یو ای نیوز

پاراگراف اول؛ چشم‌انداز آتش‌بس یا پایان جنگ و تغییرات سیاسی در ایران – رادیو فردا



اعلام تعویق حملهٔ آمریکا به نیروگاه‌های برق و زیرساخت‌های انرژی ایران از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، پرسش‌های تازه‌ای را دربارهٔ اهداف واشینگتن مطرح کرده است؛ آیا این تصمیم پنجره‌ای برای آتش‌بس و پایان جنگ است، یا تلاشی برای آرام کردن بازار متلاطم انرژی و خرید زمان تا رسیدن نیروهای بیشتر آمریکایی به منطقه؟

رئیس‌جمهور آمریکا این تعویق را به تداوم و موفقیت مذاکرات مشروط کرده است؛ در حالی که تهران اساساً وجود چنین مذاکراتی را رد می‌کند. با این حال، سخنگوی وزارت خارجه ایران دریافت درخواست آمریکا برای گفت‌وگو با هدف پایان دادن به جنگ، از طریق کشورهای دوست، را کامل رد نکرده است.

ترامپ همچنین از گفت‌وگویی «خوب و سازنده» با یک مقام بلندپایه و مورد احترام ایرانی صحبت کرده است؛ عبارتی که برای ناظران سیاسی یادآور دوره‌های پیشین مذاکراتی است که در نهایت به تنش و درگیری نظامی انجامید.

در همین حال، برخی گزارش‌ها از پیشنهاد آمریکا برای گفت‌وگو میان جی‌دی ونس، معاون اول رئیس‌جمهور ایالات متحده، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، خبر می‌دهند؛ موضوعی که پرسش‌هایی را دربارهٔ تحولات احتمالی در ساختار قدرت ایران مطرح کرده است.

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، حسین علیزاده، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی ایران ساکن لندن، و میثم بادامچی، پژوهشگر فلسفه سیاسی در دانشگاه چارلز در جمهوری چک، چشم‌انداز آتش‌بس یا پایان جنگ و تغییرات سیاسی در ایران را به بحث گذاشته‌اند.

جمهوری «تبخیری»

حسین علیزاده با نگاهی به مطرح شدن بحث مذاکرهٔ احتمالی میان ایران و آمریکا همزمان با بالا گرفتن تنش‌ها در منطقه می‌گوید: نظام سیاسی ایران در حال «ساقط شدن» نیست بلکه در حال «تبخیر شدن» است.

به گفتهٔ او، وقتی نظامی سقوط می‌کند آثار آن باقی می‌ماند، اما در حالت تبخیر، ساختار به‌تدریج از هم می‌پاشد و اجزای آن ناپدید می‌شوند؛ مشابه مولکول‌های آب که در هوا پراکنده می‌شوند.

او معتقد است حتی اگر از مذاکره‌ای میان ایران و آمریکا صحبت شود، چنین مذاکره‌ای الزاماً به معنای توافق نخواهد بود.

آقای علیزاده، مذاکره در حالت «تبخیری» را بیشتر به معنای «تسلیم» می‌داند تا توافق، هرچند این دیپلمات پیشین نظام حاکم بر ایران، بر این باور است که تحقق فروپاشی ممکن است چند ماه زمان ببرد.

او همچنین با تکیه به صحبت‌های اخیر دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا که از ۱۵ مورد برای توافق با ایران گفته است، موضوعات مورد نظر آمریکا را فراتر از پرونده هسته‌ای ایران می‌داند.

چرا ایران ونزوئلا نیست؟

میثم بادامچی، پژوهشگر علوم سیاسی در دانشگاه چارلز، با اشاره به صحبت‌های چندباره رئیس‌جمهور آمریکا دربارهٔ تغییر رژیم به سبک ونزوئلا، می‌گوید: ابتدا باید مشخص کرد که آیا واقعاً به نقطه‌ای رسیده‌ایم که چنین مدلی درباره ایران قابل طرح باشد یا آنچه مطرح می‌شود بیشتر در حد لفاظی سیاسی است.

به گفتهٔ آقای بادامچی، باید دید که جمهوری اسلامی در حال حاضر از نظر آرایش نیروهای داخلی در چه موقعیتی قرار دارد؛ چرا که تحولات جاری ممکن است به جای تقویت نیروهای میانه‌رو، هستهٔ سخت قدرت را تقویت کند.

او سپس با اشاره به تجربهٔ آمریکا در ونزوئلا از تفاوت مهم حکومت‌های تهران و کاراکاس با وجود ریشه‌های انقلابی‌شان می‌گوید.

به گفتهٔ این دانش‌آموخته فلسفهٔ سیاسی، اولین تفاوت در قدمت سنت انقلابی‌گری است که در جمهوری اسلامی ریشه‌های نهادی و اجتناعی عمیق‌تری دارد.

او پیوند نهاد ولایت فقیه با مرجعیت شیعه و قانع کردن بخشی از جامعه که به این باور دینی معتقدند را یکی از مهم‌ترین چالش‌های گذار به دموکراسی در ایران می‌داند.

آقای بادامچی می‌گوید: نباید فراموش کرد که در ونزوئلا پیش از هر اقدام عملی برای تغییر، مذاکراتی انجام شد و سپس تحولات بعدی رخ داد. اما در ایران با توجه به آمارهای تلفات در درگیری‌ها، چنین رویدادهایی می‌تواند در میان طرفداران حکومت نوعی روان‌زخم ایجاد کند.

سپاه؛ «لویاتان» ولایت فقیه

میثم بادامچی در ادامه از سپاه پاسداران با عنوان لویاتان (نیروی قدرتمند) ولایت فقیه نام می‌برد و معتقد است: رهبر جمهوری اسلامی در فرماندهان سپاه «تکثیر» شده و فرماندهان سپاه به نوعی نسخه‌های تکثیرشدهٔ خامنه‌ای محسوب می‌شوند.

به باور او، مسئلهٔ اصلی گذار سیاسی در ایران امروز متقاعد کردن این گروه از هواداران حکومت به رفتار در چارچوب دموکراسی متناسب با وزن اجتماعی‌شان این است که این گروه بپذیرند حق حکومت مطلق ندارند و باید در چارچوب دموکراسی سهمی متناسب با وزن اجتماعی خود داشته باشند.

با این حال، او می‌گوید: نشانه‌های جدی نمی‌بیند که اکثریت فرماندهان سپاه از حق حکومت مطلق چشم‌پوشی کنند و چنین گذاری را پذیرا باشند.

جمهوری «بی‌سر»

حسین علیزاده با اشاره به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید: جمهوری اسلامی سرش از بدنش جدا شده اما هنوز حرکت می‌کند، اما وقتی به مانعی بخورد چون دیگر فرماندهی وجود ندارد، از حرکت باز می‌ایستد.

آقای علیزاده یکی از موانع پیش روی جمهوری اسلامی را رهبری مجتبی خامنه‌ای فرزند رهبر کشته‌شده حکومت دانسته و می‌گوید: اگر او دارای جایگاه علمی و سیاسی برجسته‌ای بود، شاید می‌شد تصور کرد که این سامانهٔ حکومتی ادامه پیدا کند.

اما به گفتهٔ او، در فقدان چنین جایگاهی، با کسی رو‌به‌رو هستیم که نه سابقهٔ حکمرانی دارد، نه حضور رسانه‌ای و نه نفوذ کلام، حتی در اطلاعیه‌هایی که به او نسبت داده می‌شود، ضعف ادبیات و محتوا قابل مشاهده است.

به باور این دانش‌آموختهٔ روابط بین‌الملل، جمهوری اسلامی در شرایطی قرار گرفته که قدرت فرماندهی ساختاری را از دست داده است.



منبع خبر در رادیو فردا

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی