
نتبلاکس، نهاد ناظر بر اختلالات اینترنت، اعلام کرد قطع گسترده اینترنت در ایران وارد هشتادودومین روز شده و پس از ۱۹۴۴ ساعت، کشور همچنان تا حد زیادی از اینترنت جهانی جدا مانده است.
این نهاد نوشته است در دورانی که حتی چند دقیقه اختلال در اینترنت میتواند بحرانساز باشد، ایران همچنان رکوردهای تازهای در قطع ارتباطات دیجیتال ثبت میکند؛ وضعیتی که به گفته نتبلاکس، معیشت شهروندان را نابود کرده و حقوق آنان را فرسوده است.
پیامدهای اقتصادی این قطعی اکنون از سوی بخشی از مقامهای دولت نیز تأیید میشود. عبدالکریم حسینزاده، معاون رئیسجمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم، با انتقاد از وضعیت اینترنت گفته است: «وضعیت اینترنت دمار از روزگار بومگردیها درآورده است.»
او همچنین تأکید کرده بسیاری از کسبوکارهای روستایی نابود شدهاند و دولت، حاکمیت و مجموعه مسئولان باید برای بازگشت اینترنت به شرایط عادی تلاش کنند. گزارش ایرنا نیز بازگشت اینترنت بینالملل را «خواست ملت و دستور رئیسجمهور» توصیف کرده است.
حسینزاده در بخش دیگری از سخنان خود، از کسانی انتقاد کرده که به گفته او «نسخه یکطرفه» میپیچند و میگویند اینترنت دیگر به شرایط پیش از جنگ بازنمیگردد. او گفته اینترنت «اتفاقاً» باید به وضعیت عادی بازگردد.
این سخنان در حالی مطرح میشود که محدودیت اینترنت در ایران دیگر فقط یک مسئله ارتباطی نیست؛ به مسئله مستقیم معیشت، فروش، گردشگری، کسبوکارهای خانگی، بومگردیها و فعالیت اقتصادی در مناطق محروم تبدیل شده است.
همزمان، خود دولت نیز نمیتواند فقط در جایگاه منتقد ظاهر شود. مسعود پزشکیان، به عنوان رئیسجمهور، ریاست شورای عالی فضای مجازی را بر عهده دارد؛ نهادی که یکی از مراکز اصلی سیاستگذاری و تصمیمگیری درباره فضای مجازی در ایران است.
اینجاست که تناقض در گفتار و رفتار حاکمیت برجسته میشود. از یک سو، مقامهای دولتی میگویند اینترنت باید به شرایط عادی بازگردد و کسبوکارهای روستایی از وضعیت موجود آسیب دیدهاند. از سوی دیگر، اینترنت جهانی همچنان برای بخش بزرگی از جامعه محدود مانده و بحثهایی مانند اینترنت طبقاتی، دسترسی گزینشی و اینترنت «پرو» ادامه دارد.
تابناک نیز در گزارشی نوشته بود قطعی طولانی اینترنت، اقتصاد دیجیتال را به «حالت احتضار» رسانده و معیشت میلیونها شهروند وابسته به پلتفرمهای بینالمللی را در معرض نابودی قرار داده است.
به این ترتیب، بحران اینترنت در ایران از سطح اختلال فنی فراتر رفته است. حکومت در یک سو از حمایت از مردم، انسجام اجتماعی و بازگشت شرایط عادی سخن میگوید، اما در سوی دیگر، ابزار اصلی ارتباط، فروش، اطلاعرسانی و کسب درآمد میلیونها شهروند را محدود نگه داشته است.





