
روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی به قلم فرناز فصیحی و لیلی نیکونظر با عنوان «اعتراضها در ایران پایان یافتهاند، اما خشم و درد نه» به تداوم رنج خانوادههای داغدار و معترضان سرکوبشده پرداخته است.
در این مقاله آمده است که معلمان در زنگ تفریح درباره دانشآموزان کشتهشده صحبت میکنند و گریه میکنند. دانشجویان در بزرگداشت همکلاسیهای جانباختهشان امتحانهای پایان ترم را تحریم میکنند. جوانان میگویند با عذاب وجدان زنده ماندن دستوپنجه نرم میکنند.
در این مطلب به نقل از مریم، طراح ۵۴ ساله، آمده است، هر بار پسر نوجوانش از خانه بیرون میرود دچار وحشت میشود، زیرا او دوستان و همکلاسیهایی داشته که در جریان اعتراضها هدف گلوله قرار گرفته و کشته شدهاند: «واقعیت این است که حالمان اصلاً خوب نیست. من هرگز چنین سوگ جمعی و بیثباتی را تجربه نکرده بودم. نمیدانیم ساعت بعد چه اتفاقی میافتد.»
نفیسه، معلم دبیرستان ۳۵ ساله در تهران، هم میگوید: «دانشآموزان بسیار پریشان و وحشتزدهاند.» او افزود: «با کوچکترین صدای آژیر آمبولانس یا هواپیما از ترس میلرزند.»
برخی درمانگران میگویند کارگاههای آنلاین رایگان برای کمک به مردم جهت کنار آمدن با شرایط برگزار میکنند.
روانشناسان میگویند بیمارانشان دچار اضطراب مزمن، خشم عمیق و بیاعتمادی شدهاند.
دکتر بیتا باوادی، روانشناس در تهران، در ایمیلی نوشت: «در هفتههای اخیر، فضای عاطفی ایران بهطور چشمگیری تغییر کرده. در کار بالینیام، ترکیبی شدید از خشم، ترس، درماندگی و سوگ جمعی را مشاهده میکنم.»
کامران، تاجر ۴۹ ساله، گفت خشونتی که در اعتراضها دیده نگاهش به جنگ را تغییر داده است: «بعد از کشتار، بسیاری از ما احساس میکنیم طعمهای در دست یک شکارچی هستیم، نه مردمی زیر حاکمیت یک دولت. چشمهایمان به آسمان است، امیدواریم بمبها آنها را بکشند و ایران آزاد شود.»
اما الهه، ۵۲ ساله از تهران، میگوید گرچه با حاکمان روحانی مخالف است، اما باور ندارد دموکراسی با بمب به دست میآید.
رضا الفتنسب، رئیس اتحادیه کارکنان تجارت الکترونیک، به رسانههای ایرانی گفت کسانی که از راه فعالیت آنلاین امرار معاش میکنند با ۸۰ درصد کاهش درآمد روبهرو شدهاند.
بسیاری از صاحبان کسبوکارهای کوچک در حوزه صنایعدستی، مد، و موسیقی هفته گذشته در شبکههای اجتماعی از مردم خواستند از آنها خرید کنند تا کسب و کارشان دوام بیاورد. برخی گفتند برای احترام به معترضان کشتهشده کارشان را متوقف کرده بودند، اما افزودند این وضعیت پایدار نیست.
رضا بدری که حسابدار یک فروشگاه مبلمان است گفت فروش در یک ماه گذشته تقریباً متوقف شده و صاحبان فروشگاه در حال تعدیل نیرو و کاهش تولید هستند. او در شبکههای اجتماعی پرسید آیا کسی میتواند او را با صادرکنندگان خارج از ایران مرتبط کند: «کشته شدن این همه هموطنم که بسیاری همسنوسال خودم بودند و قیمتهای سرسامآور ما را از نظر ذهنی، عاطفی، و جسمی فرسوده کرده است.»
سپیده، ۳۵ ساله، معلم زبان انگلیسی در تهران، گفت کلاسهای مجازیاش بهطور کامل به دلیل اختلال اینترنت لغو شده و بیش از یک ماه است درآمدی نداشته است: «تقریباً هر روز گریه میکنم و احساس میکنم در آسیبپذیرترین وضعیت ممکن هستم. در عین حال، احساس خشم دارم.»
*نظرات و دیدگاههای مطرح شده در این مقاله الزاما بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست





