پس از اعلام «پروژهٔ آزادی» از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای تضمین عبور کشتیهای تجاری از تنگهٔ هرمز، تنشها در این آبراه راهبردی بار دیگر شدت گرفته و آتشبس شکننده میان تهران و واشینگتن با ابهام بیشتری روبهرو شده است.
شرکت کشتیرانی مرسک اعلام کرده یکی از کشتیهایش روز ۱۴ اردیبهشت با حمایت نظامی آمریکا از تنگهٔ هرمز عبور کرده است، اما نگرانیها دربارهٔ امنیت کشتیرانی در منطقه همچنان ادامه دارد. در همین حال، پرسشها دربارهٔ توانایی نیروی دریایی آمریکا برای حفاظت از مسیرهای دریایی و جلوگیری از گسترش درگیری افزایش یافته است. رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی در همین زمینه با رابرت مورِت، دریاسالار بازنشسته آمریکایی، گفتوگو کرده است.
لازم به یادآوری است که این مصاحبه قبل از متوقف شدن «پروژهٔ آزادی» به دستور دونالد ترامپ برای مدت کوتاهی، انجام شده است.
رابرت مورت، مدیر پیشین «آژانس ملی اطلاعات مکانی» آمریکا و مقام ارشد اطلاعاتی در فرماندهی نیروهای مشترک آمریکا، اکنون استاد دانشکده مکسوِل دانشگاه سیراکیوز و معاون مؤسسه سیاست و حقوق امنیتی این دانشگاه است.
رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی: دریاسالار، اجازه بدهید با تحولات اخیر در تنگهٔ هرمز آغاز کنیم، از نابودی قایقهای ایرانی توسط نیروهای آمریکایی گرفته تا شلیک موشک به سوی امارات متحده عربی و آتشبسی که بهسختی برقرار مانده است. از دیدگاه شما بهعنوان رئیس پیشین آژانس ملی اطلاعات مکانی و مقام ارشد اطلاعاتی، آیا ما عملاً از مرحلهٔ «صلح شکننده» عبور کردهایم و دوباره وارد وضعیت درگیری شدهایم؟
رابرت مورت: نکتهٔ بسیار مهمی است. من قطعاً میگویم که این تحولات نشاندهندهٔ افزایش بسیار قابل توجه سطح درگیری در آن منطقه است. اتفاقهایی که فقط در ۲۴ ساعت گذشته رخ داده، بسیار نگرانکننده است، چون نشان میدهد دامنهٔ درگیری ممکن است گسترش پیدا کند. برای نمونه، امارات متحده عربی و دو کشتیای که در نزدیکی این کشور در سوی دیگر تنگه هرمز هدف قرار گرفتند، بخشی از همین نگرانی هستند. همچنین درگیریهایی که در خود خلیج [فارس] رخ داد و برخی حملات دوطرفه، از جمله غرق کردن قایقهای کوچک ایرانی توسط نیروی دریایی آمریکا، ما را در موقعیتی بسیار تهدیدآمیز قرار داده است.
همزمان با تشدید تنشها، دونالد ترامپ «پروژهٔ آزادی» را بدون اسکورت کامل دریایی اجرا میکند. شما گفتهاید که چند روز نخست بسیار حیاتی است. آیا این طرح اقدامی برای تثبیت اوضاع است؟
هر اقدامی برای تضمین عبور آزاد و آزادی کشتیرانی، آنگونه که ما در نیروی دریایی به آن نگاه میکنیم، ارزش بررسی دارد. اما اجرای چنین طرحی بدون هیچگونه توافقی با ایران، با توجه به جغرافیای دریایی منطقه و باریک بودن تنگه، بسیار دشوار است. همچنین حکومت ایران گزینههای متعددی برای حملات قابل توجه در اختیار دارد، بهویژه با استفاده از شناورهای کوچک، پهپادها، شناورهای بدون سرنشین سطحی و حتی احتمالاً سامانههای زیرسطحی بدون سرنشین.
بنابراین، از دیدگاه تاکتیکی و دریایی، وضعیت دشوار است. با این حال، هر اقدامی برای بازگشایی هرچه سریعتر مسیر کشتیرانی آزاد در تنگه ارزش پیگیری دارد.
