یو ای نیوز

پروکسی پاکستان درنده می شود: جنگ طالبان حامی سابق خود را درگیر می کند – هندوستان امروز


در اکتبر سال 2025 ، پاکستان موجی از حملات هوایی را در اعماق قلمرو افغانستان آغاز کرد و ادعا کرد که شبه نظامیان Tehreek-Taliban Pakistan (TTP) را هدف قرار می دهد. در عوض ، یکی از جدی ترین درگیری های مرزی در جنوب آسیا در دهه ها را مشتعل کرد. اعتصاباتی که به مناطق غیرنظامی در استانهایی مانند خوست و پکتیکا رسید ، واکنش شدید رژیم طالبان افغانستان را برانگیخت. آنچه در پی آن بود مبادله آتش سوزی توپخانه ، حملات هواپیماهای بدون سرنشین و احیاء متقابل بود که صدها نفر کشته و مرز پاکستان و افغانستان را به طور موثری نظامی کرد.

https://www.youtube.com/watch؟v=0yrspeyzkuo

سالهاست که تأسیس نظامی پاکستان از “عمق استراتژیک” در افغانستان به خود می بالد ، این ایده که یک دولت طالبان در کابل می تواند به عنوان یک بافر امنیتی علیه هند باشد. اما این توهم خرد شده است. طالبان ، هنگامی که با ارزش ترین پروکسی پاکستان ، اسلحه های خود را به حامی سابق خود تبدیل کرده است.

هیولا پاکستان ساخته است

ریشه های این درگیری عمیق است. از دهه 1970 ، آژانس قدرتمند اطلاعات بین خدمات بین خدمات پاکستان (ISI) نقش مهمی در شکل دادن به چشم انداز شبه نظامی افغانستان داشته است. در طول جنگ اتحاد جماهیر شوروی و افغان ، اسلام آباد ، با حمایت ما و سعودی. هزاران جنگنده مجاهدین را آموزش داده و مسلح کرد. هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی عقب نشینی کرد ، آن شبکه ها به طالبان تکامل یافتند.

تا دهه 1990 ، پاکستان بلندترین پشتیبان طالبان بود. این رژیم ملا عمر را به رسمیت می شناخت ، اسلحه و بودجه را تأمین می کرد ، و رویای یک فرومایه افغانستان را داشت که به پاکستان “عمق استراتژیک” در رقابت خود با هند می داد. اما شما نمی توانید طوفانی را که شروع می کنید کنترل کنید.

طالبان دهه ها از انزوا و جنگ جان سالم به در بردند و بدون کمک پاکستان حکومت کردند و در نهایت در سال 2021 پس از عقب نشینی ایالات متحده به قدرت بازگشتند. اسلام آباد جشن گرفت و از قدردانی و همکاری انتظار داشت. در عوض ، طالبان از تشخیص خط Durand ، مرز دوران استعماری که قبیله پشتون را تقسیم می کند ، امتناع ورزید و شروع به پناه دادن به TTP ، یک گروه شبه نظامی که به پاکستان از خاک افغانستان حمله می کردند.

از حامی تا هدف

این جرقه در اوایل اکتبر سال 2025 رخ داد ، هنگامی که یک کمین TTP در منطقه کورام پاکستان یازده سرباز را به قتل رساند. خشمگین ، اسلام آباد قلمرو افغانستان را بمباران کرد ، که گفته می شود در جستجوی رئیس TTP ، نور والی مهسود ، رئیس TTP است. مهسود زنده ماند و قصاص طالبان سریع بود.

مبارزان طالبان حملات مرزی را آغاز کردند ، به پاسگاه های پاکستانی حمله کردند و سربازان اسیر شده را در رسانه های اجتماعی رژه زدند. برای پاکستان ، که مدت ها خود را مربی طالبان می دانست ، وارونگی تحقیرآمیز بود.

زمان بندی نمی توانست بدتر باشد. در داخل کشور ، پاکستان در آشفتگی بود. نخست وزیر پیشین عمران خان پس از عزل وی توسط تأسیس نظامی ، در زندان به سر برد. تماس های وی برای دیپلماسی و محدودیت نادیده گرفته شد. در عوض ، رئیس ژنرال آسیم مونیر و نخست وزیر شهباز شریف در مورد تجاوز نظامی دو برابر شدند.

دولت شریف سعی کرد در حالی که مونیر دستور اعتصاب بیشتری را صادر کرد ، یک سیاست اسکیزوفرنی که نه متحدین و نه مخالف را راضی می کردند ، به نظر می رسد مصالحه. آنچه پاکستان به دست آورد ، یک جنگ مرزی تمام عیار بود.

هرج و مرج اقتصادی ، فروپاشی سیاسی

در پشت درگیری ، یک کشور در سقوط آزاد قرار دارد. اقتصاد پاکستان با تورم ، کمبود برق و بیکاری فلج می شود. به جای پرداختن به این بحران ها ، دولت به ویژه پناهندگان افغان به سمت کلاهبرداری روی آورده است. نزدیک به چهار میلیون افغان در تبعید گسترده ای که طالبان آن را “مجازات جمعی” می نامند ، اخراج می شوند.

منتقدین می گویند که این اخراج ها کمتر در مورد امنیت و بیشتر در مورد حواس پرتی هستند ، یک بدبینی بدبینانه برای هدایت عصبانیت عمومی از ناامیدی اقتصادی. در همین حال ، بلاغت ضد اسرائیل خلاء را پر کرده است. رهبران پاکستانی علیه اقدامات اسرائیل در غزه راه می روند ، حتی وقتی نیروهای خود روستاهای افغان را بمباران می کنند.

این یک تاکتیک قدیمی است: ایجاد خشم اخلاقی در خارج از کشور برای از بین بردن از شکست در خانه. اما این بار ، تعداد کمی از آنها آن را خریداری می کنند.

بلوغ طالبان و محاسبه اشتباه پاکستان

طالبان سال 2025 مبارزان ragtag دهه 1990 نیستند. آنها اکنون دارای هواپیماهای بدون سرنشین ، توپخانه و یک ساختار فرماندهی سازمان یافته هستند. نظم و انضباط در میدان نبرد و نوآوری های تاکتیکی ارتش پاکستان را متحیر کرده است.

در یک حرکت نمادین ، ​​طالبان حتی “مکث در عملیات” از دهلی نو را اعلام کرد ، نه اسلام آباد. این پیام واضح بود: افغانستان دیگر از پاکستان سفارش نمی دهد.

برای هند ، این بحران یک افتتاحیه ژئوپلیتیکی است. دهلی نو با احتیاط دوباره طالبان را مجدداً اداره کرده و میزبان مقامات افغانستان و بررسی همکاری های محدود است. این مربوط به دوستی نیست ، بلکه مربوط به نفوذ است. هند با حفظ گفتگو با کابل ، بی سر و صدا خود را در فضایی که پاکستان در آن زمان تحت سلطه قرار گرفته است ، قرار داده است.

در حالی که اسلام آباد هند را به “تحریک” طالبان از طریق دیپلماسی متهم می کند ، حقیقت ساده تر است: افغانستان در حال ادعای حاکمیت است و هند صرفاً در حال گوش دادن است.

پرتگاه استراتژیک پاکستان

در قلب فروپاشی پاکستان ، وسواس آن در مورد کنترل همسایگان ، روایات و بر مردم خود است. این ده ها سال است که سعی در دستکاری افغانستان از طریق ستیزه جویی و ایدئولوژی دارد. اما هر حرکتی بی ثباتی بیشتری ایجاد کرده است.

پاکستان طالبان را به عنوان عروسکی می خواست. این یک رقیب شد.
این می خواست “عمق استراتژیک” ؛ این فاجعه استراتژیک رخ داد.
امنیت می خواست ؛ TTP را ایجاد کرد.

در حال حاضر ، با ناآرامی در هر دو مرز و شورش در درون ، ژنرال های پاکستان خود را در یک کابوس از ساخت خود به دام می اندازند. شبکه های بسیار جهادی که آنها یک بار پرورش داده بودند ، اکنون اقتدار خود را تضعیف می کنند. جنگ مرزی نه تنها آسیب پذیری نظامی بلکه یک بحران هویت عمیق را در معرض دید خود قرار داده است ، که در این زمینه با ده ها سال از توهم سیاست خارجی است.

خط Durand: یک زخم استعماری که بهبود نمی یابد

خط Durand در سال 1893 ، که توسط مقامات استعمار انگلیس ترسیم شده است ، از طریق سرزمین های قبیله پشتون قطعه قطعه شده است. برای پاکستان ، این یک مرز بین المللی است. برای افغانستان ، این یک تحمیل مصنوعی است. هر نسل از رهبران افغانستان ، طالبان شامل ؛ از تشخیص رسمی آن امتناع ورزیده است.

این خط حل نشده اکنون یکی از خطرناک ترین نقاط فلش ​​آسیای جنوبی را سوخت. هیچ تعداد از نوع F-16 نمی تواند میراث استعماری آن یا وفاداری قبیله ای را که فراتر از آن است پاک کند.

یک آینه ، نه یک مرز

در نهایت ، درگیری 2025 پاکستان و افغانستان فقط مربوط به قلمرو یا تروریسم نیست. این یک آینه است و منعکس کننده تضادهای خود پاکستان است.

این مبارزه با شبه نظامیان است که یک بار آموزش دیده است.
این در حال بمباران متحدین است که پس از آن تأمین می شود.
این در حال اعزام پناهندگان است که یک بار از آن استقبال کرده است.
این رهبران را خاموش می کند که یک بار انتخاب شده است.

از سلول زندان عمران خان گرفته تا اتاق های جنگی ژنرال مونیر ، پاکستان در حال کشف است که بزرگترین تهدید آن هرگز هند یا افغانستان نبوده است ، بلکه سیاست های خاص خود را دارد.

از آنجا که دود بر فراز کورام و چمن پاک می شود ، یک حقیقت ناآگاه است: وقتی آتش در حیاط خلوت خود شروع شد ، نمی توانید راه خود را به صلح بمباران کنید.

– به پایان می رسد

منتشر شده توسط:

روسراشیس کانجیل

منتشر شده در:

15 اکتبر 2025



منبع خبر در خبرگزاری هندوستان امروز

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی