در اوایل این ماه، تصاویر در توضیح خدا از امیرفینگ خان، وزیر خارجه افغانستان به رهبری طالبان همه چیز را گفت. در حالی که پرچم طالبان جلوی او بود، پشت سر او یک نقاشی از طاقچه توخالی یکی از بودای بامیان بود که توسط رژیم قبلی این جنبش ویران شده بود. طالبان در ماه مارس 2001 بوداهای بامیان را با استفاده از راکتها، گلولههای ضدهوایی، توپخانه و دینامیت نابود کردند. ملاعمر، رهبر عالی طالبان، که صدمات جبران ناپذیری را وارد کرد، زمانی اعلام کرد که آنها “زیارتگاه کافران بوده و هستند.”
در سال 2025، بقایای ضعیف بوداها هنوز در نشست مطبوعاتی دهلی صحبت کردند. طاقچه های بوداها اهمیت داشتند، زیرا آنها به صورت آینه های ناگفته ایستاده بودند. یادآور چیزی که طالبان زمانی پاک کردند. سایه بوداها برای چیزی که زمانی پاک شده بود و کابل و دهلی اکنون امیدوارند دوباره بسازند و با آن آشتی کنند، ایستادگی کردند.
در حالی که روابط دیپلماتیک بین هند و طالبان به حالت عادی محتاطانه بازگشته است، بودای بامیان داستان متفاوتی را روایت می کند. زمانی نمادهای صلح و هنر در امتداد جاده ابریشم، و بخشی از رشتهای که گاندارا، گانگا و گوداواری را به هم متصل میکرد، آنچه از بودای بامیان باقی مانده است، بیش از آنکه بازسازی شود، نشانهای از ویرانی است.
بوداهای مشرف به دره بامیان از بین رفته اند و مجموعه عظیم صخره-غار به طور فزاینده ای در معرض تهدید غارت، تجاوز، ساخت و سازهای غیرمجاز و افراطیونی مانند دولت اسلامی – استان خراسان (ISKP) قرار دارد. تلاشها برای احیای بوداها ادامه داشت، اما نتیجهای نداشت. فقر در ولایت بامیان دوران باستان را تغییر داده است ویهر (غارهای مسکونی) با نقاشیهای دیواری نفیس که در آن راهبان زمانی در سکوت مدیتیشن میکردند و به پناهگاههایی برای بیخانمانها تبدیل میشدند. دوده حاصل از آتشی که آنها برای پختن و گرم نگه داشتن آنها روشن می کنند، اکنون سقف نقاشی های دیواری چند صد ساله را می پوشاند و آنچه را که تاریخ پشت سر گذاشته است پنهان می کند.
اکنون بازگشت به بامیان ضروری به نظر میرسد، زیرا صخره توخالی آینهای است به وضعیت کنونیاش. با هر دو همسایه به هم پیوسته پشت میزو فراخوان هایی که برای ترمیم بوداها در بامیان انجام می شود، می تواند معیاری باشد برای اینکه آشتی چه چیزی را می تواند بازگرداند.
طالبان برای اولین بار در سال 1996 پس از سال ها جنگ داخلی به قدرت رسیدند و بوداهای بامیان را در سال 2001 ویران کردند. نیروهای تحت رهبری ایالات متحده پس از حملات 11 سپتامبر. انگار نفرین بودای بامیان بود.
زمانی بامیان دره نور بود
دو بودای عظیم بامیان در حدود قرن ششم پس از میلاد در کنار یک صخره ماسه سنگی در دره بامیان مرکز افغانستان حک شده بودند. یک مجسمه تقریباً 55 متر و دیگری حدود 38 متر ارتفاع داشت.
به گفته انجمن مطالعات آسیایی، بزرگتر از این دو در حدود سال 507 پس از میلاد و کوچکتر در حدود سال 554 پس از میلاد توسط راهبان بودایی در دورهای ایجاد شده است که این منطقه محل ذوب هنرهای بودایی، یونانی-بودایی و گوپتا بود. صخره همچنین صدها غار را در خود جای داده است که به عنوان کار می کردند ویهر (سلول های صومعه)، سالن های مراقبه و زیارتگاه ها. آنها با هم یکی از مهم ترین مراکز رهبانی بودایی را در جاده ابریشم تشکیل دادند.
این سایت نماد رشته فرهنگی است که پاکستان و افغانستان امروزی را با بقیه شبه قاره و حتی بیشتر شرق پیوند می دهد. بخشی از پیوند تمدنی بوده و هست.
بوداها حملات متعددی را تحمل کردند و در تیررس مسلمانان ارتدکس قرار داشتند. در قرن هفدهم، امپراتور مغول نماد شکن اورنگ زیب دستور داد بخش هایی از مجسمه ها را خراب کنند. نیروهای او نتوانستند آنها را به طور کامل نابود کنند. بعدها، در قرن هجدهم، نادرشاه مهاجم ایرانی سعی کرد آنها را با شلیک توپ تخریب کند. آنها خسارت جزئی قابل مشاهده را وارد کردند. اما سازه های اصلی دست نخورده بودند. با وجود این حملات، بوداها برای قرن ها ایستادند، تا زمانی که طالبان در سال 2001 تخریب شدند.
طالبان برای نابودی بوداهای بامیان در سال 2001 از توپخانه، تیراندازی، مین و راکت استفاده کرد.
در 27 فوریه 2001، طالبان قصد خود را برای تخریب مجسمه ها اعلام کردند و آنها را “بت هایی نامناسب برای اسلام” خواندند. آنها در 2 مارس با شلیک گلوله و توپ شروع به انفجار کنده کاری کردند. زمانی که این امر ناکارآمد بود، آنها به سمت مین و راکت پیش رفتند.
بر اساس گزارشها، مجسمهها با شلیک موشک و گلولههای تانک آغشته شدند و در نهایت طی چند هفته با مواد منفجره منفجر شدند. این اقدام خشم بینالمللی را برانگیخت و یونسکو این تخریب را “جنایت علیه بشریت” خواند.
انگیزه ایدئولوژیک بود. طالبان تندرو، نمایشهای شکل انسان را بتپرستی میدانستند و معتقد بودند که هر گونه بازسازی بیشتر مجسمهها (که در آن چندین هندی مشارکت داشتند) کمکها را از چیزهای دیگر منحرف میکند.
از این رو، چیزی که برای بیش از یک هزاره پابرجا بود، طی هفته ها سقوط کرد. این یک سقوط نمادین و فیزیکی بود.
دو دهه پس از تخریب مجسمه ها، بامیان در ویرانه
با گذشت بیش از 20 سال، غیبت بوداها با طاقچه های خالی و غارهای در حال فرسایش مشخص شده است.
دره بامیان همچنان یکی از فقیرترین ولایات افغانستان است. با ضعیف بودن زیرساختهای اولیه، ساکنان محلی اغلب راهی جز سکونت در غارهایی که زمانی برای راهبان بود، ندارند. به گفته مقامات محلی، حداقل 130 غار از این قبیل توسط خانواده هایی اشغال شده است که هیچ پناهگاه دیگری ندارند.
امنیت و اجرای قانون در صورت وجود حداقلی است.
محمد عیسی عزیزی، یکی از مقامات ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان، به طلوع نیوز گفت که تنها بیست افسر پلیس وظیفه حفاظت از “همه” ساحات میراث ثبت شده این ولایت را بر عهده داشتند. این به وضوح کافی نیست. هشت محوطه فرهنگی و باستانی در سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در این استان به ثبت رسیده است.
با وجود ارزش تاریخی، بسیاری از غارهاویهر برای بقای روزانه سازگار شده اند.
آتش سوزی های اجاق دوده ای ساطع می کنند که اکنون نقاشی های دیواری باستانی را پوشانده است. خطوط خشکشویی و خانه های موقت آرامش فضایی را که زمانی فضایی تامل برانگیز بود، مختل می کند. حتی حرمت غارها هم تحت فشار است.
مکانی که بوداها در آن بودند بوده است توسط یونسکو به عنوان میراث جهانی در خطر ثبت شده است. اما فروپاشی حفاظت و نگهداری باعث فروپاشی آهسته آن چیزی شده است که باقی مانده است.
آیا بامیان با کنار هم قرار دادن گذشته احیا می شود؟
تلاش های بین المللی برای نجات میراث بامیان از سال ها پیش آغاز شده است.
سازمان بینالمللی غیردولتی میراث، شورای بینالمللی بناها و محوطهها (ICOMOS) خاطرنشان کرد، بین سالهای 2004 تا 2008، تیمها تقریباً 10000 قطعه را از آوار در پای مجسمهها پیدا کردند.
محققان دانشگاه فنی مونیخ (TUM) دریافتند که مجسمهها زمانی با رنگهای پر جنب و جوش، مانند نارنجی، صورتی، آبی تیره رنگآمیزی شده بودند و با استفاده از تکنیکهای مختلف ساخت و ساز ساخته شده بودند که نیاز به درک پیشرفتهای از مکانیک سنگ دارد.
چندین تیم بازسازی های دیجیتالی سه بعدی را ایجاد کردند از مجسمه ها و طاقچه های صخره ها، نقشه برداری از آنها با وضوح بالا برای حفظ تصویر و امکان بحث در آینده در مورد بازسازی.
طرح دیگری بر خالی ماندن طاقچه غربی به عنوان شاهدی بر تخریب و در نظر گرفتن مونتاژ مجدد جزئی فقط برای طاقچه شرقی تأیید شد. ژاپن، آلمان، ایتالیا و سایر اهداکنندگان با ایمن سازی سطوح سنگ، راه اندازی ذخیره سازی قطعات، و تحقیق در مورد مواد محافظ از کار تثبیت حمایت کرده اند.
با این حال، مرکز میراث جهانی یونسکو میگوید، گروه مشاوره یونسکو در سال 2011 به این نتیجه رسید که بازسازی کامل، بهویژه برای بودای بزرگتر، به دلیل کمبود مواد اولیه کافی و هزینههای مربوطه، امکانپذیر نیست.
اکنون طالبان حافظ بامیان و بوداهایی هستند که زمانی وجود داشتند. افراد مسلح طالبان اکنون نگهبانی میدهند در حفره های سنگی شکاف
موضع رژیم کنونی طالبان در افغانستان در مورد میراث فرهنگی متفاوت است. اگرچه طالبان ادعا میکنند که مکانهای میراثی را حفظ خواهند کرد، کارشناسان در مورد بازیابی معنادار در شرایط کاهش بودجه، حکومت نامشخص و سایر اولویتها تردید دارند. اطلاعات کمی در مورد سرنوشت بوداها در حال حاضر وجود دارد.
بنابراین در دهلی، زمانی که نقاشی طاقچه توخالی پشت متقی آویزان بود، شاید دکور صرف نبوده باشد. آیا این یک تحریک بی سر و صدا برای بازگشت بالقوه خاطرات دردناک بود، یا اشاره ناخواسته به یک میراث مشترک و شکسته؟ بوداهای بامیان ممکن است رفته باشند، اما نبود آنها اکنون حضور خودش را دارد. هند در حال پیشروی در دیپلماسی نسبت به کابل است و آثار بامیان اکنون یادآور و حسابی است از آنچه پاک شده و در انتظار بازسازی است.
– به پایان می رسد
منتشر شده توسط:
سوشیم موکول
منتشر شده در:
27 اکتبر 2025
تنظیم کنید