کمی جزئیتر به این موضوع بپردازیم. اگر نیروی دریایی آمریکا بخواهد در شرایط حمله، کشتیها را اسکورت کند، این عملیات در عمل چگونه انجام میشود و چه تفاوتی با کاری دارد که الان در حال انجام است؟
روشهای مختلفی برای این کار وجود دارد و اتفاقهایی که امروز رخ داد نشان میدهد تمرکز بیشتر بر استفاده از پوشش و توان هوایی بوده تا اسکورت نزدیک کشتیها. برای نمونه، کاخ سفید اعلام کرده بود که کشتیها از مسیر یک کریدور امنیتی دیگر در نزدیکی سواحل جنوبی عمان هدایت میشوند. نکتهای که میخواهم بگویم این است که برای تأمین امنیت لازم نیست در فاصلهٔ نزدیک با کشتیهای اسکورتشونده قرار داشته باشید.
حملاتی که امروز دیدیم شامل استفاده از بالگردها بود و مطمئنم هواپیماهای دیگری نیز پوشش امنیتی فراهم میکردند. اگر به برخی نقشههای عملیاتی پنتاگون نگاه کنید، بسیاری از کشتیهای درگیر در واقع خارج از تنگه قرار دارند، برخی در دریای عمان و حتی شمال دریای عرب. بنابراین با یک وضعیت تاکتیکی پیچیده روبهرو هستیم، اما در نهایت میتوان امنیت را از فاصلهٔ دور و بهویژه با پوشش هوایی قوی تأمین کرد که در اینجا عنصر کلیدی است.
فرماندهی مرکزی آمریکا به رهبری دریاسالار برد کوپر میگوید نیروهای آمریکایی در موضع دفاعی عمل میکنند و «در صورت تیراندازی پاسخ میدهند». آیا چنین رویکردی در این گذرگاه شلوغ پایدار است؟
بستگی دارد که دفاع را چگونه تعریف کنید. فکر میکنم دریاسالار کوپر عملکرد بسیار خوبی دارد و من اعتماد زیادی به فعالیت ناوگان پنجم آمریکا دارم. با این حال، این یک چالش بزرگ است.
عملیات دفاعی شکلهای مختلفی دارد، از جمله چیزی که به آن «دفاع فعال» میگوییم. اینجا مرزها همیشه کاملاً روشن نیست. ممکن است با اهدافی روبهرو شوید که روی آب، در هوا یا حتی زیر آب تهدیدآمیز به نظر میرسند و ناچار شوید از موضع دفاعی به آنها واکنش نشان دهید، حتی اگر هنوز تهدیدی فوری و مستقیم نباشند.
نکتهٔ مهم دیگر دشواری حفاظت از کشتیهای تجاری است. این کشتیها نسبتاً کند حرکت میکنند و ایجاد اطمینان برای ناخداها و مهمتر از آن، شرکتهای بیمه، هنوز محقق نشده است. بیشتر بیمهگران هنوز حاضر نیستند عبور از تنگه را پوشش دهند و این مانع بزرگی است.
شما به ناشناختهها اشاره کردید. بیشتر از چه چیزی نگران هستید، اشتباه محاسباتی، تشدید درگیری یا فلج اقتصادی؟
بزرگترین نگرانی این است که درگیریها بهطور کامل تشدید شود و همین وضعیت فعلی عملاً به نقطهٔ شروعی برای فروپاشی کامل آتشبس شکنندهٔ موجود تبدیل شود. چنین وضعیتی میتواند درگیری را فراتر از تنگهٔ هرمز گسترش دهد و شدت آن را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
نگرانی دوم این است که آیا میتوانیم امنیت کافی برای عبور امن تعداد زیادی از کشتیهایی که اکنون در خلیج فارس متوقف شدهاند فراهم کنیم یا نه. این، نیازمند اعتماد نهفقط ناخداها، بلکه مدیران شرکتها و بیمهگران است.
بهترین راه رسیدن به این هدف نوعی توافق با ایران است. تا زمانی که ایران بتواند کشتیها را، با توجه به جغرافیای باریک منطقه، در معرض خطر نگه دارد، این مسئله همچنان یک چالش بسیار دشوار خواهد بود.
به نظر میرسد حکومت ایران تصور میکند که با تهدید مسیر عبور از تنگه، دست بالا را دارد. از نگاه اطلاعاتی، آیا این اهرم واقعی است؟
بله، واقعی است. این به آن معنا نیست که نتوان آن را مهار کرد، اما ایران بهدلیل جغرافیا و تواناییهایش اهرم قابل توجهی دارد. در عین حال، باز ماندن تنگه برای خود ایران نیز بسیار مهم است، چون بخش بزرگی از اقتصادش به صادراتی وابسته است که از این مسیر عبور میکند. آرایش نظامی ما در ایجاد اهرم فشار برای رسیدن به یک راهحل دیپلماتیک که امکان کشتیرانی آزاد را فراهم کند، اهمیت دارد.
بگذارید این موضوع را به راهبرد پیوند بزنیم. اگر حکومت ایران از طریق اخلال در تردد دریایی در حال نمایش قدرت است، آیا رویکرد محدود آمریکا، یعنی هدایت بدون اسکورت کامل، خطر تقویت روایت تهران را در پی ندارد؟
نمیگویم آن را تقویت میکند، اما ارزیابی واقعبینانهای از تواناییهای ایران است، با توجه به موقعیت ساحلی این کشور و گزینههای مختلفی که در اختیار دارد. این رویکردی عملگرایانه است که شرایط عملیاتی منطقه را در نظر میگیرد.
شما در بالاترین سطوح اطلاعات دریایی خدمت کردهاید. چنین وضعیتی با چه سرعتی ممکن است از مزاحمت برای کشتیها به یک رویارویی تمامعیار دریایی تبدیل شود؟
اوضاع میتواند خیلی سریع به سمت تشدید درگیری برود، هرچند ممکن است روند معکوس هم پیدا کند. تردیدی نیست که حکومت ایران توانایی گسترش دامنهٔ درگیری را دارد و در ۲۴ ساعت گذشته هم شاهد اقداماتی نگرانکننده در مورد امارات بودهایم. اگر تهران تصمیم بگیرد این اقدامات را به دیگر کشورهای شریک در منطقه هم بکشاند، وضعیت بسیار جدیتر خواهد شد.
حکومت ایران این توان را دارد که خیلی سریع تنشها را بالا ببرد، اما فعلاً نشانهٔ روشنی نمیبینم که حاکی از تصمیم قطعی برای چنین کاری باشد، هرچند برخی علائم نگرانکنندهاند.
در عین حال، متحدان اروپایی مردد هستند. امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، گفته که کشورش مشارکت نخواهد کرد. آیا این تردید نشانهٔ آن است که متحدان آمریکا خطرهای راهبردی را میبینند؟ آیا ممکن است اطلاعات آمریکا چیزی ببیند که آنها نمیبینند؟
من چنین برداشتی ندارم. متحدان اروپایی ما، از جمله فرانسه و بریتانیا، درک دقیقی از وضعیت دارند. ارزیابیهای آنها با ما هماهنگ است و تبادل اطلاعات گستردهای وجود دارد. کشورهای آسیایی مانند ژاپن و کره جنوبی نیز علاقه زیادی به بازگشت کشتیرانی آزاد در تنگه دارند. در مورد خطرها و چالشها همسویی گستردهای وجود دارد.
اجازه بدهید دربارهٔ توانمندیها صحبت کنیم. نیروی دریایی کشورهای اروپایی تجهیزات تخصصی مینروبی دارد که آمریکا در حال حاضر در منطقه فاقد آن است. بدون این تواناییها، آیا واقعاً میتوان امنیت تنگه هرمز را تضمین کرد؟
بهترین راه تأمین امنیت تنگهٔ هرمز رسیدن به یک توافق دیپلماتیک است.
اگر ایران تصمیم بگیرد مینگذاری کند یا از سامانههای بدون سرنشین و تاکتیک حملهٔ گروهی با قایقهای کوچک استفاده کند، اینها تهدیدهایی کاملاً واقعی هستند. اما درک ما از این خطرها با متحدانمان مشترک است و نگاه واقعبینانهای به این چالش وجود دارد.
اگر یک ناو آمریکایی یا نفتکش اسکورتشده هدف قرار گیرد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
چنین وضعیتی کاخ سفید را در برابر تصمیمی بسیار دشوار قرار خواهد داد. احتمال هدف قرار گرفتن ناو آمریکایی کمتر است، چون توان دفاعی بالایی دارد، اما یک کشتی تجاری آسیبپذیرتر است. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، باید نوعی پاسخ داده شود. شکل این پاسخ به شرایط بستگی دارد، اما در حالت ایدهآل باید محدود و متناسب باشد.
بهعنوان پرسش پایانی، به نظر شما در چند روز آینده چه وضعیتی را میتوان نشانهٔ موفقیت دانست؟
موفقیت یعنی رسیدن به یک راهحل دیپلماتیک که در آن حکومت ایران با کشتیرانی آزاد و باز در تنگهٔ هرمز موافقت کند، از حملات بیشتر به شرکای منطقهای خودداری کند و فعالیتهای بیثباتکننده را کاهش دهد.
در حالت ایدهآل، این روند همچنین باید شامل گامهایی برای محدود کردن برنامه هستهای ایران، مشابه توافقهای گذشته، همراه با بازرسی و شفافیت باشد. چنین نتیجهای نهتنها به نفع آمریکا و متحدانش، بلکه به سود مردم ایران نیز خواهد بود.





