
پس از ۸۸ روز خاموشی دیجتیال، که نتبلاکس آن را «طولانیترین قطع سراسری اینترنت در تاریخ معاصر» خوانده است، و در حالی که گفتوگوها با واشینگتن زیر سایۀ فشارهای نظامیِ تازه در خلیج فارس ادامه دارد، ایران دسترسی مردم به اینترنت را هرچند بهطور محدود برقرار کرده است.
رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی برای موشکافی این موضوع که گشایش محدود دیجیتال از سوی تهران چه معنایی دارد و آیا گفتوگوهای کنونی میتواند به یک آتشبس پایدار بینجامد، با چارلز دان گفتوگو کرده است.
او دیپلمات ارشد پیشین آمریکا و مقام امنیت ملی است که بیش از ۲۴ سال پیشینۀ کار دولتی دارد و در دوران ریاستجمهوریِ جرج دبلیو بوش، مدیر بخش عراق در شورای امنیت ملی بوده است.
- رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی: ایران پس از ۸۸ روز خاموشی، دسترسی به اینترنت جهانی را تا حدی بازگردانده است. از دیدگاهی راهبردی، آیا این گشایش نشان میدهد که نظام حکومتی گمان میکند ناآرامیهای داخلی را مهار کرده، یا اینکه این اقدام، بیشتر امتیازی اقتصادی برای جلوگیری از فروپاشی شدیدتر چرخۀ تجارت است؟
چارلز دان: شاید آمیزهای از هر دو باشد، اما برداشت اصلی من این است که نظام حکومتی در حال حاضر، پس از تاب آوردن در برابر یورش آمریکا و اسرائیل، احساس اطمینان بیشتری میکند. گرچه این پایداری به بهای ویرانی گستردۀ زیرساختهای نظامی و آسیب به بسیاری از اهداف غیرنظامی تمام شد، اما آنها توانستند از این گردنه عبور کنند، بیآنکه در این مدت با خیزشی همهجانبه از سوی مردم روبهرو شوند.
به گمانم آنها همچنین احساس میکنند که روند گفتوگوها احتمالاً به سمتوسوی دلخواهشان پیش میرود. اکنون همهچیز، از جمله آیندۀ برنامۀ هستهای آنها، روی میز است؛ بیآنکه مانند گذشته واشینگتن خواستار تسلیم بیچونوچرای آنان باشد. ازاینرو، من این رویداد را بیشتر نشانهای از آن میدانم که بهاندازۀ کافی اطمینان خاطر یافتهاند تا سطحی از دسترسی را فراهم کنند و مردم بتوانند رویدادها را دنبال کنند.
در واقع، بسیاری از اخبار ممکن است جایگاه نظام حکومتی را در چشم مردم تقویت کند. در عین حال، پیامدهای اقتصادیِ این قطعی نیز بسیار سنگین بوده است. کسبوکارهای ایرانی برای چرخش کارهایشان به اینترنت نیاز دارند، بنابراین این موضوع نیز بیگمان عاملی اثرگذار است.
- اقتصاد ایران همچنان زیر فشاری خردکننده است. اگر تهران اینترنت را تا حدی برای سرپا نگهداشتنِ تجارت داخلی وصل کرده است، این آسیبپذیری اقتصادی چه اثری بر اهرم فشار این کشور در گفتوگوها با واشینگتن دارد؟
تاوان اقتصادی این وضعیت برای مردم عادی ایران بسیار کمرشکن است. تورم لگامگسیخته است، واردات بهشدت محدود شده، صادرات در تنگناست و ریال ثباتی ندارد. مردم عادی رنج فراوانی میکشند.
اما دربارۀ خود گفتوگوها، گمان میکنم این دست نگرانیهای اقتصادی در جایگاه دوم اهمیت قرار دارند. نظام حکومتی باور دارد که در حال حاضر تا حد زیادی توانسته مردم را مهار کند، و به نظر میرسد تا زمانی که بر سر قدرت بماند، آماده است تا پیامدهای سنگین اقتصادی را به جان بخرد.
بنابراین، گمان نمیکنم رهبری ایران هنگام چانهزنی بر سر میز مذاکره، چندان دغدغۀ گرفتاریهای اقتصادیِ شهروندان عادی را داشته باشد. اولویت نخست آنها حفظ نظام حکومتی است.
- این خاموشی در آغاز راهی بود تا سرکوب گستردۀ امنیتی در کشاکش حملات آمریکا و اسرائیل پنهان بماند. این وصل شدنِ دستچینشدۀ اینترنت، دربارۀ میزان اطمینان نظام حکومتی به پایداری خود چه پیامی دارد؟
گمان میکنم نظام حکومتی در حال حاضر تا حد زیادی احساس امنیت میکند. آنها آمادهاند تا بخشهایی از اینترنت را باز کنند، چراکه اکنون بخشِ عمدۀ روایت بینالمللی بر این موضوع متمرکز است که واشینگتن به دنبال رسیدن به توافق و یافتن راهی برای خروج از بحران است.
رهبری ایران میخواهد مردم پیامهایی را دریافت کنند که جایگاهش را تقویت میکند؛ یعنی این پیام که ایران در برابر اسرائیل و ایالات متحده ایستادگی کرد و از پا درنیامد.
البته این امر چیزی از میزان نارضایتی ژرف مردمی در درون ایران کم نمیکند. ما شاهد موجهای پیاپی اعتراضات بودهایم، از جمله تازهترینِ آنها در ماه ژانویه که بهشدت سرکوب شد. اما دستکم در شرایط کنونی، به نظر میرسد که نظام حکومتی مصمم است برای حفظ چیرگیِ خود از هر نیرویی که لازم میداند بهره ببرد، و میپندارد که این راهبرد در حال نتیجه دادن است.
تنگۀ هرمز، محور اصلی گفتوگوها
- در عمل چه پیشرفتی در گفتوگوها به دست آمده است؟ اکنون چه چیزی روی میز است که پیشتر نبود؟
اکنون مهمترین مسئلۀ روی میز، آیندۀ تنگۀ هرمز است؛ اینکه آیا باز میماند، چهکسی بر آن چیرگی دارد و سودش به جیب چهکسی میرود. پیش از تهاجم آمریکا و اسرائیل، این موضوع حتی در کانون توجه مذاکرات نبود.
اما اکنون این آبراه به یکی از دلایل اصلی بدل شده است که به نظام حکومتیِ ایران در گفتوگوها احساس اطمینان بیشتری میبخشد.
در همین حال، مسائل دیگر، بهویژه پروندۀ هستهای، در وضعیت ناپایداری قرار دارند. ایالات متحده اکنون آماده است تا بار دیگر بر سر برنامۀ هستهای ایران گفتوگو کند، و آنگونه که گزارش شده، این گفتوگوها برای یک بازۀ زمانیِ ۳۰ تا ۶۰ روزه برنامهریزی شده است.
نکتۀ درخور توجه این است که ما در عمل به گفتوگو بر سر همان مسائل بنیادینی بازگشتهایم که استخوانبندی اصلی توافق هستهای سال ۲۰۱۵ بودند. اما در این مرحله، ما همچنان بیشتر دربارۀ خودِ نشستوبرخاستها صحبت میکنیم. جزئیات تا حد زیادی در هالهای از ابهام است و رویدادها ممکن است با شتاب فراوانی دستخوش دگرگونی شوند.
- در حال حاضر دست برتر از آن کیست؟ آیا به نظر میرسد هیچیک از دو طرف گمان کند که زمان به نفع او پیش میرود؟
من شخصاً بر این باورم که ایران میپندارد زمان به نفع اوست. از دیدگاه تهران، آنها الان یک یورش گستردهٔ نظامی را از سر گذرانده و از نظر سیاسی پابرجا ماندهاند.
رهبران ایران همچنین فشارهای سیاسی پیش روی واشینگتن را درک میکنند. آنها بر این باورند که ایالات متحده برای رسیدن به توافق، بیش از پیش زیر فشار است و تمایلی ندارد درگیریهای فرسایشی را از سر بگیرد.
بنابراین، درست یا نادرست، به نظر میرسد تهران گمان میکند که اگر شکیبایی به خرج دهد و آماده باشد تا فشارهای بیشتری را به جان بخرد، میتواند با جایگاهی نسبتاً استوار از گفتوگوها بیرون بیاید.
- پس از تازهترین حملات آمریکا، چارچوب واقعبینانه برای یک آتشبس پایدار چگونه خواهد بود؟
همهچیز از تنگهٔ هرمز آغاز میشود. ایران باید محدودیتهای کشتیرانی را بردارد، و در برابر آن، باید گشایشی نیز در محدودیتهای اثرگذار بر کشتیرانی ایران رخ دهد.
عنصر مهم دوم، پایهریزی چارچوبی برای گفتوگوهای هستهای در آینده است. هنوز اختلاف نظرهای چشمگیری بر سر ذخیرهٔ اورانیوم غنیشدهٔ ایران وجود دارد؛ اینکه چه بر سر آن میآید و کاهش تحریمها تحت چه شرایطی انجام خواهد شد.
اگر دو طرف بتوانند بر سر این دو موضوع، یعنی ثبات دریایی و چارچوبی برای گفتوگوهای هستهای، به توافق برسند، آنگاه این دستاورد میتواند پایهای برای یک آتشبس ماندگارتر باشد.
«مردم ایران به فراموشی سپرده شدهاند»
- آنگونه که گزارش شده، واشینگتن از تهران خواسته است پیش از آنکه کاهش چشمگیر تحریمها پیشنهاد شود، ذخیرهٔ اورانیوم با غنای بالای خود را واگذار کند. آیا رهبری کنونی ایران فضای سیاسی لازم در داخل کشور را برای دادن چنین امتیازی دارد؟
این پرسش بسیار مهمی است، چراکه بخش بزرگی از رهبران ارشد ایران که پیش از این در چنین مسائلی صاحباختیار بودند، در جریان حملات آمریکا و اسرائیل کشته شدند.
سازوکار درونی نظام حکومتی اکنون حتی از شش ماه پیش نیز مبهمتر شده است.
برنامهٔ هستهای دیری است که با ملیگرایی ایرانی گره خورده است، هم پیش و هم پس از انقلاب اسلامی. ازاینرو، دست کشیدن از اورانیوم غنیشده از نظر سیاسی بسیار دشوار خواهد بود.
آنچه مقامهای ایرانی همواره بر آن پافشاری کردهاند این است که نمیخواهند این اندوخته را از دست بدهند. اگر هم روزی بخواهند چنین گامی را در نظر بگیرند، در برابر آن چشمداشت پاداش بسیار بزرگی خواهند داشت؛ پاداشی مانند برداشته شدن تحریمها، دسترسی به داراییهای مسدودشده، و بهاحتمال زیاد، مشوقهای اقتصادی چشمگیر.
- از دیدگاه برنامهریزی نظامی، وقتی نشانههای دیپلماتیک، پیوسته در حال دگرگونیاند، آمادگی برای عملیات بلندمدت تا چه اندازه برای پنتاگون دشوار است؟
این کار بینهایت دشوار است، زیرا خود هدفهای راهبردی هنوز نامشخصاند. پنتاگون نمای کلی آنچه را که شاید نیاز باشد برای آن آماده شود درک میکند، اما به نظر نمیرسد چارچوب بلندمدت و دقیقاً تعریفشدهای وجود داشته باشد.
همزمان، ایران نشان داده است که توانایی گسترش دامنهٔ درگیری را دارد؛ با کارهایی چون تهدید مسیرهای کشتیرانی، هدف قرار دادن زیرساختهای اقتصادی، و احتمال کشاندن پای گروههای همپیمان خود در دیگر نقاط منطقه به این کشاکش.
این درهمآمیختگیِ عدم قطعیت سیاسی و پیشبینیناپذیری تاکتیکی، برنامهریزی بلندمدت را بسیار سختتر میکند.
- جامعهٔ ایران چه وضعیتی دارد؟ پس از ماهها انزوا، تنگنای اقتصادی و فشارهای زمان جنگ، تابآوری جامعهٔ مدنی ایران امروز چقدر است؟
به باور من، سیاستگذاران در همهٔ طرفها، خود مردم ایران را تا حد زیادی به فراموشی سپردهاند. دولت ترامپ چندین بار از مردم ایران دعوت کرده است که صرفاً بهپا خیزند و زمام امور دولت خود را به دست گیرند، اما در مجموع، در هر آنچه ایالات متحده دربارهٔ این بحران میگوید و انجام میدهد، خود مردم ایران در اولویتهای بعدی قرار دارند، که به گمان من اشتباه بزرگی است.
با این حال، جامعهٔ ایران حتی در برابر خشونتهای شدید نظام حکومتی، تابآوری شگفتانگیزی از خود نشان داده است. آنها بارها و بارها بهپا خاسته و نارضایتی خود را فریاد زدهاند.
بیگمان، نظام حکومتی برای خاموش کردن آنها از حبسهای بیاساس، دادگاههای نمایشی، اعدام، و تعطیلی نهادهای مدنی خطرساز بهره برده است؛ یعنی از تمام ابزارهای موجود در جعبهٔ ابزار اقتدارگرایی، اما هنوز هم کاملاً کامیاب نشده است؛ بنابراین، هرچند که مردم ایران در حال حاضر آرام به نظر میرسند، انتظار دارم در آینده شاهد ناآرامیهای بیشتری باشیم. ما فقط نمیتوانیم دقیقاً پیشبینی کنیم که این اتفاق کِی رخ خواهد داد، یا چه شرایطی به آن دامن خواهد زد.
- در پایان، با نگاهی به ماههای پیش رو، واشینگتن و تهران باید به چه معیارهایی دست پیدا کنند تا از رویارویی نظامی به سوی چارچوب دیپلماتیک پایدارتری گام بردارند؟
نخست، باید کشتیرانی بینالمللی در تنگهٔ هرمز امن باشد. این امر برای بازگرداندن سطحی از ثبات به خلیج [فارس] بنیادین است.
دوم، باید یک چارچوب پیوستهٔ گفتوگو وجود داشته باشد که از گزند بالا گرفتن فوری تنشهای نظامی در امان بماند. مسئلهٔ هستهای تنها بخشی از روابط گستردهٔ میان ایالات متحده و ایران است.
اما هیچیک از اینها تضمینشده نیست. سطح بیاعتمادی همچنان بسیار بالاست و هر دو طرف بهشدت به نیتهای یکدیگر بدگمان هستند. ازاینرو، در حالی که میتوان چارچوبی برای ثبات ترسیم کرد، خود شرایط همچنان بسیار ناپایدار است.




