
شماری از شهروندان که بعد از ۱۰ روز جنگ و قطع کامل اینترنت، موفق به اتصال به اینترنت جهانی میشوند، گزارشهایی میدانی از وضعیت شهرهای مختلف ایران زیر بمباران و مانورهای ارعابآور خیابانی حامیان حکومت ارائه میدهند.
این گزارشها در شرایطی در شبکههای اجتماعی از جمله شبکه ایکس منتشر میشود که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی بهصراحت درباره انتشار عکس و فیلم از محل اصابت حملات آمریکا و اسرائیل که به باور این نهاد «موجب تکمیل پازل اطلاعاتی و ایجاد ارعاب میشود»، هشدار داده است.
با آنکه این قبیل هشدارها در کنار قطع اینترنت موجب شده تصاویر کمتری از سوی شهروندان در شبکههای اجتماعی منتشر شود، اما نوشتههای آنها، تا اندازهای که متن در فضای سرکوب میتواند فضا را منتقل کند، فضای حاکم بر کشور را تا حدی ترسیم میکند.
روح غالب بر تازهترین پیامهای منتشرشده در شبکه ایکس در روز سهشنبه ۱۹ اسفند «شدیدترین» و «بیسابقهترین» حملات به نقاط مختلف ایران به ویژه تهران است.
شماری از شهروندان از مشاهده نور سبز و آبی پس از برخی انفجارها به ویژه در تأسیسات و زیرساختهای برق خبر دادهاند.
لرزیدن زمین زیرپا، پرواز جنگندهها از فاصله نزدیک مناطق مسکونی، شکستن شیشهها، استشمام بوی شدید گوگرد در هوا، هراس و اضطراب شهروندان و حیوانات خانگی در کنار تورم افسارگسیخته، حضور گسترده مأموران حکومت در خیابانها چه به عنوان مأموران ایست و بازرسی و چه برای تبلیغات ایدئولوژیک حکومت، مواردی است که در نوشتههای کاربران داخل ایران در شبکههای اجتماعی با ادبیات مختلف بارها تکرار شده است.
فرشته طوسی که در شبکه ایکس خود را دانشجوی اندیشه سیاسی معرفی کرده، نوشته است: «معنی “زمین زیر پایت میلرزد” را فقط زمانی میفهمی که روی این زمین زندگی کنی. امشب برای چندمین بار از شدت انفجارها در تهران، هم در وجودمان و هم در خانههایمان لرزیدیم.»
کاربر دیگری به نام گلشن که خود را پژوهشگر حوزه حقوق معرفی کرده، نیز علاوه بر اضطراب شهروندان و حیوانات خانگی، نوشته ترس «شیمیاییبودن» به ترسهای مردم ایران اضافه شده است.
او با اشاره به آلودگیهای هوا در روزهای اخیر پس از بمباران مخازن نفتی در برخی نقاط تهران، نوشته روی بدنۀ خودروی او لایهای از چیزی شبیه روغن سوخته سیاه و پودر سفید» بود که «بهش دست نزدم».
این موضوعی است که پس از انفجارهای اخیر در شماری از تأسیسات نفتی تهران، شهروندانی که موفق به دسترسی به اینترنت جهانی شدند، بارها به آن اشاره کردند؛ «هوا پر از ذرات شیمیایی حاصل از انفجارای مختلفه».
«شهر ارواح» شدن مراکز تفریحی و تجاری در شهرهای بزرگی چون تهران، اصفهان و شیراز که «شب زندهدار» توصیف میشوند، نیز در نوشتههای کاربران مورد توجه قرار گرفته است.
بر اساس گزارشهای کاربران، جای شهروندانی که از غروب به مراکز تفریحی میآیند را نیروهای سرکوب و لباس شخصی گرفتهاند که یا در قالب ایست بازرسی و یا در خودروها در خیابانها حضور دارند و یا روی جدولهای خیابانها نشستهاند.
گلشن با اشاره به صدای جنگندههایی که در فاصله خیلی کم از زمین پرواز میکنند و سرکوبگران و لباسشخصیهای حاضر در خیابانها، نوشته است: «از هر دو میترسم و شاید از اینها بیشتر.»
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان روز ۱۸ اسفند، در دهمین روز جنگ، گزارشی میدانی از زندگی مردم در پایتخت کشور از «گرانی، فضای پادگانی و بیپناهیِ شهروندان» منتشر کرد.
در این گزارش آمده بود «در روزهایی که مردم مضطرب بیش از هر چیزی به احساس امنیت و پناه نیاز دارند، چهرهٔ شهر بهشکلی غریب پادگانی شده است. بر سر میدانها و چهارراههای اصلی، ماشینهای سرکوب و لولهٔ سنگینِ تیربارها خودنمایی میکنند. ایستوبازرسیهای متعدد در جایجای استان، سایهی سنگین رعب را بر سر همان اندک رهگذران خسته و نگران میاندازد. گویی پیش از آنکه نگران آسمان باشیم، باید از خیابانهای شهر خودمان بترسیم».
این گزارش میدانی به موضوع گرانی هم اشاره کرده و نوشته بود: «سفرههای خالی، جنگ خاموشِ دیگری به راه انداختهاند. در همین ۱۰ روز، قیمت سادهترین بهانههای زنده ماندن، مثل تخممرغ و سیبزمینی، دو تا سه برابر شده است. رنج پدری که در میانهٔ اضطراب جنگ، توان خرید یک وعده غذای ساده برای خانوادهاش ندارد، کمتر از آوار بمبها نیست.»
نویسندهٔ این گزارش در عین حال «تلخترین» وضعیت را به تجمعات خیابانی نیروهای حکومتی و طرفداران حکومت «با شعارها و سخنرانیهای تهدیدآمیز» مربوط دانسته و نوشته بود: «این قدرتنماییها در روزهایی که روان جامعه از ترس بمباران و مرگ متلاشی است، حسی عمیق از ناامنی و بیگانگی را در دل شهروندان میکارد؛ گویی ما در خانهٔ خودمان، تنهاترین و بیدفاعترین انسانهای روی زمین هستیم.»
گزارشهای شهروندی دیگری نیز درباره حضور خیابانی شبانه نیروهای حکومت در محلهها و نوحهخوانی با صدای بلند و آزاردهنده منتشر شده است.
همزمانی حملات آمریکا و اسرائیل به ایران با ماه رمضان، کشته شدن علی خامنهای و انتخاب مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید حکومت ایران در این ماه، موجب شده هیئتهای مذهبی که بیشتر آنها توسط جمهوری اسلامی سازماندهی و حمایت میشوند، بیش از پیش رنگوبوی سیاسی به خود بگیرد.
ویدئوهایی از مداحی برخی مداحان حکومتی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که ضمن بیعت با رهبر تازه، برای نیروهای آمریکا و اسرائیل خط و نشان میکشند و مداحیهای ارعابآور اجرا میکنند.
کاربرانی نیز از اینکه در این وضعیت بهدلیل قطع اینترنت نمیتوانند از عزیزان خود خبر بگیرند که آیا نزدیک محل زندگی آنها بمباران شده و خودشان چه وضعیتی دارند، بهتندی انتقاد کردهاند.»
در گزارشهای میدانی که شهروندان داخل کشور در شبکه ایکس منتشر میکنند، برخی شهروندان در عین مخالفت با جمهوری اسلامی از حمله نظامی به ایران انتقاد میکنند، برخی نیز مینویسند که با وجود هراس و تخریب، ترجیح میدهند حملات ادامه پیدا کند.





