یو ای نیوز

پاراگراف اول؛ جنگ و صلح در سایهٔ مذاکرات ایران و آمریکا – رادیو فردا



سرنوشت رابطه ایران و آمریکا، پس از رویارویی نظامی اخیر و در سایهٔ موازنهٔ تهدید، بار دیگر به میز مذاکرات گره خورده است؛ اما این‌بار همه‌چیز با تجربهٔ نزدیک به دو دهه گفت‌وگوهای پیشین متفاوت به نظر می‌رسد.

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی که همواره از او به‌عنوان یکی از موانع اصلی مذاکرهٔ مستقیم با واشینگتن یاد می‌شد، دیگر در صحنه نیست و بخشی از حلقهٔ نزدیک به او نیز در پی حملات و ترورهای مرتبط با درگیری نظامی اخیر از میان رفته‌اند.

تحولات یادشده، این پرسش را پیش می‌کشد که آیا چنین تغییراتی برای بازتنظیم کامل روابط سیاسی دو کشور کافی است؟

در همین حال، برخی ناظران، آغاز گفت‌وگوهای اخیر در اسلام‌آباد و عبور از چارچوب مذاکرات غیرمستقیم را نشانه‌ای مثبت ارزیابی کرده‌اند. با این حال، همچنان این سؤال اساسی باقی است که این روند چگونه می‌تواند بر چهار دهه بی‌اعتمادی و سوءتفاهم میان تهران و واشینگتن اثر بگذارد؛ بی‌اعتمادی‌ای که اکنون، در فضای پس از تغییرات سیاسی در ایران و در مواجهه با اظهاراتی چون «تغییر رژیم» از سوی دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، بیش از پیش پیچیده شده است.

در چنین فضایی، تبادل پیام‌های تهدیدآمیز و واکنش‌های متقابل در فضای مجازی، به‌جای کاهش تنش‌ها، بر ابهام‌ها افزوده است. هنوز این پرسش بی‌پاسخ مانده که ایران و آمریکا، در شرایط رقابت قدرت‌هایی چون روسیه و چین، چگونه می‌توانند مسیر تازه‌ای برای ازسرگیری روابط سیاسی کامل بیابند.

در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، محمد امین نایب‌پور، کارشناس فلسفه سیاسی از دانشگاه فرایبورگ از نیویورک همراه با مهدی نوربخش، استاد روابط بین‌الملل و تجارت دانشگاه هریسبورگ از پنسیلوانیا به بررسی دور تازه دیپلماسی میان تهران و واشینگتن پرداخته‌اند.

«دیپلماسی بی‌واسطه ترامپ»

محمد‌امین نایب‌پور با اشاره به استفادهٔ دونالد ترامپ از شبکه های اجتماعی برای ارتباط مستقیم با افکار عمومی، از آن با عنوان «دیپلماسی بی‌واسطه» یاد می‌کند و می‌گوید: رفتار رسانه‌ای آقای ترامپ در چارچوب نظریهٔ «مرد دیوانه» (Madman Theory) قابل تحلیل است؛ نظریه‌ای که بر القای غیرقابل پیش‌بینی بودن رهبر سیاسی برای ایجاد اهرم فشار بر طرف مقابل استوار است.

آقای نایب‌پور با تأکید بر عقلانیت نهفته پشت این رفتار، معتقد است که سیاست خارجی صرفاً در فضای مجازی شکل نمی‌گیرد و قدرت نظامی و اقتصادی همچنان تعیین‌کننده است و از این حیث چون در روابط ایران و آمریکا نوعی نبود توازن قدرت وجود دارد بنابراین تنش اجتناب ناپذیر می‌شود و چشم‌انداز روشنی برای توافق پایدار دیده نمی شود.

اما مهدی نوربخش بر این باور است که نوشته‌های فضای مجازی نمی‌‌تواند جایگزین دیپلماسی واقعی شود.

او رد و بدل شدن پیام‌های متناقض را در «بی‌ثباتی تصمیم گیری‌ها و بی‌اعتمادی» طرفین گفت‌و گو مؤثر می‌داند.

مهدی نوربخش درباره تأثیر دیپلماسی در قالب «پیام‌های متغیر رسانه‌ای»، می‌گوید: استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای فشار بر ایران، در عمل به پاسخ متقابل در همان فضا منجر می‌شود و نتیجه یک جنگ رسانه‌ای دوطرفه است.

«جابه‌جایی توازن قدرت در ایران»

محمدامین نایب‌پور با رد تحلیل‌هایی که از ضدیت رئیس‌جمهور آمریکا با گزینهٔ جنگ می‌گویند، این‌گونه «مطلق‌انگاری» را به دور از واقعیت دانسته و می‌گوید: «دونالد ترامپ مخالف جنگ‌های بی‌پایان و بی‌هدف است».

به گفتهٔ آقای نایب‌پور، رئیس‌جمهور آمریکا در برابر ایران از ترکیب فشار و مذاکره استفاده می‌کند و این ترکیب را ابزار سیاست خارجی خود می‌داند، نه دو مسیر جداگانه.

این دانش‌آموخته فلسفه سیاسی معتقد است که مسئله تغییر رژیم از اهداف اعلامی رئیس‌جمهور آمریکا نبود و او به‌دنبال مهار برنامه هسته‌ای ایران، تضعیف توان موشکی و پهپادی، ضربه به شبکهٔ نیروهای نیابتی و ایجاد بازدارندگی و تغییر رفتار جمهوری اسلامی بوده است.

مهدی نوربخش، اما، از «تغییر رژیم» به عنوان یکی از اهداف این جنگ نام می‌برد اما در برابر صحبت‌هایی از حادث شدن این تغییر تأکید دارد می‌گوید: در ساختار سیاسی ایران نوعی جابه‌جایی در توازن قدرت در حال وقوع است، اما این به معنای تغییر بنیادین نظام نیست.

این استاد روابط بین‌الملل از آنچه که بعد از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران و کشته شدن آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی و تعدادی از چهره‌های کلیدی جمهور اسلامی رخ داده، با عنوان «بازتوزیع درونی قدرت» نام می‌برد.

به اعتقاد محمد‌امین نایب‌پور، این بازخوانی از آن‌جا ناشی می‌شود که تمایزی بین «شرایط برای تغییر رژیم» و «هدف تغییر رژیم» قائل نمی‌شویم.

به گفتهٔ او، اهداف چهارگانه دونالد ترامپ لزوماً به معنای «تغییر ساختار سیاسی» ایران نیست.

وضعیت مبهم «ترک مخاصمه»

مهدی نوربخش با اشاره به «شناخت ناقص» سیاستمداران ایران و آمریکا از یکدیگر، این موضوع را یکی از دلایل استمرار «بن‌بست دیپلماتیک» می‌داند و معتقد است که بازیگران سیاسی باید وجود برخی تغییرات در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی را بپذیرند، تغییراتی که مکمل اختلاف‌های قدیمی هستند و نه جایگزین آن‌ها.

اما محمد‌امین نایب‌پور با رجوع به نظریه کارل کلازویتس نظریه‌پرداز نظامی آلمانی، ضمن رد آنچه تمایز مصنوعی دوگانه دیپلماسی یا جنگ می‌نامد، می‌گوید: جنگ ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است و ترامپ به دیپلماسی در کنار استفاده از ابزار فشار فکر می‌کند.

با این حال، مهدی نوربخش مخالفت گسترده و سازمان‌یافته‌ای در سطوح بالای قدرت با روند مذاکرات نمی‌بیند، اما می‌گوید: این موضوع به معنای اجماع اجتماعی کامل نیست.

او روند کلی را به سمت «ترک مخاصمه» دانسته تا رسیدن به «روابط عادی و پایدار» و می‌گوید: ورود بازیگران بین‌المللی مانند چین و روسیه معادله را پیچیده‌تر کرده و ایران را از وضعیت انزوای کامل خارج کرده است.

محمد‌امین نایب‌پور در واکنش به اظهارات مهدی نوربخش می‌گوید: نبود اعتراض گسترده به معنای حمایت فعال نیست و نباید از سکوت اجتماعی، اجماع سیاسی استنتاج کرد.

آقای نایب‌پور، در حال حاضر دو سناریوی ادامه «وضعیت درگیری محدود و یا وضعیت مبهم بین جنگ و صلح» را پیش روی تهران و واشینگتن متصور می‌داند.

به اعتقاد محمد امین نایب‌پور، تداوم و توقف مذاکره میان ایران و آمریکا لزوماً ناشی از اختلاف داخلی نیست، بلکه به توازن خواسته‌ها میان دو طرف مربوط می‌شود واکنون هزینه‌های هرگونه درگیری نظامی بسیار بالاتر از گذشته است.



منبع خبر در رادیو فردا

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی