
کدامیک از اهداف ایالات متحده آمریکا در این جنگ به نتیجه نزدیک شدهاند؟ اهدافی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها از آنها صحبت کرده است؛ از «تسلیم بیقید و شرط جمهوری اسلامی» گرفته تا آنچه که اخیراً مطرح کرد: «بازگرداندن ایران به عصر حجر».
همزمان با چنین اظهارنظرهایی، شدت حملات نیز به مناطق مختلف ایران افزایش یافته است.
با این حال، تحولات میدانی جنگ در برخی نقاط معادلهها را تا حدی تغییر داده است. در میانهٔ درگیریها، هدف قرار گرفتن دو جنگندهٔ اف-۱۵ و ای-۱۰ آمریکا همراه با بالگردهای تجسس و نجات در آسمان ایران، معادلههای نظامی را تا اندازهای جابهجا کرد.
پیش از این، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، گفته بود که کنترل آسمان ایران در اختیار ایالات متحده است و اینکه «هر دقیقه از هر روز، تا زمانی که آمریکا و اسرائیل بخواهند، کار تمام خواهد شد».
اما ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه خاتمالانبیا، میگوید که ایران تسلط کامل بر آسمان خود را بازیابی خواهد کرد.
تحولات میدان نبرد، در کنار بمباران زیرساختهای انرژی و مناطق شهری ایران، با تصمیمات جنجالی در وزارت دفاع آمریکا نیز همراه بوده است. در همین حال، برخی از فرماندهان بلندپایه ارتش آمریکا بدون ارائه هیچ توضیح رسمی از سمت خود برکنار شدهاند.
در سطح سیاسی، به نظر میرسد هم تهران و هم واشینگتن در جستوجوی اعلام نوعی «پیروزی سریع» هستند؛ راهی برای فاصله گرفتن از فشارهای ناشی از ادامه جنگ.
در تهران، صداهایی که خواستار پایان فوری جنگ و جلوگیری از هزینههای بیشتر هستند، با واکنش تند هسته سخت قدرت روبهرو شدهاند؛ جریانی که اکنون کنترل خیابانهای شهرهای بزرگ را نیز در دست دارد.
در آمریکا نیز نظرسنجیها از کاهش حمایت عمومی از جنگ خبر میدهند؛ موضوعی که میتواند آینده سیاسی رئیسجمهور و حزب جمهوریخواه را در انتخابات میاندورهای نوامبر آینده تحت تأثیر قرار دهد.
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، آلکس وطنخواه، پژوهشگر ارشد در مؤسسه خاورمیانه و بنیاد جیمزتاون در واشنگتن دیسی و افشین شاهی پژوهشگر روابط بینالملل و مدرس پیشین سیاست خاورمیانه و روابط بینالملل در دانشگاه کیل از لندن به بررسی راهبرد جنگی واشینگتن در قبال ایران پرداختهاند.
وطنخواه: ترامپ نمیخواهد ضایع شود
آلکس وطنخواه معتقد است که در روزهای اول جنگ اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران، واشینگتن توانست که ضربات شدیدی به ایران وارد کند.
اما او میگوید: دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا هیچ برنامهٔ شفاف و واضحی برای سمت و سوی سیاسی این جنگ ارائه نکرد.
به اعتقاد آقای وطنخواه، از لابهلای صحبتهای رئیسجمهور آمریکا به سختی بتوان پاسخ روشنی پیدا کرد مبنی بر ادامه یک جنگ طولانیمدت و یا خروج سریع از صحنه.
این تحلیلگر معتقد است که حزب جمهوریخواه اجازه اشغال ایران را نمیدهد. آمریکا نمیتواند با صدها هزار نیرو وارد ایران شود. محدودیتها دست ترامپ را بسته است و او نمیخواهد ضایع شود.
شاهی: رفتار ترامپ مبتنی بر ابهام و فشار است
افشین شاهی، پژوهشگر روابط بینالملل در لندن، با نگاهی متفاوت معتقد است هنوز بنبست مشخصی مشاهده نمیشود و رفتار دونالد ترامپ بیشتر مبتنی بر ابهام و فشار روانی است.
او میگوید: آقای ترامپ سطح تنش و ابهام را بالا میبرد تا امتیاز بگیرد.
به باور آقای شاهی، متغیر اصلی مردم هستند. بدون مشارکت و سازماندهی آنان هیچ کارزار نظامی نمیتواند تحول بنیادین ایجاد کند و فشار نظامی میتواند بخشی از فرایند گذار باشد.
در ادامه، آلکس وطنخواه از نبود آنچه یک راهبرد کلان در سیاست کنونی آمریکا نامید، گفت و آن را ناشی از تصمیمات آنی و فردی دونالد ترامپ دانست، در حالی که افشین شاهی با تأکید بر ماهیت جنگ روانی و پیشبینیناپذیر بودن سیاست آمریکا، هر دو را راهبرد واشینگتن در این کارزار نظامی ارزیابی میکند.
«بمباران زیرساختها با هدف اجماع منطقهای علیه ایران»
آلکس وطنخواه با اشاره به گزینههای پیشروی ایالات متحده، در عمل امکان اشغال نظامی ایران را دور از ذهن دانسته و معتقد است این جنگ در قالب حملات هوایی و موشکی ادامه پیدا خواهد کرد، روندی که به گفتهٔ او میتواند در طول زمان به تخریب گسترده زیرساختهای ایران منجر شود و برای کشور فاجعه خواهد بود.
آقای وطنخواه از ظرفیت تنگهٔ هرمز به عنوان یکی از ابزارهای سیاست جغرافیایی ایران نام میبرد که هرگونه درگیری نظامی با ایران را برای قدرتهای خارجی بسیار پیچیده میکند.
افشین شاهی هم بسته شدن تنگهٔ هرمز را بخش جداییناپذیر فضای پیچیده و پر ابهام این جنگ ارزیابی کرده و میگوید: هنوز مشخص نیست برخی از این تحولات تا چه اندازه نتیجهٔ محاسبههای راهبردی طرفین است و تا چه اندازه حاصل خطاهای محاسباتی.
با این حال، به باور او، ایالات متحده تلاش میکند از همین شرایط برای تقویت اجماع منطقهای علیه جمهوری اسلامی استفاده کرده و حمایت برخی کشورهای منطقه را افزایش دهد.
این مدرس پیشین سیاست خاورمیانه در دانشگاه کیل، ابعاد حمله به زیرساختها و مراکز غیرنظامی در ایران را در برابر سطح گسترده عملیات نظامی آمریکا، محدود دانسته و میگوید: از نظر اخلاقی هر اقدامی که جان شهروندان عادی را به خطر بیندازد غیرقابل قبول است.
اما آلکس وطنخواه و افشین شاهی بر این باورند که جمهوری اسلامی بارها از فضاهای غیرنظامی به عنوان آنچه این دو تحلیلگر «سپر» مینامند برای اهداف امنیتی و نظامی استفاده کرده و این موضوع گاهی تشخیص اهداف نظامی و غیرنظامی را در میدان جنگ دشوار میکند.
با وجود این، آلکس وطنخواه، نه آمریکا و نه اپوزیسیون خارج از ایران را در تعیین آینده ایران تعیینکننده نمیداند و میگوید: جامعه مدنی باید وارد عمل شود و مسیر کشور را تغییر دهد.
افشین شاهی نیز جمهوری اسلامی را به «کشتی توفانزدهای» تشبیه میکند که به گفتهٔ او در حال سبک کردن بار است.
او معتقد است، موتورهای سیاسی باید روشن شوند تا همراهی و حمایت معترضان شکل بگیرد و آنها از این فرصت برای گذار تاریخی استفاده کنند.




