
شاهزاده رضا پهلوی، چهره مخالف حکومت ایران، که همزمان با اعتراضهای دیماه ۱۴۰۴ فعالیتهای سیاسی خود برای آن چه «رهبری دوران گذار» مینامد را گسترش داده است، در پیامی خطاب به هوادارانش از آنها خواست که با رفتار شایسته و خویشتنداری کامل به اعتراضها ادامه دهند و تأکید کرد که حواسشان به حاشیهسازان باشد و بدانند پیام آنها به ایرانیان داخل و خارج از کشور منعکس میشود.
در روزهای پس از اعتراضهای خشونتبار دیماه ایران، ایرانیان خارج از کشور نیز تجمعهایی برگزار کردند و انتشار تصاویری از این گردهماییها واکنش گروه دیگری از کنشگران سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی را برانگیخت. محور انتقاد این گروه، رفتار سیاسی و ادبیات بهکاربرده شده در این تجمعها بود؛ به گفتهٔ آنها، اخلاق سیاسی رعایت نشده و حتی خشونتهای کلامی فراوان دیده میشد.
رفتهرفته تصاویری منتشر شد که نشان میداد برخی معترضان تلاش داشتند که جریان سیاسی مورد نظر خود را با فشار و اصرار به گروه دیگری تحمیل کنند. فشارها به اینجا ختم نشد و معترضان در فضای مجازی، با ایجاد موجی از ایدههای همتراز برای یک جریان سیاسی، برخی چهرههای مشهور را به عقبنشینی از مواضع سیاسی و اجتماعیشان در برابر رخدادهای سیاسی و حتی عذرخواهی وادار کردند.
این موضوع، دستمایهای شد برای حکومتی که در ۴۷ سال گذشته منتقدان و مخالفانش را با فشارهای سیاسی مجبور به بازگشت و تغییر مواضعشان در برابر افکار عمومی کرده بود.
در برنامهٔ رادیویی پاراگراف اول، با حضور کاظم کردوانی، جامعهشناس از آلمان، و کَستیِل حیدری، کنشگر سیاسی ساکن هلند، از فرهنگ اعتراض در ایران معاصر گفتیم و به این موضوع پرداختیم که چرا معترضان ایرانی از مناظره فاصله گرفته و به مقابله روی آوردهاند؟
خشونت هویتساز
کاظم کردوانی با اشاره به انتشار پیام شاهزاده رضا پهلوی در درخواست بر خویشتنداری هوادارانش در تجمعهای سیاسی و کناره گرفتن از افرادی که به گفتهٔ او حاشیهسازی میکنند، میگوید: خشونت اگر بخواهد از لحاظ تاریخی بررسی شود، بخشی از آن ریشه در ناکامی دارد. زمانی که خشونت با هویتسازی و توهم دسترسی سریع به قدرت عجین شود، حتی به ترور کلامی منجر میشود.
به باور آقای کردوانی، واژههایی که به کار برده میشود، مصداق بارز ترور کلامی است.
او میگوید هرقدر ایدئولوژی یا آیندهای که این جریان تصور میکند بلندپروازانهتر باشد، ضرورت توسل به تغییر خشونتآمیز عادتها و رفتارها و فرآیند دشمنسازی و شیطانسازی در آن بیشتر میشود.
این عضو کانون نویسندگان ایران معتقد است فضای سیاسی امروز ایران یک اشکال جدی دارد. به گفتهٔ آقای کردوانی، این مشکل جایی بروز میکند که از رقیب سیاسی دشمنی ساخته میشود که مسبب ناکامیها است و خودیها کسانی هستند که با اینها نیستند.
کستیل حیدری، کنشگر سیاسی از نسل امروز، چهلوهفت سال سیاست حذفی جمهوری اسلامی را در این موضوع بیتأثیر نمیداند و میگوید این تنها الگویی است که ما از دوران مدرسه با شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» یاد گرفتهایم.
خانم حیدری، ترکیب فشار و سرکوب با خشم درونی و آموزش را در شیوهٔ مواجههٔ ایرانیان با مخالفانشان را تأثیرگذار میداند.
او، ایرانیان خارج از کشور را به دودسته تقسیم میکند؛ کسانی که به گفتهٔ او تنها با دیگر ایرانیها ارتباط دارند و کسانی که با جامعهٔ میزبان تعامل میکنند.
حیدری معتقد است دسته اول بیشتر به بازتولید فرهنگ خشم و حذف گرایش دارند و میگوید تنفر ایرانی از ایرانی خارج از کشور، بزرگترین کمک به جمهوری اسلامی است.
بهدنبال منجی در فرهنگ خشونت و حذف
کاظم کردوانی رفتار و ادبیات سیاسی شکل گرفته در اعتراضهای اخیر را ریشه در سالها سرکوب و فشار، تجربههای ناخودآگاه افراد میداند و میگوید ابزارهای ارتباطی و شبکههای اجتماعی در خارج از کشور بدون مدیریت صحیح میتوانند خشونت و رفتارهای تند را تشدید و جامعه ایرانی خارج از ایران را متأثر کنند.
کستیل حیدری با تمرکز بر مسئلهٔ مسئولیتپذیری معترضان میگوید ابتدا باید بپذیریم که آزادی به معنای حذف دیگران نیست و اگر ما مسئولیتی در قبال رفتار خودمان در جامعهٔ خارج از کشور نداشته باشیم، همان رفتار سرکوبگرانه داخل ایران بازتولید میشود.
کاظم کردوانی در پیوند با صحبتهای خانم حیدری میگوید همه اشکال خشونت، چه کلامی و چه فیزیکی، برای نیروهای سیاسی و انسانهایی که عقل متعارف دارند، یک تهدید است.
به گفتهٔ این جامعهشناس، کسانی که ایران و مردم ایران برایشان مهم باشد، وظیفه دارند با همه توان به مبارزه با خشونت بپردازند و در کنار تبلیغ مدارا، فعالیتهای غیرخشونتآمیز کنند.
کستیل حیدری هم با اشاره به بالا بردن ظرفیت دموکراسی در برابر فرهنگ خشونت و حذف میگوید باید یاد بگیریم که هیچ منجی وجود ندارد و مسئولیت نجات خودمان را بر عهده بگیریم.





