یو ای نیوز

محافظه‌کاری فنی و ملاحظات سیاسی؛ قلعه‌نویی در آزمون جام جهانی – صدای آمریکا


پس از ۲۸ سال بار دیگر یک سرمربی ایرانی در جام جهانی روی نیمکت تیم فوتبال ایران نشسته است؛ اتفاقی که در شرایطی عادی می‌توانست نشانه‌ای از رشد مربیان داخلی و افزایش اعتماد به دانش فنی فوتبال ایران تلقی شود. اما نخستین نمایش ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ تحت هدایت امیر قلعه‌نویی، سرمربی ایرانی، به جای تقویت چنین روایتی، بار دیگر مجموعه‌ای از پرسش‌های قدیمی را درباره شیوه انتخاب سرمربی، ترکیب تیم ملی، و نفوذ ملاحظات سیاسی در فوتبال ایران زنده کرده است.

پیش از قلعه‌نویی، تنها حشمت مهاجرانی در جام جهانی ۱۹۷۸ و جلال طالبی در جام جهانی ۱۹۹۸ به عنوان سرمربی ایرانی در این مسابقات حضور داشتند.

پیش از امیر قلعه‌نویی، تنها حشمت مهاجرانی در جام جهانی ۱۹۷۸ و جلال طالبی در جام جهانی ۱۹۹۸ به عنوان سرمربی ایرانی در این مسابقات حضور داشتند. پس از طالبی، ایران در چهار دوره جام جهانی با برانکو ایوانکوویچ (۲۰۰۶) و کارلوس کی‌روش (۲۰۱۴، ۲۰۱۸، و ۲۰۲۲) وارد رقابت‌ها شده بود. دراگان اسکوچیچ نیز اگرچه تیم را به جام جهانی قطر رساند، پیش از شروع مسابقات جای خود را به کی‌روش داد.

بنابراین حضور قلعه‌نویی تنها یک انتخاب فنی نیست؛ نمادی از بازگشت مربی ایرانی به مهم‌ترین صحنه فوتبال جهان نیز محسوب می‌شود. همین جایگاه تاریخی، مسئولیت او و فدراسیون فوتبال را سنگین‌تر می‌کند. منتقدان می‌پرسند آیا این انتخاب نتیجه ارزیابی دقیق توانایی‌های فنی بوده یا محصول شرایط سیاسی، محدودیت‌های مالی و دشواری استخدام یک مربی خارجی معتبر؟

تیمی برای امروز، بدون سرمایه‌گذاری برای فردا

یکی از اصلی‌ترین انتقادها به قلعه‌نویی، ترکیب سنی تیم است. ایران با ۱۶ بازیکن بالای ۳۰ سال، یکی از مسن‌ترین تیم‌های جام جهانی را در اختیار دارد. ستون اصلی تیم همچنان بر بازیکنانی استوار است که بعضی از آنها سومین یا حتی چهارمین دوره حضور خود در جام جهانی را تجربه می‌کنند.

سن بالا به خودی خود ایراد محسوب نمی‌شود. بسیاری از تیم‌های موفق جهان از تجربه بازیکنان مسن بهره می‌برند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که تجربه، جای رقابت، سرعت و نوسازی را بگیرد و بازیکن صرفاً به دلیل سابقه یا اعتماد قدیمی سرمربی در ترکیب باقی بماند.

حذف بازیکنانی مانند محمدجواد حسین‌نژاد و اللهیار صیادمنش این پرسش را جدی‌تر کرده است. حسین‌نژاد از جمله استعدادهای جوان فوتبال ایران است که تجربه بازی در خارج از کشور را دارد و صیادمنش نیز در فوتبال بلژیک حضور داشته است. کنار گذاشتن هر دو بازیکن شاید از منظر سرمربی توجیه فنی داشته باشد، اما فدراسیون و کادر فنی توضیح قانع‌کننده‌ای درباره معیارهای انتخاب ارائه نکرده‌اند.

در نتیجه، ایران با تیمی وارد مسابقات شده که برای نتیجه فوری بسته شده است، اما حتی در صورت موفقیت نیز میراث روشنی برای آینده باقی نمی‌گذارد. این همان رویکرد محافظه‌کارانه‌ای است که سال‌ها است مانع شکل‌گیری یک تغییر نسل برنامه‌ریزی‌شده در فوتبال ایران شده است.

حذف سردار آزمون؛ تصمیم فنی یا مجازات سیاسی؟

سردار آزمون نقش موثری در صعود ایران به جام جهانی داشت


سردار آزمون نقش موثری در صعود ایران به جام جهانی داشت

غیبت سردار آزمون بحث‌برانگیزترین و حساس‌ترین تصمیم قلعه‌نویی در انتخاب فهرست جام جهانی بود. آزمون با ۵۷ گل ملی، یکی از بهترین گلزنان تاریخ فوتبال ملی است و حتی با در نظر گرفتن افت احتمالی، مصدومیت یا تفاوت نظر تاکتیکی، حذف کامل او تصمیمی عادی به نظر نمی‌رسد.

رسانه‌های مختلف حذف سردار آزمون از تیم ملی را با مواضع اعتراضی او مرتبط دانسته‌اند. آزمون پس از اعتراضات دی ۱۴۰۴ مطالبی منتشر کرد که واکنش تند رسانه‌های نزدیک به حکومت را در پی داشت و مدتی بعد نامش از فهرست تیم ملی کنار گذاشته شد. هم‌زمانی این دو رویداد، به‌ویژه در غیاب توضیحی روشن و قانع‌کننده درباره دلایل فنی حذف یکی از مؤثرترین مهاجمان تاریخ فوتبال ایران، گمانه‌زنی‌ها درباره دخالت ملاحظات سیاسی در این تصمیم را تقویت کرده است. در چنین شرایطی، این فدراسیون فوتبال و سرمربی تیم ملی‌اند که باید با ارائه دلایل دقیق و مستند نشان دهند کنار گذاشتن آزمون صرفاً تصمیمی فوتبالی بوده است.

بازگشت فوتبال مستقیم و مشکلات دفاع تیمی

تساوی ۲ بر ۲ ایران برابر نیوزیلند، نگرانی‌های فنی را نیز افزایش داد. ایران در برابر تیمی که از نظر تجربه و کیفیت فردی پایین‌تر از بسیاری از رقبای جام جهانی است، دو بار عقب افتاد و هشت شوت در چارچوب در اختیار حریف قرار داد.

مشکل ایران تنها نتیجه نبود. تیم در بخش‌هایی از مسابقه برای عبور از پرس حریف و انتقال سازمان‌یافته توپ از دفاع به حمله مشکل داشت. فاصله میان خطوط، پوشش ناکافی پشت مدافعان کناری و وابستگی به ارسال، توپ دوم و حرکت‌های مستقیم، تصویری از فوتبالی ارائه کرد که منتقدان آن را با اصطلاح عامیانه «علی‌اصغری» توصیف می‌کنند.

این تعبیر شاید از نظر ادبی تحقیرآمیز باشد، اما به یک انتقاد فنی مشخص اشاره دارد: فوتبال متکی به درگیری، ارسال و اتفاق، به جای گردش هدفمند توپ، ایجاد برتری عددی، پرس هماهنگ و کارهای ترکیبی تمرین‌شده.

تیم ایران البته در بازی نخست ۱۷ بار شوت زد و دو بار به مسابقه بازگشت؛ نشانه‌ای از توان فردی، روحیه و قدرت بازیکنان در واکنش به عقب افتادن. اما تنها چهار شوت ایران در چارچوب بود، در حالی که نیوزیلند از فرصت‌های خود بسیار مؤثرتر استفاده کرد. برابر بلژیک و مصر، چنین ضعف‌هایی می‌تواند مجازات سنگین‌تری در پی داشته باشد.

کی‌روش و مقایسه‌ای که گریزناپذیر است

در سوی دیگر، کارلوس کی‌روش در ۷۳ سالگی و تنها چند ماه پس از پذیرفتن هدایت غنا، نخستین بازی خود در جام جهانی را با پیروزی یک بر صفر برابر پاناما پشت سر گذاشت.

کی‌روش همواره به فوتبال محافظه‌کارانه و دفاعی متهم شده است، اما تیم‌های او معمولاً در سازمان دفاعی، فاصله خطوط، و اجرای نقشه مسابقه نظم مشخصی دارند. غنا در نخستین بازی خود فوتبال چشم‌نوازی ارائه نکرد و تنها در دقیقه ۹۵ گل زد، اما سه امتیاز گرفت.

مقایسه یک مسابقه با یک مسابقه برای صدور حکم نهایی کافی نیست. با این همه، تضاد میان غنای کی‌روش و ایران قلعه‌نویی قابل توجه است: مربی پرتغالی تیمی را که دیر تحویل گرفته بود به نتیجه رساند، در حالی که قلعه‌نویی پس از بیش از سه سال حضور در رأس تیم ملی، مقابل نیوزیلند با مشکلات اساسی در دفاع و کنترل مسابقه روبه‌رو شد.

مشکلات انکارناپذیر

هر ارزیابی منصفانه‌ای باید شرایط غیرعادی تیم ایران را نیز در نظر بگیرد. تنش سیاسی، جنگ، تحریم‌های بانکی، محدودیت انتقال پول، و مشکلات صدور ویزا، استخدام مربیان و دستیاران خارجی را دشوار کرده است.

تیم ایران همچنین به دلیل محدودیت‌های ورود و اقامت در آمریکا، پایگاه خود را به تیخوانای مکزیک منتقل کرده و برای مسابقات مجبور به رفت‌وآمد میان دو کشور شده است. پس از مسابقه با نیوزیلند نیز اعضای تیم ناچار شدند زودتر از برنامه لس‌آنجلس را ترک کنند. قلعه‌نویی این شرایط را ناعادلانه خواند و مهدی طارمی از آن با عنوان یک «فاجعه» یاد کرد.

این عوامل می‌توانند بر ریکاوری، تمرکز و کیفیت تمرینات اثر بگذارند و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. اما مشکلات لجستیکی نمی‌تواند تمام کاستی‌های فنی، از جمله شیوه انتخاب بازیکنان، میانگین سنی بالا و ضعف‌های ساختاری دفاع تیمی را توضیح دهد.

تیم ملی یا تیم مورد اعتماد حکومت؟

در کنار ملاحظات مالی و دیپلماتیک، پرسش سیاسی مهم‌تری نیز وجود دارد: آیا مسئولان جمهوری اسلامی ترجیح می‌دهند سرمربی تیم ایران کسی باشد که کنترل بیشتری بر رفتار بازیکنان داشته باشد؟

در کنار ملاحظات مالی و دیپلماتیک، پرسش سیاسی مهم‌تری نیز وجود دارد: آیا مسئولان جمهوری اسلامی ترجیح می‌دهند سرمربی تیم ایران کسی باشد که کنترل بیشتری بر رفتار بازیکنان داشته باشد؟

در جام جهانی ۲۰۲۲ بازیکنان ایران در مسابقه نخست سرود جمهوری اسلامی را نخواندند؛ اقدامی که در اوج اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بازتاب جهانی یافت. اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴ نیز بار دیگر موضوع سکوت یا همراهی ورزشکاران با حکومت را به مسئله‌ای حساس تبدیل کرد.

هیچ سند علنی در دست نیست که نشان دهد قلعه‌نویی با مأموریت وادار کردن بازیکنان به خواندن سرود یا جلوگیری از اقدامات اعتراضی انتخاب شده است. با این حال، در ساختاری که فدراسیون فوتبال استقلال محدودی از حکومت دارد، نمی‌توان مناسبات سیاسی را کاملاً از فرآیند انتخاب سرمربی و بازیکن جدا دانست.

حذف آزمون، انتخاب چهره‌های کم‌حاشیه‌تر و تأکید دائمی بر «همدلی» و «وحدت» تیم، این تصور را در میان بخشی از جامعه تقویت کرده که معیار اعتماد سیاسی در کنار معیار فوتبالی قرار گرفته است.

محمد محبی؛ از شادی گل تا تصاویر مناقشه‌برانگیز

محمد محبی پس از گلزنی برابر نیوزیلند، با دو دست حرکتی شبیه شلیک انجام داد. این شادی گل در فضای سیاسی لس‌آنجلس، آن هم پس از جنگ و سرکوب اعتراضات در ایران، واکنش‌های تندی برانگیخت. سازمان «حقوق بشر برای ورزش» از فیفا خواست این رفتار را بررسی کند.

محبی گفته است که حرکت او سیاسی نبوده و تنها شکلی از شادی برای هواداران بوده است. بدون اطلاع از نیت بازیکن، نمی‌توان تفسیر سیاسی را به عنوان واقعیت قطعی مطرح کرد؛ اما ورزشکار حرفه‌ای نیز مسئول معنایی است که رفتار او در یک بستر مشخص اجتماعی و سیاسی ایجاد می‌کند.

در همین زمینه، پاسخ رامین رضاییان به پرسشی سیاسی نیز واکنش‌برانگیز شد. او گفت نمی‌خواهد درباره مسائل خارج از فوتبال صحبت کند و بازیکنان برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های فوتبالی در محل مسابقات حضور دارند. بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی این موضع را نشانه نوعی دوگانگی دانستند: از نگاه آنان، برخی بازیکنان زمانی که سخنانشان در حمایت از روایت رسمی، نمادهای حکومتی یا مواضع مورد تأیید حاکمیت باشد، از ورود به سیاست پرهیز نمی‌کنند، اما در برابر پرسش‌هایی درباره اعتراضات، سرکوب یا نارضایتی‌های عمومی، بر «غیرسیاسی بودن فوتبال» تأکید می‌گذارند.

پس از بازی هم، تصاویری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که ظاهراً محبی را در حال کندن پوسترهایی با شعار «زن، زندگی، آزادی» نشان می‌داد. فدراسیون فوتبال به سرعت تصاویر را جعلی و تولیدشده با هوش مصنوعی اعلام کرد.

تکذیب فدراسیون از یک جهت قابل توجه بود: نهادی که معمولاً نسبت به محدودیت شعارها و نمادهای اعتراضی واکنش انتقادی نشان نمی‌دهد، این بار ضروری دید که بازیکن خود را از اتهام مخالفت علنی با «زن، زندگی، آزادی» مبرا کند. با این حال، تا زمانی که بررسی فنی مستقلی درباره فایل‌های اصلی منتشر نشود، قضاوت قطعی درباره اصالت یا جعلی بودن تصاویر ممکن نیست.

آزمونی فراتر از فوتبال

قلعه‌نویی هنوز فرصت دارد با نتیجه‌گیری برابر بلژیک و مصر بخشی از انتقادات را پاسخ دهد. فوتبال بارها نشان داده است که یک نتیجه می‌تواند فضای عمومی را تغییر دهد. اما حتی صعود احتمالی نیز پرسش‌های اساسی درباره مدیریت تیم ایران را از میان نخواهد برد.

تیم ایران امروز در میانه سه بحران قرار دارد: بحران فنی ناشی از محافظه‌کاری و تغییر نسل ناموفق؛ بحران سیاسی ناشی از بی‌اعتمادی بخشی از جامعه به تیمی که آن را نزدیک به حکومت می‌داند؛ و بحران بین‌المللی ناشی از جنگ، تحریم و محدودیت‌های سفر.

در چنین شرایطی، قلعه‌نویی نه فقط با نتایج مسابقات، بلکه با تصمیم‌هایی سنجیده خواهد شد که درباره بازیکنان، شیوه بازی و استقلال تیم از قدرت سیاسی گرفته است.

پرسش اصلی دیگر تنها این نیست که تیم ایران از گروه خود صعود می‌کند یا نه. پرسش این است که این تیم تا چه اندازه نماینده فوتبال ایران است و تا چه اندازه تیمی ساخته‌شده برای تأمین ملاحظات کوتاه‌مدت فدراسیون و حکومت.



منبع خبر در صدای آمریکا

نکته : اگر تصاویر را مشاهده نمیکنید / فیلترشکن خود را روشن کنید .

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی