره‌ها با سرعت حرکت کند و در لحظات حساس ضربه بزند. کریستین پولیشیچ، وستون مک‌کنی، سرجینیو دست، آنتونی رابینسون، مالک تیلمن و فلورین بالوگان چهره تیمی را ساخته‌اند که از نظر کیفیت فردی و عمق فنی، شاید از هر نسخه قبلی آمریکا در جام جهانی کامل‌تر باشد.

صعود مقابل بوسنی و هرزگوین نیز پیام مهمی داشت. آمریکا حتی در شرایطی که با ده بازیکن بازی را ادامه داد، توانست مسابقه را مدیریت کند و به برد ۲ بر صفر برسد. گل بالوگان و ضربه تماشایی تیلمن نشان دادند این تیم برای بردن فقط به یک مسیر وابسته نیست.

پولیشیچ پیش از این بازی با لحنی روشن گفته بود فاصله کیفی دو تیم دیگر مثل گذشته نیست. این جمله، بیش از آنکه شعار باشد، بازتاب اعتمادبه‌نفس نسلی است که بسیاری از بازیکنانش در لیگ‌های بزرگ اروپا رشد کرده‌اند و دیگر مقابل نام‌های بزرگ دچار ترس نمی‌شوند. آمریکا می‌داند بلژیک هنوز خطرناک است، اما دیگر دلیلی نمی‌بیند که نقش تیم کوچک‌تر را بازی کند.

صعود مقابل بوسنی و هرزگوین نیز پیام مهمی داشت. آمریکا حتی در شرایطی که با ده بازیکن بازی را ادامه داد، توانست مسابقه را مدیریت کند و به برد ۲ بر صفر برسد. گل بالوگان و ضربه تماشایی تیلمن نشان دادند این تیم برای بردن فقط به یک مسیر وابسته نیست.

بلژیک؛ نام بزرگ، نشانه‌های خستگی

بلژیک هنوز تیمی است که نمی‌توان حتی برای یک لحظه دست‌کم گرفت. کوین دی‌بروینه، روملو لوکاکو، ژرمی دوکو و چند نام باتجربه دیگر کافی‌اند تا هر دفاعی را نگران کنند. اما این بلژیک، آن ماشین روان سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ نیست. عبور دشوار از سد سنگال در مرحله قبل، آن هم پس از عقب افتادن و فرار در وقت اضافه، نشانه‌ای بود از تیمی که هنوز زنده است، اما بی‌نقص نیست.

رودی گارسیا، سرمربی بلژیک، پس از آن مسابقه اعتراف کرد سنگال شاید شایسته‌تر بود. همین جمله برای آمریکا اهمیت دارد. بلژیک در لحظاتی از بازی‌ها آسیب‌پذیر نشان داده؛ به‌ویژه در کناره‌ها، جایی که سرعت و تحرک آمریکا می‌تواند تفاوت‌ساز شود. اگر رابینسون و دست بتوانند بال‌های بلژیک را عقب بنشانند و اگر پولیشیچ و بالوگان فضای پشت مدافعان را هدف بگیرند، آمریکا می‌تواند این بازی را از حالت انتظار و احتیاط خارج کند.

پرونده بالوگان

اما هیچ پیش‌بازی‌ای بدون اشاره به بزرگ‌ترین حاشیه این مسابقه کامل نیست: پرونده فلورین بالوگان. مهاجم مؤثر آمریکا در بازی قبلی با کارت قرمز مستقیم اخراج شد و مطابق روند معمول، انتظار می‌رفت یک جلسه محروم شود. با این حال فیفا اجرای این محرومیت را بر اساس ماده ۲۷ آیین‌نامه انضباطی خود به حالت تعلیق درآورد؛ تصمیمی که باعث می‌شود بالوگان امشب بتواند مقابل بلژیک بازی کند.

این تصمیم خیلی زود از یک موضوع انضباطی به یک پرونده سیاسی ـ فوتبالی تبدیل شد.

پرزیدنت ترامپ و اینفانتینو رئیس فیفا


پرزیدنت ترامپ و اینفانتینو رئیس فیفا

گزارش‌ها از تماس دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، با جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، برای بازبینی ماجرا حکایت داشتند و خود ترامپ نیز پس از اعلام تصمیم فیفا از این نهاد تشکر کرد. پرزیدنت ترامپ امروز دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵ به طور رسمی تماس خود با رئیس فیفا را تایید کرد. از نگاه اردوگاه آمریکا، ماجرا می‌تواند اصلاح یک تصمیم سخت‌گیرانه یا ناعادلانه داوری تلقی شود؛ از نگاه منتقدان، این همان جایی است که فوتبال باید در برابر نفوذ سیاست خط بکشد.

واکنش‌ها تند بود. اتحادیه فوتبال اروپا از عبور از «خط قرمز» سخن گفت. فدراسیون فوتبال بلژیک تصمیم را شگفت‌آور دانست و آن را به چالش کشید. یورگن کلوپ، سرمربی سابق لیورپول و چهره‌ای که این روزها نامش برای نیمکت آلمان جدی‌تر از همیشه مطرح است، با لحنی انتقادی گفت فوتبال متعلق به فوتبالی‌هاست، نه سیاستمداران.

آیا چنین چیزی سابقه داشته است؟ پاسخ دقیق این است: مشابه‌هایی وجود داشته، اما مورد بالوگان از نظر زمان، زمینه و ابعاد سیاسی کم‌سابقه است. در سال ۱۹۶۲، گارینشا، ستاره برزیل، پس از اخراج در نیمه‌نهایی، فینال جام جهانی را بازی کرد. در موردی تازه‌تر، محرومیت کریستیانو رونالدو نیز با استفاده از همین سازوکار انضباطی فیفا کاهش یا تعلیق شد تا او در آغاز جام جهانی در دسترس باشد. اما این که در میانه مرحله حذفی جام جهانی، پس از گزارش تماس رئیس دولت یکی از کشورهای میزبان با رئیس فیفا، محرومیت بازیکن میزبان تعلیق شود، همان نقطه‌ای است که پرونده بالوگان را به سوژه‌ای فراتر از فوتبال تبدیل کرده است.

با این همه، از منظر فنی، حضور بالوگان برای آمریکا حیاتی است. او فقط گلزن نیست؛ با حرکت‌های عمقی، پرس اولیه و کشیدن مدافعان به عقب، فضا را برای پولیشیچ، مک‌کنی و تیلمن باز می‌کند. آمریکا که بدون او هم تیم خطرناکی بود؛ با او، تیزتر و مستقیم‌تر می‌شود.

کلید بازی؛ سرعت آمریکا مقابل تجربه بلژیک

مسیر پیروزی آمریکا روشن است، هرچند آسان نیست. این تیم باید بازی را با ریتم بالا آغاز کند، اجازه ندهد دی‌بروینه زمان و فضا برای طراحی داشته باشد و بلژیک را وادار کند در عرض زمین بدود. بلژیک هر زمان بتواند سرعت بازی را کم کند، خطرناک‌تر می‌شود؛ هر زمان مجبور به دفاع در فضاهای بزرگ شود، آسیب‌پذیرتر به نظر می‌رسد.

در شبی که دو میزبان دیگر کنار رفته‌اند، آمریکا آخرین میزبانِ ایستاده است. بلژیک حریف آسانی نیست، اما شاید زمان آن رسیده باشد که خاطره ۲۰۱۴ جای خود را به روایتی تازه بدهد؛ روایتی که از سیاتل شروع می‌شود و می‌تواند فوتبال آمریکا را وارد فصل دیگری کند.

برای آمریکا، ضربه اول اهمیت دارد. گل زودهنگام می‌تواند بلژیک را از منطقه امن بیرون بکشد و ورزشگاه سیاتل را به عامل فشار تبدیل کند. اما حتی اگر بازی گره بخورد، این نسل آمریکا نشان داده برای ماندن در مسابقه فقط به احساسات تکیه ندارد؛ ابزار تاکتیکی، قدرت بدنی و اعتماد ذهنی هم دارد.

امشب، آمریکا به دنبال صعودی است که می‌تواند نخستین حضور این تیم در یک‌چهارم نهایی جام جهانی از سال ۲۰۰۲ باشد. اما معنای بزرگ‌تر بازی شاید این باشد: تیم ملی آمریکا می‌خواهد ثابت کند دیگر فقط میزبان خوب جام جهانی نیست؛ می‌تواند یکی از بازیگران جدی آن هم باشد.

در شبی که دو میزبان دیگر کنار رفته‌اند، آمریکا آخرین میزبانِ ایستاده است. بلژیک حریف آسانی نیست، اما شاید زمان آن رسیده باشد که خاطره ۲۰۱۴ جای خود را به روایتی تازه بدهد؛ روایتی که از سیاتل شروع می‌شود و می‌تواند فوتبال آمریکا را وارد فصل دیگری کند.



منبع خبر در صدای آمریکا

نکته : اگر تصاویر را مشاهده نمیکنید / فیلترشکن خود را روشن کنید .

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی