
وزیر جهاد کشاورزی جمهوری اسلامی میگوید تغییر شیوه پرداخت یارانه نان در دست بررسی است؛ طرحی که در صورت اجرا میتواند مسیر یارانه را از زنجیره آرد و نانوایی به سمت خانوار یا کالابرگ تغییر دهد.
غلامرضا نوری قزلجه به ایسنا گفته است دولت امسال حدود ۵۰۰ همت برای یارانه نان در نظر گرفته و گندم را با قیمت حدود ۴۸ هزار و ۵۰۰ تومان از کشاورزان میخرد، اما آن را با قیمتی نزدیک به هزار تومان در اختیار آردسازیها و نانواییها قرار میدهد. او تأکید کرده که هنوز تصمیم نهایی درباره تغییر شیوه پرداخت یارانه نان گرفته نشده است.
این بحث در شرایطی مطرح میشود که افزایش قیمت مواد غذایی، نان را برای بخش بزرگی از خانوارها به یکی از اصلیترین اقلام سفره تبدیل کرده است.
منتقدان میگویند هر تغییر در یارانه نان، برخلاف بسیاری از کالاهای دیگر، مستقیماً با امنیت غذایی خانوارهای کمدرآمد درگیر است.
دنیای اقتصاد پیشتر در گزارشی درباره یارانههای نقدی نوشته بود که ارزش واقعی و دلاری یارانهها در سالهای اخیر، زیر فشار تورم و جهش ارز، بهشدت کاهش یافته و افزایشهای بعدی نیز نتوانسته قدرت خرید خانوار را حفظ کند.
منتقدان میگویند همین تجربه میتواند در یارانه نان هم تکرار شود؛ یعنی پرداخت ریالی یا کالابرگی در ابتدا بخشی از فشار را جبران کند، اما با تورم ماهانه و افزایش هزینه آرد، انرژی، حملونقل و دستمزد، بهسرعت بیاثر شود.
رسانههای داخلی نیز پیشتر سناریوهایی درباره انتقال یارانه نان از ابتدای زنجیره به مصرفکننده مطرح کردهاند. در برخی تحلیلها، این مسیر بهعنوان راهی برای کاهش رانت آرد و کنترل هزینه دولت معرفی شده، اما منتقدان میگویند اگر به آزادسازی قیمت نان منجر شود، فشار بودجهای دولت در عمل به بودجه خانوار منتقل میشود.
نگرانی اصلی این است که دولت با تبدیل بخشی از هزینه دلاری و کالایی حمایت از نان به پرداخت ریالی، فشار ارزی و کسری بودجه خود را کمتر کند، اما خانوارها با قیمتهای بالاتر و یارانهای روبهرو شوند که ارزش واقعی آن ثابت نمیماند.
این نگرانی فقط نظری نیست. مرکز پژوهشهای مجلس پیشتر گزارش داده بود که در سال ۱۴۰۱، بیش از نیمی از ایرانیان کمتر از حد استاندارد، یعنی کمتر از ۲۱۰۰ کالری در روز، دریافت میکردند.
دادههای جدیدتری که رسانههای داخلی به نقل از آمار وزارت رفاه منتشر کردهاند، تصویر نگرانکنندهتری نشان میدهد: سرانه کالری دریافتی هر ایرانی در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۸۰۰ کالری در روز رسیده؛ حدود ۴۰۰ کالری کمتر از حداقل نیاز بدن.
همزمان، محاسبات مبتنی بر دادههای هزینه و درآمد خانوار مرکز آمار نشان میدهد میانگین کالری دریافتی تا دهک هفتم کمتر از استاندارد مورد نیاز روزانه بدن است؛ یعنی فقر غذایی دیگر فقط مسئله فقیرترین خانوارها نیست و بخش بزرگی از طبقه متوسط پایین را هم درگیر کرده است.
در چنین شرایطی، افزایش قیمت نان فقط یک شوک قیمتی نیست؛ میتواند فقر غذایی را به سوءتغذیه پنهان تبدیل کند.
خانواری که پیشتر گوشت، لبنیات و میوه را حذف کرده، با گرانشدن نان ناچار میشود کالری کمتر، غذای ارزانتر و ریزمغذی کمتری مصرف کند؛ وضعیتی که پیامد آن در سلامت کودکان، توان کار روزانه، تمرکز دانشآموزان و هزینه درمان ظاهر میشود.
بنابراین، مسئله فقط نحوه پرداخت یارانه نیست. پرسش اصلی این است که آیا دولت میخواهد نظام یارانه نان را اصلاح کند، یا بخشی از فشار مالی خود را به سفره خانوار منتقل کند.





