
یک ویراستار در یک انتشاراتی در تهران، یک مربی آنلاین یوگا، و مادری روستایی که از طریق اینستاگرام غذای خانگی میفروشد، تنها سه نمونه از زنان ایرانی هستند که معیشتشان در پی قطع مداوم اینترنت در کشور از بین رفته است.
سه مورد قطع اینترنت در ایران طی ماههای اخیر، از جمله قطعی فعلی که طولانیترین مورد ثبتشده تاکنون است، ضربهای ویرانگر به اقتصاد وارد کرده است. و در بسیاری از موارد، این زنان هستند که بیش از همه آسیب دیدهاند. یک مربی یوگا در تهران به رادیو فردا گفت که محدودیتهای اینترنتی مانع برگزاری کلاسهای آنلاین او شده و تنها منبع درآمدش را از بین برده است.
او که نخواست نامش فاش شود، گفت: «تازه داشتم یاد میگرفتم روی پای خودم بایستم، اما توان پرداخت هزینه ویپیان مطمئن را ندارم. خیلی گران است و درست هم کار نمیکند».
او افزود: «من خوششانس هستم چون با پدر و مادرم زندگی میکنم، اما همکارانی را میشناسم که دیگر نمیتوانند اجاره خانهشان را پرداخت کنند».
او خاموشی دیجیتال را «شکنجه» توصیف کرد و گفت «با جنگ و قطع اینترنت، زندگی برای خیلیها متوقف شده است».
«آپارتاید اینترنتی»
جمهوری اسلامی آخرین دور قطع اینترنت را در ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، اعمال کرد.
اگرچه واشینگتن و تهران در ۱۹ فروردین به آتشبسی شکننده دست یافتند، اما دسترسی به اینترنت هنوز برقرار نشده و شهروندان بیش از دو ماه است در تاریکی دیجیتال به سر میبرند. تنها کسانی که توان پرداخت هزینه ابزارهای گران ضد فیلترینگ را دارند، همراه با افرادی که دسترسی مورد تأیید حکومت دارند، میتوانند آنلاین شوند.
امیلی بلات، پژوهشگر رسانه و نویسنده کتاب «رسانه و قدرت در ایران مدرن»، به رادیو فردا گفت: «فقط شش ماه پیش، میلیونها زن ایرانی کسبوکارهای آنلاین پررونقی داشتند. سرکوب خونین ۱۸ و ۱۹ دی و جنگ با آمریکا، همراه با رژیم جدید آپارتاید اینترنتی، تأثیر عظیمی بر آن اکوسیستم پررونق گذاشته است».
او افزود: «اینترنت که زمانی شریان حیاتی بسیاری از کسبوکارهای ایرانی بود، حالا برای همه بهجز گروهی نخبه، یا دور از دسترس است یا غیرقابل پرداخت».
غلامحسین محمدی، معاون وزیر کار، فروردینماه گفت که بر اساس برآوردهای دولتی، جنگ باعث از دست رفتن یک میلیون شغل و بیکاری مستقیم یا غیرمستقیم دو میلیون نفر شده است.
همچنین زهرا بهروزآذر، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده، در همان ماه گفت که قطع اینترنت مشاغل «غیررسمی» زنان را بهشدت محدود کرده است.
او افزود که حدود یکسوم درخواستهای بیمه بیکاری ثبتشده طی ۴۰ روز گذشته متعلق به زنان بوده است.
مقامهای جمهوری اسلامی میگویند نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران ۱۸ درصد است. اما بسیاری از زنان کسبوکارهای کوچک آنلاین راهاندازی کرده یا در آنها مشغول به کار بودند.
بسیاری از آنها درآمد خود را از دست دادهاند، از جمله زنانی که کسبوکار اینترنتی داشتند یا در فروش آنلاین کار میکردند.
زنانی که خدمات آنلاین ارائه میدادند، از جمله معلمان، متخصصان سلامت روان و مربیان ورزشی، نیز بهشدت آسیب دیدهاند. زنان شاغل در بخشهای دیگر که در برابر اختلالات اینترنتی آسیبپذیر بودند، از جمله نشر و خدمات ترجمه، نیز با اخراجهای گسترده روبهرو شدهاند.
یک ویراستار کتاب در تهران که او نیز نخواست نامش فاش شود، به رادیو فردا گفت: «زنان زیادی در این بخش کار میکنند و چون این مشاغل بسیار آسیبپذیر بودند، بسیاری از آنان بیکار شدهاند».
او گفت که هم در یک شرکت تبلیغاتی و هم در یک انتشاراتی کار میکرده است. هر دو شرکت ۸۰ درصد کارکنان خود را اخراج کردهاند که بسیاری از آنها زن بودند. او گفت شرکت تبلیغاتی او را کاملاً اخراج کرده، در حالی که انتشاراتی او را نگه داشته اما حقوقش را نصف کرده است.
«بازار کار موازی»
لیلا، ساکن روستایی در نزدیکی مرند در شمالغرب ایران، پیشتر از طریق صفحه اینستاگرامش با فروش غذای خانگی خانوادهاش را تأمین میکرد. او طی پنج سال گذشته توانسته بود با ایجاد مشتریان وفادار آنلاین، هزینه زندگی خود، همسرش و فرزند هشت سالهشان را تأمین کند.
لیلا که اخیراً با وبسایت «آتیه آنلاین» گفتوگو کرده، گفته است بخش بزرگی از بازارش را از دست داده و فروش محصولاتش تقریباً به صفر رسیده است.
او گفت: «بسیاری از مشتریانم از طریق معرفی خریداران قبلی که از کارم راضی بودند، صفحهام را پیدا کرده بودند. اما قطع اینترنت بیشتر آن ارتباط را نابود کرد. حالا مجبور شدهام پنج میلیون تومان برای ویپیان هزینه کنم تا شاید هنوز بتوانم کمی فروش داشته باشم، حتی اگر خیلی کم باشد».
اعظم بهرامی، پژوهشگر ساکن تورین ایتالیا، به رادیو فردا گفت که اینترنت برای بسیاری از زنان، از جمله زنان ساکن شهرهای کوچک و روستاها، به یک شریان حیاتی تبدیل شده بود که اکنون از آنها گرفته شده است.
او گفت: «اینترنت برای زنان یک بازار کار موازی ایجاد کرده بود؛ به آنها دسترسی به اطلاعات میداد و امکان کار از خانه را فراهم میکرد، در حالی که میتوانستند از فرزند و سالمندان نیز مراقبت کنند».
سیمین کاظمی، جامعهشناس، کلیشههای ریشهدار جنسیتی را عامل تأثیر نامتناسب اخراجها بر زنان دانست.
کاظمی در گفتوگو با خبرگزاری نیمهرسمی ایلنا گفت: « این کلیشهها که اشتغال زنان را نسبت به مردان کمتر ضروری جلوه میدهد موجب میشوند که در شرایط تعدیل نیرو در درجه نخست زنان قربانی شوند، زیرا کماکان در ذهنیت جمعی و عمومی زنان «نانآور خانواده» محسوب نمیشوند».
او اشاره کرد که ۲۲.۵ درصد خانوارهای ایرانی توسط زنان اداره میشوند و این خانوارها از فقیرترین و آسیبپذیرترین اقشار کشور هستند.
او گفت: «بیکاری زنان بهعنوان یک معضل بزرگ اجتماعی تلقی نمیشود و امری عادی به حساب میآید. دلیلش این است که اساساً اشتغال زنان ضروری دانسته نمیشود».
کاظمی هشدار داد که افزایش بیکاری زنان، بهویژه زنان سرپرست خانوار، میتواند بخش بزرگی از جمعیت را به سوی فقر شدید سوق دهد.





