خارگ جزیره کوچکی در سواحل ایران پدید آمده است هدف اصلی دونالد ترامپ برای تهاجم زمینی. این طرح ساده است – با استقرار نیروهای تهاجمی آبی خاکی، جزیره را تصرف کنید، خط حیات نفت ایران را خفه کنید و تهران را از جنگ خارج کنید. حدود 100 سال پیش، بریتانیای توانا عملیات مشابهی را برای تصرف تنگه داردانل و تضعیف امپراتوری عثمانی در طول جنگ جهانی اول انجام داد. اما معلوم شد که این بزرگترین اشتباه بریتانیا بود. این کارزار که به نبرد گالیپولی معروف است، ده ها هزار کشته برجای گذاشت و بریتانیا مجبور به عقب نشینی تحقیرآمیز شد.
الف عملیات مشابه در خارگکه 90 درصد صادرات نفت ایران را تشکیل می دهد یا تنگه هرمز که مسیر کشتیرانی مسدود شده توسط تهران است، خطرات مشابهی را به همراه دارد. دست کم گرفتن زمین، دفاع ایران و مهمتر از همه، سنگدلی آن می تواند به شکستی به سبک گالیپولی برای ترامپ منجر شود. در سال 1915، وینستون چرچیل، نخست وزیر وقت بریتانیا و ژنرال هایش، عثمانی ها را ضعیف و منسوخ می دیدند. این فرض کشنده ثابت شد.
ایران در خطر است که از دریچه مشابهی نگریسته شود. ترامپ قبلا گفته بود هرگونه حمله زمینی در خارگ یک “گردش کوچک” خواهد بود. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ایران را «ببر کاغذی» نامید. با این حال، نبرد گالیپولی می تواند درس مهمی ارائه دهد.
در نبرد گالیپولی چه اتفاقی افتاد؟
اجازه دهید شما را به سال 1915 برگردانیم، زمانی که نیروهای متفقین به رهبری بریتانیا تصمیم گرفتند به ترکیه که در کنار قدرت های مرکزی بود حمله کنند. بنابراین، در نبرد گالیپولی چه اتفاقی افتاد؟
عملیات گالیپولی اولین عملیات بزرگ آبی خاکی بود. این هواپیما برای کمک به روسیه در بحبوحه تهاجم قریب الوقوع ترکیه به قفقاز راه اندازی شد.
طرح استفاده از نیروی دریایی برای شکستن، فرود آمدن سربازان، تصرف قسطنطنیه (استانبول کنونی) و تصرف تنگه داردانل، یک آبراه باریک 61 کیلومتری بود که دریای اژه را به دریای مرمره متصل می کند. این یک پیوند مهم به دریای سیاه است.
این عملیات در 19 فوریه 1915 با بمباران داردانل توسط ناوهای جنگی بریتانیا و فرانسه آغاز شد. در حالی که موفق شد قلعه های خارجی ترکیه را نابود کند، نیروی دریایی بریتانیا و فرانسه به زودی با آتش سنگین مواجه شدند. مین های کشف نشده سه کشتی را غرق کردند و به سه کشتی دیگر آسیب جدی وارد کردند.

بریتانیا و فرانسه تحت فشار شدیدی قرار گرفتند. تهاجم زمینی برنامه ریزی شده بود. نیروهایی از استرالیا، نیوزلند و مستعمرات فرانسه به نیروهای بریتانیا در جزیره لمنوس یونان پیوستند.
عثمانیها نیز دفاع خود را تقویت کردند و نیروها را در امتداد ساحل، جایی که انتظار میرفت نیروهای متفقین فرود بیایند، مستقر کردند.
در 25 آوریل 1915، بریتانیا تهاجم زمینی به شبه جزیره گالیپولی را آغاز کرد. با این حال، پس از فرود اولیه، متفقین نتوانستند پیشرفت بزرگی داشته باشند. فاکتور این است: از اولین موج 200 سرباز، تنها 21 نفر به ساحل رسیدند.
عثمانی ها در ارتفاعات شیب دار بالای سواحل آماده بودند. وقتی نیروهای متفقین فرود آمدند، روی نوارهای باریکی از شن گیر افتادند. آنها در معرض تیراندازی و گلوله باران مداوم از بالا قرار گرفتند. در چنین شرایطی حرکت رو به جلو مرگبار بود. عقب نشینی به همان اندازه خطرناک بود.
در همین زمان، ترکها با داشتن جغرافیا در کنار خود، نیروهای بیشتری را در شبه جزیره جمع آوری کردند.
تلفات برای نیروهای متفقین در حال افزایش بود. سپس فرمانده نیروهای بریتانیا، ژنرال ایان همیلتون، به دنبال 95000 سرباز اضافی بود. با این حال، وزیر جنگ بریتانیا یک چهارم این تعداد را پیشنهاد کرد.
تحت آتش مداوم، نیروهای متفقین برای حفظ جریان تدارکات تلاش کردند.
تا اواسط اکتبر، برنامه هایی برای تخلیه 105000 سرباز باقیمانده متفقین در حال انجام بود. سرانجام در 7 دسامبر، بریتانیا برای تخلیه از گالیپولی چراغ سبز نشان داد. آخرین نیروها در 9 ژانویه 1916 ترک کردند.
به طور کلی، حدود 480000 نیروی متفقین در عملیات گالیپولی شرکت کردند. بیش از 250000 تلفات داشت. حدود 46000 نفر کشته شدند. در طرف ترکیه 65000 کشته شدند. این کارزار برای متفقین یک فاجعه بود.

چرا تهاجم زمینی به ایران خطراتی را به همراه دارد؟
اگر ترامپ تصمیم بگیرد امروز در خارگ ایران یا نزدیک هرمز چکمهها را روی زمین بگذارد، ممکن است وضعیت مشابهی پیش بیاید. احتمالاً حدود 2200 تفنگدار دریایی سوار بر کشتی جنگی تهاجمی آبی خاکی USS Tripoli در 28 مارس به خاورمیانه خواهند رسید.
زمین در گالیپولی عملیات بریتانیا را به فاجعه تبدیل کرد. ایران دارای ارتفاعات شیب دار مشابهی در کوه هایی است که سراسر سواحل آن را احاطه کرده اند. بنابراین، هنگامی که نیروهای آمریکایی به سواحل حمله کردند، آنها را می توان دید، ردیابی و هدف قرار داد.
ایران قبلاً دفاع لایهای ایجاد کرده است. خارگ در واقع به قلعه تبدیل شده است.
بر اساس گزارش سی ان ان، ایران کار گذاشتن مین های ضد نفر و ضد زره در اطراف جزیره و همچنین در خط ساحلی را آغاز کرده است. نیروهای اضافی مستقر شده اند و MANPAD یا سامانه های موشکی هدایت شونده زمین به هوای شانه ای نیز به خارگ اعزام شده اند.
بنابراین، ایران به جای تکیه بر یک خط دفاعی، خود را برای «جنگ اشباع» آماده کرده است.
اینجوری بهش فکر کن هزاران پهپاد، موشک، و قایق های تندرو به صورت دسته جمعی پرتاب شدند تا نیروهای آمریکایی را از پا درآورند و خسته کنند. ایده ساده است – فشار ثابتی را از چندین جهت اعمال کنید.
در سال 1915، تنگه باریک داردانل به تله مرگ برای نیروهای متفقین تبدیل شد. مین های ساده دریایی چندین کشتی برتر بریتانیایی را در یک روز غرق کردند.
امروزه تنگه هرمز شبیه یک نقطه چوخه مشابه است. عرض آن فقط 22 کیلومتر است. ایران با مین های دریایی پیچیده و در عین حال ارزان، موشک های ضد کشتی، پهپادها و قایق های تندرو بر این منطقه تسلط دارد. ایران سال ها وقت صرف چنین سناریویی کرده است.
بنابراین، حتی از دست دادن تنها یک یا دو کشتی یا فرود کشتی برای منحرف کردن عملیات فروپاشی کافی خواهد بود.

درس هایی از گالیپولی
بنابراین، چه نتیجه ای می توانیم بگیریم؟ نبرد گالیپولی نشان داد که کشورهایی که در خاک خود می جنگند، با انگیزه ایدئولوژیک قوی، به راحتی تسلیم نمی شوند. کمپین 1915 درسی برای بریتانیای بیش از حد اعتماد به نفس بود.
به همین ترتیب، یک حمله زمینی، حتی سریع و محتاطانه، در جزیره خارگ ممکن است به یک “گالیپولی ایرانی” برای ایالات متحده تبدیل شود.
– به پایان می رسد
منتشر شده توسط:
آبیشک دی
منتشر شده در:
27 مارس 2026 ساعت 12:52 IST
تنظیم کنید





