یو ای نیوز

آیا آینده دموکراتیک محمد یونوس عذاب بنگلادش؟ – هندوستان امروز


یک سال پیش ، آسمان بالای داکا نه با جشن بلکه با آتش سوزی می کرد. در روزهای منتهی به 5 اوت 2024 ، بنگلادش در شورش باز بود. در حالی که شیخ هاسینا با هلیکوپتر از کشور فرار کرد – که توسط موجی بیش از حد از اعتراضات دانشجویی و ملتی که از اقتدارگرایی خسته شده بود ، بیرون رانده شد – به نظر می رسید ، برای یک لحظه زودگذر ، آن تغییر واقعی رسیده است. خیابان ها در تشویق ها فوران کردند.

https://www.youtube.com/watch؟v=8f_hz0q2vbe

به نظر می رسید دموکراسی در دسترس بود. با این حال ، دوازده ماه پس از آن ، امید جای خود را به عدم اطمینان داده است. ناآرامی های خشونت آمیز جمعی ، تعمیق بیکاری جوانان ، یک جنبش اسلام گرایانه و یک دولت موقت بیش از حد ، انقلاب بنگلادش را در وضعیت خطرناکی از اوجگیر متوقف کرده است.

یک انقلاب بدون جهت

قیام که این کشور را لرزاند ، هرگز مربوط به سهمیه برای مشاغل دولتی نبود. این حدود سالها از ناامیدی در حال فروپاشی بود – یک جوانان کنار هم ، مخالفت ساکت و اقتصادی که فقط از معدود افراد ممتاز سود می برد. اعتراضات اصلاح سهمیه خدمات ملکی صرفاً جرقه بود. انفجار طولانی بود.

بیش از نیمی از نقش های خدمات ملکی برای گروه هایی از جمله زنان ، خانواده های جانبازان جنگ و معلولین محفوظ بودند. اما در زیر این چهره ها نارضایتی عمیق تری قرار دارد: اعتقاد گسترده مبنی بر اینکه شایسته سالاری بنگلادش از بین رفته است – و این که در بنگلادش هاسینا ، سخت کوشی هیچ ارزشی نداشت.

هزینه ها فاجعه بار بود. به گفته سازمان ملل متحد ، بیش از 1400 نفر جان خود را در ماه ژوئیه – قیام 2024 از دست دادند. خیابانها به محاصره جنگی تبدیل شدند. ایستگاه های پلیس آتش سوزی شد. دانشجویان به ضرب گلوله کشته شدند. کل محله ها به آوار کاهش یافت. این صرفاً اعتراض نبود – پارگی بود.

به آن خلاء ، پله محمد یونوس – برنده جایزه نوبل ، پیشگام خردمندی و رئیس تمایلی یک رژیم موقت. یونوس با حمایت عناصر در رهبران ارتش و مخالفان ، قول تنظیم مجدد ملی را داد: یازده کمیسیون اصلاحات ، وحدت ملی و راهی برای انتخابات.

وعده با فلج ملاقات می کند

با این حال ، دموکراسی بیش از آنکه نگهبان قدیمی را برکنار کند ، نیاز به ایجاد چیز جدید دارد. و در آنجا ، بنگلادش همچنان به دست و پنجه نرم می کند. جنبش دانشجویی که رژیم هاسینا را از بین برد ، اکنون خود را کنار می گذارد. احزاب سیاسی که انتظار می رفت در یک فصل جدید – از جمله BNP – در مورد زمان انتخابات ، از هم جدا شوند. دولت موقت در ماه آوریل اصرار دارد. BNP فوریه را می طلبد. هیچ اجماعی وجود ندارد. بدون نقشه راه فقط بن بست

در همین حال ، اقتصاد در حال تجزیه است. جوانانی که در خیابان ها راهپیمایی می کردند – بیکاران ، ناامید ، امیدوار – در حالت تعلیق قرار می گیرند. امروز ، حدود 30 ٪ از جوانان بنگلادشی نه در اشتغال و آموزش و پرورش و آموزش نیستند. در بین زنان ، بیکاری 23 ٪ است و حتی در مناطق روستایی حتی ارقام بالاتری نیز دارد ، جایی که مزارع در حال مبارزه و کارخانه ها هستند.

ستون فقرات اقتصادی بنگلادش – صنعت پوشاک آن – خونریزی است. گروه Beximco ، یکی از بزرگترین کنگلومرهای کشور ، بیش از ده ها کارخانه را تعطیل کرده است که منجر به بیش از 40،000 ضرر شغلی شده است. رهبران مشاغل مرتبط با رژیم قبلی یا زندانی شده اند یا فرار کرده اند. اتحادیه های کارگری نسبت به فروپاشی سیستمیک هشدار داده اند. هیچ تسکینی وارد نشده است.

برای بدتر شدن اوضاع ، مرحله جهانی خصمانه شده است. در اواخر سال گذشته ، ایالات متحده تعرفه 35 ٪ فلج را در صادرات پوشاک بنگلادشی تحمیل کرد. اخیراً ، تعرفه 20 ٪ دیگر معرفی شده است – و کمک های خارجی خشک شده است. بیش از 20،000 کارگر توسعه شغل خود را از دست داده اند. سرمایه گذاران خارجی در حال عقب نشینی هستند.

با وجود اجلاس و طرح های آموزشی ، دولت موقت نتوانسته است اعتماد به نفس اقتصادی را بازگرداند. سرمایه گذاری خصوصی از 24 ٪ به 22.5 ٪ تولید ناخالص داخلی رسیده است. امید در حال تبخیر است – و به همین ترتیب حرکت رو به جلو است.

رویاها به تعویق افتادند ، تقسیمات عمیق تر شدند

در هیچ کجای فروپاشی بیشتر از بین دانش آموزان و کارگرانی که یک سال پیش همه چیز را به خطر انداخته اند ، احساس می شود. آنها برای عزت ، انصاف و آینده ای بهتر راهپیمایی کردند. امروز ، بسیاری از آنها بیکار ، ناشناخته و به طور فزاینده ای مطمئن نیستند که چرا اصلاً جنگیدند.

اما شکست های این انتقال فقط اقتصادی نیستند – آنها اخلاقی هستند. در خلاء باقی مانده از سقوط هاسینا ، تهدید جدیدی پدیدار شده است: احیای اسلامی.

گروه هایی مانند Jamaat-Eslami ، که مدت ها از زندگی عمومی ممنوع است ، اکنون در حال تظاهرات عظیم هستند. لفاظی آنها بلندتر ، مبارز تر و قابل مشاهده تر از هر نقطه در دهه گذشته است. و آنها صرفاً فریاد نمی زنند. آنها عمل می کنند – در جوامع ، خیابان ها و از طریق افزایش اعمال خشونت.

از زمان عزیمت هاسینا ، در خشونت ضد هندو یک سنبله نگران کننده وجود داشته است. بیش از 1000 حادثه در طی چند هفته پس از فروپاشی گزارش شده است. اوباش خانه ها را غارت کرد ، مشاغل را به آتش کشید و بیش از 150 معبد را ویران کرد. بیست و سه هندو کشته شدند. هزاران نفر آواره شده اند.

کشوری که از مردم خود عقب نشینی می کند

دولت تا حد زیادی ساکت مانده است. حضور پلیس حداقل بود. دستگیری ها کمیاب بود. عدالت – حتی کمیاب. در حالی که دولت موقت 88 حادثه بزرگ عمومی بین اوت و اکتبر 2024 را تصدیق می کند ، سازمان های حقوق بشر تخمین می زنند که رقم واقعی به طور قابل توجهی بیشتر است.

این حملات عمدتاً در گروههای اسلامی رادیکال که توسط خلاء قدرت جسارت شده اند ، ردیابی شده است. با رفتن لیگ سکولار Awami ، اقلیت های بنگلادش – به ویژه هندوها – اکنون خود را بی دفاع می بینند.

و این فقط هندوها نیست. حرم های صوفی ویران شده اند. وبلاگ نویسان سکولار. گروه های حقوق زنان تهدید کردند. کثرت گرایی در حال حاضر ظریف بنگلادش با افزایش اکثریت و سیاست های مذهبی پوپولیستی از هم پاشیده می شود.

کارشناسان هشدار می دهند که هر دولت آینده – خواه BNP ، یک ائتلاف به رهبری دانشجویی یا اتحاد دیگری – ممکن است مجبور شود به این نیروهای اسلام گرا بپردازد. این احتمالاً به معنای عقب نشینی اصلاحات ، آب دادن به حمایت از حقوق بشر و خفه کننده مخالفان حتی بیشتر است.

علیرغم انکار مکرر دولت موقت ، گزارش های مربوط به زمین حاکی از آن است که روحانیون رادیکال اکنون در بسیاری از روستاها نسبت به مقامات دولتی تأثیر بیشتری دارند. در برخی مناطق ، آنها طبق گزارش ها ، رأی دهندگان را مرعوب می کنند ، صداهای مخالف را خاموش می کنند و به طور کلی اقتدار دولتی را غصب می کنند.

این یک دموکراسی در حال پیشرفت نیست – این یک دموکراسی در عقب نشینی است.

اکنون اصلاح طلبان کجا هستند؟

با از بین بردن لیگ Awami و ماشین آلات ایالت در هرج و مرج ، جوامع اقلیت در حال ترک هستند. برخی به هند فرار می کنند. برخی دیگر در زاغه های پراکنده داکا ناپدید می شوند. خانه ها ، مشاغل و معابد آنها که پشت سر می گذارند اغلب نابود می شوند.

در همین حال ، انقلابیون دانشجویی اصلی در حال شکاف هستند. برخی از آنها وارد سیاست شده اند و خواستار قانون اساسی جدید قبل از برگزاری انتخابات هستند. سکوی آنها خواستار سکولاریسم ، حقوق برابر و اصلاحات معنی دار است. آنها بدون این ضمانت از شرکت در انتخابات خودداری می کنند.

این یک موقعیت جسورانه است – اما یکی در واقعیت ریشه دارد. سیستمی که با خروج هاسینا فرو ریخت ، مدتها قبل از برداشتن هلیکوپتر وی شکسته شد. تغییرات زیبایی کافی نخواهد بود.

یک ملت در حاشیه

بنابراین بنگلادش از اینجا به کجا می رود؟ گزینه ها اندک و مجهز هستند. انتخابات عجله – و خشونت خطر ، مشارکت کم یا یک دستورالعمل هرج و مرج. آنها را به تأخیر بیندازید – و از اتهامات دیکتاتوری و محرومیت دعوت کنید.

دولت موقت باید یک تنگه قدم بزند. این نمی تواند همه جناح ها را دلجویی کند ، اما باید قبل از فروپاشی اجتناب ناپذیر ، مشروعیت را بازگرداند.

و این ما را به سؤال اصلی باز می گرداند: آیا ارزش آن را داشت؟

انقلاب رژیم قدرتمندی را به وجود آورد. این از امید متولد شد – برای عدالت ، عزت و دموکراسی. اما در پی این تنها اختلال به وجود آمده است: وعده های شکسته ، افزایش افراط گرایی ، ناامیدی اقتصادی.

انقلابها با آنچه آنها از بین می برند مورد قضاوت قرار نمی گیرند – بلکه با آنچه ایجاد می کنند. یک سال پس از بنگلادش به دنبال تنظیم مجدد آینده خود ، این تنظیم مجدد ناتمام است. آرمانهای برابری ، تحمل و فرصت هنوز از دسترس نیست.

و از آنجا که این قول عملی نشده است ، نسل بعدی – کسانی که همه چیز را به خطر انداختند – ممکن است ایمان را از دست بدهند. داستان بنگلادش تمام نشده است. اما در یک مقطع بحرانی قرار دارد. تصمیمات گرفته شده در ماه های آینده – در مورد انتخابات ، اصلاحات و عدالت – تعیین می کند که آیا این یک کشور در حال گذار است یا به هرج و مرج تبدیل می شود.

وقتی معترضین اوت گذشته از سقف کاخ صعود کردند ، آنها فقط یک حاکم را پایین نیاوردند. آنها نوار انتظار را بالا بردند. اگر این انتظارات فروپاشید – پاییز آینده ممکن است بسیار خطرناک تر باشد.

– به پایان می رسد

منتشر شده توسط:

روسراشیس کانجیل

منتشر شده در:

4 آگوست 2025

در



منبع خبر در خبرگزاری هندوستان امروز

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی