یو ای نیوز

پاکستان نیوز: آیا عشق تازه یافته اسلام آباد به تمدن دره سند بازی برای پیمان آب های ایندس است؟ – هندوستان امروز


پاکستان که سال‌ها به دانش‌آموزان آموخته است که تاریخ آن با فتح محمد بن قاسم در سند در سال 712 پس از میلاد آغاز شد، کاوش‌های تازه‌ای را در موهنجودارو از تمدن دره سند آغاز کرد که از زمان حفاری باستان‌شناس آمریکایی جورج دیلز در سال 1965، تا حد زیادی دست نخورده باقی مانده بود. در ژوئن 2025، ماه‌ها پس از آغاز عملیات سندور توسط هند و لغو معاهده آب‌های سند، پس از آن که تروریست‌های تحت حمایت اسلام‌آباد 28 غیرنظامی را در جامو و کشمیر کشتند.

فقط یک سال بعد، بلاول بوتو زرداری، رئیس حزب خلق پاکستان، مخالفت پاکستان با تعلیق معاهده آبهای ایندوس توسط هند را با یک ادعای تمدنی آمیخت. او از موهنجودارو و تمدن دره سند استناد کرد تا استدلال کند که پاکستان “نگهبان واقعی” سند بود. او پیشنهاد کرد که به همین دلیل است که پاکستان یک حق تاریخی بر رودخانه به عنوان «مدافع» خود دارد.

آنچه این تحولات برجسته می کند، عشق تازه یافته به تمدن دره سند و تاریخ پیش از اسلام آن توسط رژیم ترکیبی غیرنظامی-نظامی پاکستان و بخش هایی از روشنفکران آن است. اما داستان اصلی فراتر از آن چیزی است که گفته می شود و تجلیل می شود. پاکستان به طور فزاینده ای از تمدن دره سند و میراث پیش از اسلام آن استفاده می کند تا ادعای خود را به عنوان وارث اصلی میراث سند تقویت کند و از روایت دره سند برای به چالش کشیدن هند و تقویت ادعاهای خود بر روی آب های سیستم رود سند استفاده می کند.

هند پس از حمله تروریستی پهالگام، معاهده آبهای ایندوس در سال 1960 را متوقف کرد. نخست وزیر نارندرا مودی گفته بود: «خون و آب نمی توانند با هم جاری شوند. دهلی نو استدلال کرد که تا زمانی که تروریسم فرامرزی ادامه دارد، توافق نمی تواند بدون تغییر ادامه یابد. در طول سالها، هند نیز این معاهده را یک طرفه توصیف کرده است، با این ادعا که علیرغم تغییر واقعیت ها و نیازهای فزاینده هند به آب، به پاکستان حقوق گسترده ای بر سیستم رودخانه سند اعطا کرده است.

از آن زمان، پاکستان این اقدام را “غیرقانونی و یک اقدام جنگی” محکوم کرده است. این کشور بارها هشدار داده است که هرگونه اختلال در جریان آب با واکنش قاطعانه از جمله اقدام نظامی احتمالی مواجه خواهد شد. همچنین تلاش‌های دیپلماتیک در سازمان ملل را تسریع کرده است، دادگاه دائمی داوری را درگیر کرده و کمپین رسانه‌ای را راه‌اندازی کرده است که خود را قربانی آنچه «سلاح‌سازی آب» می‌نامد، نشان می‌دهد.

در همین حال، رهبران پاکستانی مانند بلاول بوتو زرداری و وزیر دفاع خواجه آصف یک سری حملات لفظی را علیه هند انجام داد، اغلب دهلی نو را به خاطر تصمیم آن برای معطل ماندن معاهده آبهای سند تهدید به جنگ می کند.

پاکستان تاکسیلا پیش از اسلام، گندهارا، میراث دره سند را در اختیار دارد

گذشته از موهنجودارو از تمدن دره سند، پاکستان اخیراً شروع به برجسته کردن مکان‌های میراثی از گذشته پیش از اسلام خود کرده است. این یک تغییر قابل توجه برای پاکستان است که روایت تاریخی آن بر فتح محمد بن قاسم تاکید کرده است.

در عین حال، مستندها، سمینارها و برنامه های اطلاع رسانی بین المللی تحت حمایت دولت، تمدن دره سند را به عنوان یکی از اجزای اصلی هویت پاکستان مطرح می کنند.

تاکسیلا (همانطور که اکنون نوشته می‌شود)، تاکشاشیلا باستانی، از طریق کمپین‌های گردشگری، طرح‌های موزه‌ای و برنامه‌های میراث فرهنگی به شدت تبلیغ شده است. سایت، خانه یکی از اولین خانه های هند است ماهاویهاراس، لایه هایی از دوره های هخامنشی، موریایی، هندو یونانی و کوشانی را حفظ می کند و به دلیل سنت های ودایی، بودایی و یونانی-بودایی خود شناخته شده است.

به همین ترتیب، میراث بودایی گندهارا و محوطه نوسنگی مهرگره در بلوچستان در روایت هایی گنجانده شده است که پاکستان را به عنوان وارث یک پیوستار تمدنی بی وقفه، که به گفته او به هزاران سال پیش باز می گردد، معرفی می کند.

رهبران پاکستان نیز این پیام را تقویت کرده اند.

آوریل امسال، آصف علی زرداری، رئیس جمهور پاکستان، در پیامی به مناسبت روز میراث جهانی، پاکستان را چهارراه دره سند، مهرگره و تمدن گندهارا توصیف کرد. زرداری مورد سرزنش شدید حامد کرزی رئیس جمهور سابق افغانستان قرار گرفت و به او یادآوری کرد که مرکز تاریخی گنداره عمدتاً در افغانستان امروزی است و هیچ دولت مدرن به تنهایی نمی تواند ادعای مالکیت انحصاری داشته باشد از میراث منطقه

تقریباً در همان زمان، بلاول بوتو زرداری فراتر رفت و ضمن حمله به تصمیم هند برای معطل ماندن معاهده آبهای ایندو، از تمدن ایندوس استفاده کرد.

اخیرا، تیموتی کین، کمیسر عالی استرالیا در پاکستان، پس از بازدید از تاکسیلا، این شهر را به عنوان مرکز یادگیری که “مردم، ایده ها و فرهنگ ها را از سراسر منطقه و فراتر از آن” به هم مرتبط می کند و یادآور “میراث غنی” پاکستان توصیف کرد.

آنچه برای این پست مهمتر است، پاسخ مفسر پاکستانی اکبرعلی شاه بود. او تاکید کرد که “ایندو متعلق به پاکستان است و تاریخ آن نیز متعلق است”. شاه در X نوشت که «تاکسیلا، دره سند، خود رودخانه» «میراث پاکستانی» را تشکیل می‌دهند، و افزود که «شما نمی‌توانید میراث رودخانه‌ای را که در اختیار ندارید، ادعا کنید».

شاه در ادامه سند را به عنوان نیرویی توصیف کرد که پاکستان را فراتر از “مذهب، زبان یا قومیت” متحد کرد و گفت که این رود برای پاکستان همان چیزی است که نیل برای مصر است.

این روایت‌های شگفت‌انگیز درباره میراث با هم نشان می‌دهد که تلاش‌های فزاینده‌ای برای تثبیت هویت پاکستان در گذشته تمدنی پیش از اسلام صورت گرفته است، که برای دهه‌ها تصمیم گرفته بود آن را نپذیرد. در این تعقیب است که پاکستان تمدن دره سند را به مناقشه معاصر آب سند با هند مرتبط می کند.

