یو ای نیوز

این مسیحی تبدیل به ایران شد و به سیاست تبعید ترامپ فرار کرد. – نیویورک تایمز


او ابتدا با بازدید از ترکیه وارد کلیسایی شد. او به یاد می آورد احساس آرامش آنقدر قدرتمند است که یک کتاب مقدس کوچک خریداری کرده است. او آن را در لباس های خود پیچید و آن را به زادگاهش ، اصفهان ، در مرکز ایران ، قاچاق کرد.

تبدیل Artemis Ghasemzadeh از اسلام به مسیحیت طی چند سال با شروع سال 2019 ، از طریق یک شبکه ایرانی از کلیساهای زیرزمینی و کلاس های مخفی آنلاین تکامل یافت. سه سال پیش ، او تعمید یافت و به قول خود “متولد شده”.

تبدیل بسیار خطرناک بود. در حالی که مسیحیانی که در ایمان متولد می شوند ، آزادانه عمل می کنند ، قوانین شریعت ایران بیان می کند که رها کردن اسلام برای یک دین دیگر کفر تلقی می شود ، که مجازات مرگ است. برخی از اعضای گروه مطالعه کتاب مقدس وی دستگیر شدند.

بنابراین در ماه دسامبر ، خانم غسمزاده به ایالات متحده رفت.

خانم غسمزاده ، 27 ساله ، در یک سری مصاحبه های تلفنی گفت: “من می خواستم آزادانه زندگی کنم ، بدون ترس زندگی کنم ، بدون اینکه کسی بخواهد مرا بکشد ، زندگی کنم.”

سفر او او را در اردوگاه بازداشت مهاجر در حومه جنگل داریان در پاناما فرود آورده است. او و نه تبدیل کننده دیگر مسیحی ایرانی ، که سه نفر از آنها کودک هستند ، در میان ده ها نفر هستند در اردوگاه سنت وینسنت بازداشت شد. سرنوشت آنها نامشخص است.

افرادی که از آزار و شکنجه دینی خشونت آمیز فرار می کنند ، معمولاً واجد شرایط پناهندگی هستند. اما آنها در فشار تبعید دولت ترامپ همانطور که رئیس جمهور سعی می کند تعهد کمپین را برای بستن مرز جنوبی انجام دهد.

ما لیاقت این را نداریم. ما در مکانی هستیم که احساس ناتوانی می کنیم. ” “من منتظر شنیدن صدای ما هستم تا کسی به ما کمک کند.”

پاناما ، که به طور جداگانه تحت فشار دولت ترامپ بر کنترل کانال پاناما قرار دارد ، به یک مکان فرود برای مهاجران تبدیل شده است که در غیر این صورت در بازداشت در ایالات متحده – یا به طور بالقوه آزاد می شوند.

مقامات پاناما گفتند که آژانس های سازمان ملل به مهاجران کمک می کنند تا به کشورهای خود برگردند یا در سایر کشورها از جمله پاناما به دنبال پناهندگی باشند.

خانم غسمزاده در یک خانواده طبقه متوسط ​​در اصفهان بزرگ شد. پدر تاجر وی از نظر مذهبی محافظه کار و سختگیر با او و سه خواهر و برادرش بود. او در مورد تبدیل خود به او نگفت.

او گفت ، مسیحیت از او خواستار شد ، زیرا پیام آن به نظر می رسد صلح آمیز تر و قوانین آن سختگیرانه تر از نسخه اسلام است که در ایران تجربه کرده بود.

خانم غزمی گفت: این کلیسا اقدامات احتیاطی شدید را برای اجتماعات زیرزمینی خود اعمال می کند. Parishioners رمزهای عبور یک بار برای ورود به جلسات مجازی دریافت کردند. خطبه ها و کلاس های حضوری در مکان های مختلف میزبانی شدند. خانم قسمزاده گفت که او جامعه مسیحی خود را گرامی می دارد. برادر بزرگترش ، شاهین ، 32 ساله نیز تبدیل شد.

در سال 2022 ، یک قیام به رهبری زنان در ایران به وجود آمد و از مرگ ماهسا امینی در بازداشت پلیس اخلاق ناشی از اتهامات نقض قانون حجاب ناشی شد. خانم قسم زاده گفت که او تقریباً هر روز اعتراض می کند و شعار می داد “زنان ، زندگی ، آزادی”.

مانند بسیاری از زنان در ایران که در یک عمل دفاعی از پوشیدن حجاب دست برداشته اند ، به او اجازه داد که موهای بلند و تیره در ملاء عام جریان یابد. او گفت که دولت پیام های متنی خود را ارسال کرد و او را در مقابل قاضی احضار کرد. او حاضر نشد. اگر به جرم نقض قانون حجاب محکوم شود ، زنان را می توان جریمه کرد.

در اواخر ماه دسامبر ، خانم غسمزاده و برادرش شاهین ایران را ترک کردند و به ایالات متحده محدود شدند. او از قول آقای ترامپ برای سرکوب مهاجران اطلاع داشت ، اما گفت که او معتقد است که او فقط مجرمان را هدف قرار می دهد.

آنها به ابوظبی ، سپس کره جنوبی رفتند و به مکزیکو سیتی رسیدند. در آنجا ، آنها در یک هتل سؤال کردند و یک قاچاقچی پیدا کردند. او هر 3000 دلار به آنها متهم کرد و آنها را به Tijuana سوار کرد.

در آنجا ، در نزدیکی دیوار مرزی در وسط شب ، قاچاقچی به نردبان اشاره کرد.

“برو ،” او به یاد می آورد که قاچاقچی گفت. “از دیوار صعود کنید و بروید ، سریع.”

هنگامی که پاهای او به خاک آمریکا لمس کرد ، او را به اشک ریخت. او گفت: “این کار تمام شده است.” “ما بالاخره اینجا هستیم.”

سرخوشی کوتاه مدت بود. دقایقی بعد ، عوامل مرزی آنها را محاصره کردند. آنها به بازداشتگاه منتقل شدند و از هم جدا شدند. او گفت که او از آن زمان با برادرش ندیده و یا صحبت نکرده است. مادرش به او گفت که او را در تگزاس ، جایی که باقی مانده است ، به یک مرکز منتقل شده است.

خانم قسمزاده گفت که او بارها به مقامات گفته است که او یک مسیحی است که از ایران به دنبال پناهندگی است.

سخنگوی وزارت امنیت میهن گفت: “هیچ یک از این بیگانگان هیچ یک از این بیگانگان از بازگشت به کشور خود در هر نقطه در هنگام پردازش یا حضانت ادعا نکردند.” خانم قسمزاده گفت که هرگز در مورد ادعای پناهندگی خود مصاحبه نشده است.

وی گفت: “آنها می گفتند اکنون زمان ، فردا صبح نیست.”

او در 12 فوریه به سمت پاناما سوار شد و سوار هواپیما شد. موتور هواپیما آنقدر با صدای بلند غرق شد که گوشش زنگ زد. تلاطم او را تهوع کرد.

این 27 سالگی او بود.

خانم قسم زاده با نه ایرانیان دیگر در این هواپیما ملاقات کرد ، همه تبدیل کنندگان مسیحی ، که به طرز چشمگیری داستانی مشابه را به اشتراک گذاشتند. این گروه از آن زمان به هم پیوسته اند.

حدود یک هفته ، آنها برگزار شد در داخل هتل زیر نگهبان مسلح. نیویورک تایمز از زمان ورود به پاناما ، روزانه با او تماس گرفته است.

خانم غزمزاده ، که مانند بسیاری از ایرانیان نسل خود از نظر دیجیتالی زرنگ است ، ویدئویی ساخت که مشکلات آنها را توصیف می کند و آن را با کانال های خبری فارسی در خارج از ایران به اشتراک گذاشت. ویروسی شد.

بعد از اینکه او و دیگران از امضای اسنادی که راه را برای بازگشت به آنها هموار می کند ، امتناع ورزیدند ، آنها در اتوبوس ها قرار گرفتند و به اردوگاه جنگل فرستاده شدند.

علی هرشی ، وکیل حقوق بشر ایرانی-آمریکایی در واشنگتن ، نماینده ایرانی ها طرفدار پاداش است. آقای هرشی گفت که اولویت وی جلوگیری از تبعید پاناما از اعزام آنها به ایران است. سپس ، وی گفت ، “با مقامات آمریکایی برای معکوس کردن مسیر و اجازه ورود دوباره این گروه به دلایل بشردوستانه به ایالات متحده اجازه می دهد.”

خانم قسم زاده گفت ، اردوگاه جنگل به نظر می رسد مانند یک قفس حصار بزرگ است. منطقه خواب چاودار بود و مهاجران پتو نداشتند. وی گفت که به آنها یک بطری آب داده شد و به آنها گفته شد که آن را از شیر آب حمام پر کنید.

بازوی او از نیش پشه متورم و قرمز بود و یکی از کودکان در گروهشان ، سام ، 11 ساله ، افتاده و مچ پا را مجروح کرده بود. وی گفت که کادر پزشکی به والدین ایرانی گفتند که اردوگاه دستگاه اشعه ایکس برای تعیین اینکه استخوان ها شکسته شده اند ، ندارند.

پاناما گفته است که مهاجران همه چیز مورد نیاز خود را دارند.

هر شب خانم غسمزاده نقل قول های مسیحی را در یک نوت بوک کوچک می گوید. در یک صفحه ، او به عیسی به زبان فارسی نوشت: “من مطمئن هستم که می توانید صدای من را از آنجا بشنوید. بنابراین لطفا کمک کنید. ” در کنار آن ، او قلب قرمز ریز و درشتی را به خود جلب کرد.





منبع خبر در نیویورک تایمز

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی