
در حالی که حساب کاربری وزارت دفاع آمریکا در شبکهٔ اجتماعی ایکس نوشته بود که «ما تازه شروع به جنگ کردهایم»، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به فاصله کوتاهی به خبرنگار شبکه سیبیاس گفت: «جنگ تقریباً کاملاً تمام شده است».
آقای ترامپ از جنگی سخن میگوید که جدول زمانی و راهبرد مشخصی ندارد، در حالی که خود پیشتر وعدهٔ یک جنگ کوتاه را داده بود.
رسانههای آمریکایی معتقدند که نسبت به روزهای ابتدایی جنگ، از تندی لحن ترامپ به تدریج کاسته شده است. پیامدهای اقتصادی جنگ، از جمله افزایش قیمت نفت، کاهش محبوبیت این عملیات را در نظرسنجیها نیز نشان میدهد.
با این حال، کارلین لویت، سخنگوی کاخ سفید، این نظرسنجیها را زیر سؤال برده و تأکید کرده است که «اکثریت قاطع آمریکاییها از پایان دادن به تهدید رژیم ایران و از بین بردن تروریستها حمایت میکنند».
روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال مینویسد که برخی جمهوریخواهان با کاخ سفید تماس گرفته و دربارهٔ تأثیر این جنگ بر نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا هشدار دادهاند.
انتصاب فرزند رهبر جمهوری اسلامی به جانشینی او نیز بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. حالا دونالد ترامپ با گزینههایی محدود روبهروست: آیا تلاش خواهد کرد سایهٔ جنگ را به توافقی تبدیل کند؟ آیا به قیام معترضان علیه حکومت امید بسته یا به حملههای نظامی تا برآمدن رهبری قابل قبولتر ادامه خواهد داد؟
وال استریت جورنال گزارش میدهد که برخی مشاوران ترامپ به طور خصوصی از او خواستهاند برنامهای برای خروج از درگیریها ارائه دهد. این روزنامه همچنین به نقل از «منابع مطلع» نوشته که ترامپ گاهی از این موضوع ابراز تعجب میکند که چرا تهران با وجود کارزار نظامی شدید مشترک آمریکا و اسرائیل همچنان تسلیم نشده است.
از سوی دیگر، آمار بالای غیرنظامیان کشتهشده در عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل نیز وضعیت را پیچیدهتر کرده است؛ از جمله حملهٔ موشکی «تاماهاوک» که به کشته شدن ۱۷۵ دختر نوجوان دانشآموز در میناب انجامید.
وال استریت جورنال و شبکه تلویزیونی الجزیره میگویند که این حمله توسط نیروهای آمریکایی انجام شده، اما دونالد ترامپ تأکید کرده است که اطلاعات کافی ندارد و موضوع در حال بررسی است و آماده است نتیجهٔ تحقیقات درباره مسئول حمله را بپذیرد.
در برنامهٔ رادیویی «پاراگراف اول»، نوید محبی کارشناس روابط بینالملل و آرتا معینی کارشناس علوم سیاسی هر دو از واشینگتن به بررسی این موضوع پرداختهاند.
جنگ سهجانبه
نوید محبی، کارشناس روابط بینالملل، معتقد است با توجه به آنچه او انتشار «پیامهای متناقض» از سوی آمریکا و اسرائیل میخواند، فهم اهداف واقعی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران دشوار است. متناقض است و همین مسئله فهم اهداف واقعی را دشوار کرده است.
به گفتهٔ او، یکی از دلایل این وضعیت شخصیت سیاسی دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا است که این کارشناس عضو نوفدی (اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران) آن را با تعدد گفتوگوهای آقای ترامپ با رسانهها و آنچه اظهارنظرهای متعدد و گاه متناقض او مینامد، مرتبط میداند.
محبی میافزاید: در برخی مواضع آقای ترامپ گفته شده که هدف آمریکا صرفاً تضعیف جمهوری اسلامی و رسیدن به توافقی جدید است و حتی تأکید شده که هدف تغییر نظام نیست. با این حال، در صحبتهای دیگری از رئیسجمهور آمریکا اشاره شده که آمریکا مایل است «کشور جدیدی در ایران» شکل بگیرد و حتی از مدل ونزوئلا صحبت میشود.
به اعتقاد او، اسرائیل مواضع صریحتری دربارهٔ تغییر نظام در ایران داشته است.
این کارشناس روابط بینالملل میگوید: اسرائیل تغییرات در ایران را در سه سطح هدف قرار دادن توان موشکی جمهوری اسلامی، ضربه زدن به مراکز سرکوب در داخل ایران و حمایت از اعتراضهای معترضان در صورت شکلگیری آنها تعریف کرده است.
آقای محبی با تأکید بر تمرکز غیر قابل انکار اسرائیل بر مراکز سرکوب در تهران و اطراف آن، از جمله پایگاههای بسیج، ادارات پلیس و نهادهای امنیتی، میگوید: این جنگ در واقع «یک جنگ سهطرفه» است و تصمیمگیری فقط در دست آمریکا نیست، زیرا اسرائیل نیز نقش بسیار پررنگی در آن دارد.
او پیشبینی میکند که این جنگ دستکم دو تا سه هفته دیگر ادامه خواهد داشت و حتی اگر آمریکا از درگیری خارج شود، اسرائیل ممکن است به عملیات نظامی خود ادامه دهد.
با این حال، آرتا معینی کارشناس علوم سیاسی ادامهٔ جنگ بدون آمریکا را برای اسرائیل واقعبینانه نمیداند.
او میگوید: اسرائیل بهدلیل محدودیتهای نظامی و تدارکاتی نمیتواند به تنهایی این جنگ را ادامه دهد.
به گفتهٔ آقای معینی، اهداف اسرائیل و آمریکا کاملاً یکسان نیستند و میان آنچه آقای ترامپ میخواهد و آنچه بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل دنبال میکند تفاوت وجود دارد.
این کارشناس علوم سیاسی میگوید: مواضع آقای ترامپ اغلب با توجه به مخاطبان مختلف تغییر میکند؛ از یک سو مخاطب داخلی آمریکایی که نسبت به ورود به جنگ تردید دارد و از سوی دیگر مخاطب ایرانی.
به باور مدیر پژوهش مؤسسه صلح و دیپلماسی، برخی مشاوران سیاسی و رسانهای تصویر نادرستی از وضعیت ایران به آقای ترامپ ارائه داده بودند و تصور این بود که ظرف ۴۸ تا ۷۲ ساعت حکومت ایران فرو خواهد پاشید یا مدلی شبیه ونزوئلا اجرا خواهد شد.
اما به گفته او، با آغاز حملهها و واکنش ایران، دیدگاه دولت آمریکا در همان ۲۴ ساعت اول تغییر کرد.
مدل جنگی نامتقارن ایران
آرتا معینی معتقد است: ایران از ابتدا میدانست که نمیتواند از نظر نظامی با آمریکا رقابت مستقیم داشته باشد، بنابراین جنگ را به شکل نامتقارن پیش برد.
به گفتهٔ او، هدف ایران در این مدل جنگی حفظ تابآوری، کشاندن جنگ به حوزههای اقتصادی و افزایش هزینههای جنگ برای آمریکا است.
آقای معینی میگوید: ایران در جنگ ۱۲ روزه برخی تواناییهای خود را آزمایش کرده و به این نتیجه رسیده بود که باید ابتدا رادارها و سامانههای دفاعی آمریکا و متحدانش را هدف قرار دهد.
به گفتهٔ او، ایران در این مرحله چند راهبرد دارد؛ در مرحلهٔ اول، رادارها و سامانههای دفاع موشکی طرفین درگیر در نبرد را هدف قرار میدهد. سپس با استفاده از موشکهای نسل قدیمی سامانههای رهگیری طرف مقابل را تحت فشار قرار میدهد و در نهایت موشکهای پیشرفتهتر میتوانند تهدید جدیتری ایجاد کنند.
آرتا معینی میگوید: ایران از ترکیب موشک و پهپاد برای فعال کردن سامانههای دفاعی و سپس حملهٔ به آنها استفاده میکند به همین دلیل بخشی از عملیات ایران متوجه پایگاههای آمریکا و کشورهای همسایه است، زیرا در آن پایگاهها سامانههای راداری و دفاع موشکی قرار دارد.
نوید محبی در برابر صحبتهای آقای معینی میگوید: در جریان جنگ بسیاری از سکوهای پرتاب موشکی و کارخانههای مرتبط با تولید موشک هدف قرار گرفتهاند و توان ایران برای حملههای موشکی نسبت به جنگ ۱۲ روزه کاهش یافته است.
به گفتهٔ آقای محبی، این موضوع را میتوان در کاهش تعداد حملههای موشکی به اسرائیل و حتی روزهایی دید که در این کشور آژیر خطر به صدا درنمیآید.
این کارشناس مطالعات امنیتی خاورمیانه میگوید: ایران در حال حاضر بیشتر از پهپادها برای حمله به کشورهای عربی منطقه استفاده میکند، زیرا زمان رسیدن پهپادها کوتاهتر است و امکان واکنش سریعتر وجود دارد.
هدف اسرائیل از حمله به ایران چیست؟
نوید محبی، هدف اسرائیل را عمدتاً «رفع تهدید جمهوری اسلامی میداند و نه نابودی ایران».
او با یادآوری روابط نزدیک دوکشور در قبل از انقلاب و حتی همکاریهای نظامی و موشکی میان دو کشور میگوید: در آن دوره ایران یکی از قدرتهای مهم منطقهای محسوب میشد و روابطش با اسرائیل مانعی برای چنین جایگاهی نبود.
در مقابل، آرتا معینی معتقد است هدف اسرائیل صرفاً جمهوری اسلامی نیست، بلکه ایران به عنوان یک قدرت منطقهای هدف قرار گرفته است.
او میگوید: اسرائیل تلاش میکند تنها قدرت هژمون (سلطهگر) منطقه باقی بماند و انحصار تسلیحات هستهای را حفظ کند.
آقای معینی اجرای برخی سیاستها را نگرانکننده دانسته و میگوید: این میتواند به بیثباتی داخلی و حتی به گفتهٔ این کارشناس سیاسی به «سوریهسازی» ایران منجر شود.