آیا فراخوانی از گذشته هاراپان موقعیت آب های ایندوس پاکستان را تقویت می کند؟

کشف مجدد بی شرمانه تمدن دره سند توسط پاکستان در خلأ رخ ​​نمی دهد. این کشور به دنبال یک بحران جدی است که در جبهه پیمان آبهای سند با آن مواجه است. از آن زمان، رهبران پاکستان بارها میراث را با ژئوپلیتیک پیوند زده اند.

بلاول بوتو زرداری و پدرش زرداری رئیس جمهور پاکستان، در خط مقدم روایت بوده اند. در حالی که بلاول بوتو زرداری زمانی گفت که پاکستان “حافظ واقعی تمدن” است که در کنار رودخانه شکوفا شده است. او در سخنرانی دیگری این اقدام هند را حمله به خود «تمدن دره سند» خواند.

به نظر می‌رسد این پیام‌ها هدف مشخصی دارند و بوی بد روایت‌سازی را در خود دارند.

اسلام آباد با معرفی پاکستان به عنوان وارث تمدن رودخانه ای 5000 ساله، به دنبال افزودن یک بعد تاریخی، تمدنی و عاطفی به آن چیزی است که در غیر این صورت یک اختلاف حقوقی و هیدرولوژیکی است. این استدلال که پاکستان به دلیل میزبانی از موهنجودارو، هاراپا و بسیاری از سیستم رودخانه ها از حق ویژه ای بر رود سند برخوردار است، اساساً ناقص است.

مناقشه معاهده آبهای ایندوس مستلزم ارزیابی علمی و معاصر در دسترس بودن آب، فشارهای آب و هوایی و نیازهای حال و آینده هر دو کشور است، به ویژه بحث طولانی مدت هند مبنی بر اینکه تخصیص های معاهده یک طرفه است و دیگر واقعیت های فعلی را منعکس نمی کند.

باستان شناسی نیز تصویر ادعای پاکستان را پیچیده می کند. در حالی که برخی از قدیمی‌ترین و مشهورترین مکان‌های تمدن امروزی در پاکستان قرار دارند، اکثر مکان‌های هاراپان شناخته شده در هند امروزی، به ویژه در امتداد کانال‌های خشک سیستم غگار-هاکرا قرار دارند که توسط بسیاری از محققان با ساراسواتی‌های باستانی شناسایی شده‌اند. از نظر جغرافیایی نیز، سهم بیشتری از گستره کلی تمدن در هند امروزی نهفته است و نه پاکستان.

این یکی از دلایلی است که باستان شناسان هندی و وزارت فرهنگ، اصطلاح «تمدن ایندوس-ساراسواتی» را ترجیح می دهند. بیش از قدیمی تر “تمدن دره سند”. نامگذاری اخیر به این دلیل پدیدار شد که اولین مکان های اصلی کشف شده در امتداد رود سند (در پاکستان کنونی) قرار داشتند. اما اولی به درستی مرکز تمدن باستانی را در هند قرار می دهد.

مهمتر از آن، نه باستان شناسی و نه تاریخ باستان تعیین می کند که چه کسی از حقوق آب برخوردار است. آبهای ایندوس بر اساس توافقات اداره می شود، نه بر اساس ادعای میراث تمدنی. قراردادها باید در طول زمان بازنگری شوند. بنابراین، استناد به موهنجودارو ممکن است روایت پاکستان را تقویت کند و باعث جلب همدردی آن در خارج از کشور شود، اما واقعیت های حقوقی اختلاف را تغییر نمی دهد، که در نهایت باید به نگرانی های هند در مورد نیازهای تغییر آب و این ادعا که این معاهده دیگر واقعیت های امروزی را منعکس نمی کند، رسیدگی کند. پاکستان همچنین باید صادرات ترور را متوقف کند.

– به پایان می رسد

منتشر شده توسط:

سوشیم موکول

منتشر شده در:

23 ژوئن 2026 ساعت 07:00 IST



منبع خبر در خبرگزاری هندوستان امروز

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی