مارک کارنی، بانکدار کانادایی، 30 بار از شهر تفریحی داووس سوئیس بازدید کرده است. اما این بار متفاوت بود، سخنرانی، نه به عنوان یک تکنوکرات یا بانکدار، بلکه به عنوان نخست وزیر کانادا. این بار او به جای «قدرتمندان» صحبت نکرد، خط آنها را یدک کشید و بازارهای سرمایه داری را مدیریت کرد. اما سخنان او که بسیار تبلیغ میشد، علیه سخنانی بود که او آن را «هژمون» مینامید. هدف برای همه آشکار بود. ایالات متحده آمریکا (ایالات متحده آمریکا) به رهبری دونالد ترامپ. و دقیقاً به همین دلیل است لحن و کلمات کارنی در داووس متفاوت بود. او تماماً درگیر یک «نظم نوین جهانی» بود و سعی داشت از طرف «قدرتهای میانه» از این هدف دفاع کند.
اما، با انجام این کار، کارنی ظاهراً نقش خود کانادا را در اجرای دستوری که توسط ایالات متحده آمریکا مورد انتقاد قرار میگرفت، نادیده گرفت. اتاوا با حمایت از واشنگتن در ایجاد نهادهای چندجانبه تحت تسلط ایالات متحده، اتحادهای نظامی و جنگهای متعدد در سرتاسر جهان که کشورهای غیرمتعهد جهان دوقطبی را تضعیف کرد، به قدرتهای متوسط جهانی که امروز بهطور ناگهانی از آن دفاع میکند، آسیب رساند. کانادا، همزاد فرهنگی آمریکا، به همان اندازه مقصر جهان کجشدهای است که در این فرآیند ایجاد شد.
برای بسیاری از افراد خارجی، تفاوت کمی بین مردم هر دو کشور آمریکای شمالی وجود داشت. یک شوخی طولانی مدت در ایالات متحده وجود داشت: “کانادا چه چیزی تولید می کند که هیچ کشور دیگری در جهان تولید نمی کند؟”
به دلیل وابستگی تجاری و تجاری به ایالات متحده، پاسخ “کانادایی ها” بود.
ارزیابی مجدد مارک کارنی از این درک سخت ناشی می شود که شراکت کانادا با ایالات متحده اکنون توسط معامله گرایانه در دوران دونالد ترامپ شکل گرفته است، زیرا واشنگتن تجارت، تعرفه ها و اهرم ها را با تظاهر کمی برای محدودیت به سلاح تبدیل کرد.
سیاست های تهاجمی ترامپ به سرعت روابط را متشنج کرد. تعرفه های گسترده ای بر کالاهای کانادایی اعمال شد برای تحت فشار قرار دادن اتاوا در مورد امنیت مرزی، مهاجرت و قاچاق فنتانیل. تعرفه ها برای همسایه شمالی تا آگوست 2025 بر روی اکثر واردات غیرانرژی به 35 درصد افزایش یافت. آسایش قدیمی “همسایه خوب از شمال” زمانی که ترامپ مدام کانادا را به عنوان پنجاه و یکمین ایالت آمریکا می خواند بیشتر از بین رفت.
امواج شوک در آمریکای شمالی متوقف نشد. تیهشدارهای فزاینده rump در مورد گرینلندتهدید به اعمال تعرفه بر متحدان اروپایی ناتو و امتناع از رد نیروی نظامی بر شرکا، شرکای قدیمی از جمله کانادا را به هم ریخت. برای کارنی، موضع ترامپ تأیید کرد که کانادا با وجود اینکه چندین دهه متحد آمریکا بوده، دیگر نمی تواند به تضمین های قدیمی اعتماد کند.
این درک ناگهانی وجود دارد که هر چند کانادا بخشی از بلوک ثروتمند G7 است، کشوری است در مرتبه متوسط برای همه اهداف عملی
“ما در عصر رقابت قدرت های بزرگ زندگی می کنیم”. اما چه کسی آن را ساخته است؟
کارنی، نخستوزیر کانادا، سخنرانی خود در داووس را با این جمله آغاز کرد که «ما در عصر رقابت قدرتهای بزرگ زندگی میکنیم». “نظم مبتنی بر قوانین در حال محو شدن است”. در حالی که تشخیص دشوار است، اما حذف آن گویا است. نظم پس از جنگ جهانی دوم به سادگی خود را تثبیت نکرد. ایالات متحده و نزدیکترین متحدان آن، با کانادا به عنوان دوقلوی سیامی آن، به طور فعال شکل، اجرا و از آن دفاع کردند.
از اواخر دهه 1940 تا جنگ سرد، کانادا یک ناظر منفعل نبود، بلکه یک شرکت کننده کلیدی در بلوک غرب بود. اتاوا یکی از اعضای مؤسس سازمان ملل متحد در سال 1945 و معمار اصلی سیستم چندجانبه تحت سلطه ایالات متحده بود که پس از آن انجام شد.
کانادا یکی از بنیانگذاران سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بود. دهها هزار نیروی نظامی را در اروپای غربی، بهویژه در آلمان غربی، طی دههها به عنوان بخشی از دفاع پیشروی ناتو در برابر اتحاد جماهیر شوروی مستقر کرد. کانادا همچنین NORAD را با ایالات متحده در سال 1958 تأسیس کرد که سیستم های دفاع هوایی و هشدار اولیه خود را مستقیماً در برنامه ریزی استراتژیک ایالات متحده ادغام کرد. کانادا همچنین در کنار سربازان آمریکایی در جنگ کره (1950-1953) جنگید و با بیش از 26000 سرباز تحت فرماندهی سازمان ملل متحد تحت سلطه واشنگتن همکاری کرد.
در طول جنگ ویتنام، کانادا انتقاد اصلی جنبش عدم تعهد مبنی بر اینکه جنگ نشان دهنده تجاوزات امپریالیستی است را رد کرد، حتی زمانی که اتاوا خود را به عنوان میانجی از طریق کمیسیون کنترل بین المللی معرفی کرد.
آن سیستم، اگرچه به زبان قواعد جهانی پوشیده بود، اما به طور مداوم قدرت و منافع غربی را ممتاز میکرد، و این اغلب به قیمت از دست رفتن دنیای تازه استعمار شده تمام میشد.
«هژمونی آمریکا کالاهای عمومی را فراهم کرد». اما به چه قیمتی؟
کارنی اذعان کرد که کشورهایی مانند کانادا “علامت را در پنجره قرار دادند” و در سیستم تحت رهبری ایالات متحده شرکت کردند که به طور خصوصی می دانستند فقط تا حدی درست است. او اعتراف کرد که قوانین تجارت به صورت نامتقارن اجرا میشوند و قوانین بینالمللی با «سختگیری متفاوت» اعمال میشود.
برای زمینه، «نشانه در پنجره» از مقاله ای به نام «قدرت ناتوانان» نوشته واسلاو هاول، دولتمرد، نویسنده و مخالف چک آمده است. او در این مقاله نوشت که یک سبزی فروش شعار کمونیستی را به نمایش می گذارد تا سازگار به نظر برسد، حتی اگر به آن اعتقادی نداشت. کارنی از آن برای گفتن اینکه کانادا در حال حذف آن نما است استفاده کرد و از پیروی منفعلانه دستور رهبری ایالات متحده امتناع کرد.
اما این کانادا بود که به مشروعیت بخشیدن به این سیستم کمک کرد. در کنفرانس برتون وودز 1944 که صندوق بین المللی پول (IMF) و بانک جهانی را ایجاد کرد، نقش کلیدی ایفا کرد، نهادهایی که سرنوشت اقتصادی جنوب جهانی را از طریق وام های مشروط و تعدیل ساختاری شکل دادند. در حالی که واشنگتن رهبری می کرد، اتاوا یک متحد مهم بود که قوانین را تثبیت می کرد و از آن دفاع می کرد.
برای بسیاری از کشورهای غیرمتعهد، این نهادها به ابزار انضباط اقتصادی تبدیل شدند که آنها را قفل کرد به چرخه های بدهی و وابستگی.
کارنی با دقت توجه داشت که هژمونی آمریکا کالاهای عمومی مانند خطوط دریای آزاد، ثبات مالی و امنیت جمعی را فراهم می کند. این درست است، اما نیمی از واقعیت. همین دستور همچنین جنگ های تغییر رژیم، اجرای گزینشی قوانین بین المللی و به حاشیه راندن صداهای غیرمتعهد را ممکن ساخت.
کانادا در طول جنگ سرد و پس از آن، چه در جنوب شرقی و چه در غرب آسیا، پیوسته در کنار ایالات متحده ایستاد. حتی نقش برجسته صلحبانی کانادا، در جریان بحران سوئز در سال 1956، به مشروعیت اخلاقی نظم غربی که در قدرت سخت ایالات متحده لنگر انداخته بود، کمک کرد.
نقش حافظ صلح کانادا تصویر سیستمی را که برای بسیاری در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین همچنان اجباری و توهینآمیز باقی میماند، ملایمتر کرد.
«چانهزنی دیگر جواب نمیدهد» برای چه کسی کار کرد؟
کارنی با اشاره به مزایای هژمونی آمریکا، اعلام کرد که “معامله دیگر کارساز نیست”. اما برای بسیاری از کشورهای جنوب جهانی، این معامله برای چندین دهه هرگز انجام نشد. کشورهای غیرمتعهد در طول جنگ سرد بین اردوگاه های ایالات متحده و شوروی تحت فشار قرار گرفتند، به دلیل ادعای خودمختاری مجازات شدند و در معرض کودتا، تحریم و حتی جنگ های نیابتی قرار گرفتند.
آمریکا از الف حمایت کرد کودتا علیه مصدق نخست وزیر ایران در سال 1953 و دیگری در گواتمالا در سال 1954. شیلی و کنگو کودتاها، تحریمها یا جنگهای نیابتی را تحمل کردند و حاکمیت آنها بارها توسط سیاستهای قدرت جنگ سرد نقض شد.
همسویی کانادا با واشنگتن به این معنی بود که در معماری گسترده تر همدست بود. از حمایت از موضع آمریکا در مجامع بین المللی گرفته تا همکاری اطلاعاتی از طریق اتحاد پنج چشماتاوا به ندرت اصول قدرت آمریکا را به چالش می کشید. اعتراف کارنی خاطراتی را که کانادا برای چندین دهه از تاکتیک های آمریکا چشم پوشی کرده بود پاک نمی کند.
قدرت های میانه باید با هم عمل کنند، یک کشف راحت توسط کارنی است
استدلال اصلی کارنی این بود که قدرتهای میانی باید برای ایجاد یک «مسیر سوم» بین سلطهگران رقیب ترکیب شوند. این یک زمین قانع کننده است، به خصوص در دوران رقابت آمریکا و چین. اما این سؤال را مطرح میکند که وقتی جنبش غیرمتعهدها (NAM) که هند بازیگر اصلی آن بود، به طور سیستماتیک تضعیف شد، همبستگی کجا بود؟
کانادا دو طرف را انتخاب کرد. با وسط یا NAM که همسو بود، مطابقت نداشت توسط کشورهای تازه استقلال یافته مانند هند، مصر و اندونزی حمایت می شود. اما کانادا با آمریکا. این انتخاب برای کانادایی ها رفاه و امنیت به ارمغان آورد. همچنین به ایجاد سیستمی کمک کرد که فضای استراتژیک و اخلاقی را برای کانادا خالی کرد.
کارنی سخنان خود را با این جمله به پایان رساند که کانادا “نشان را از پنجره بیرون می کشد” و نوستالژی برای نظم قدیمی را رد می کند. اما اعتبار این محور کانادایی به صداقت بستگی دارد. سه سال بعد، زمانی که دونالد ترامپ دوره چهار ساله خود را در سال 2029 پایان دهد، چه اتفاقی می افتد؟ امروزه کانادا خود را به عنوان قهرمان نظم جهانی متوسط معرفی می کند. فردا، اگر یک دولت مطلوب در کاخ سفید به قدرت برسد، آیا اتاوا اردوگاه را رها کرده و آهنگ قدیمی را از سر خواهد گرفت؟
سوال بزرگتر از شکستن نظم قدیمی این است که آیا کانادا، که به ساخت آن کمک کرده است، اکنون می تواند به طور قانع کننده ای تلاش برای جایگزینی آن را رهبری کند؟ آیا کارنی کانادا از جایگاه اخلاقی برخوردار است؟
– به پایان می رسد
منتشر شده توسط:
سوشیم موکول
منتشر شده در:
22 ژانویه 2026
تنظیم کنید





