
با سناتور لیندزی گراهام برای نخستین بار بیش از بیست سال پیش آشنا شدم. چند سالی بود وارد سنا شده بود. به سیاست خارجی و به امور نظامی مسلط بود. با خبرنگاران و گزارشگران برخورد گرم و خوبی داشت.
در سفرهای خارجی همیشه در کنار سناتور جان مککین و سناتور جو لیبرمن دیده میشد. تحولات در ایران را به دقت دنبال میکرد و البته نظرش در طول سالها با تغییراتی هم همراه بود.
اعتراضات جنبش سبز در ایران شدت گرفته بود و فضای روابط ایران و آمریکا را تحت تاثیر خود قرار داده بود.
اواخر تیر ماه سناتور گراهام صمیمانه من را در دفتر کارش در سنا پذیرفت تا مصاحبهای اختصاصی درباره اوضاع ایران داشته باشیم.
مصاحبهای که در برنامه ۲۶ تیر ۱۳۸۸ پخش شد.
متن کامل مصاحبه با سناتور لیندزی گراهام، عضو کمیته نیروهای مسلح و امور قضایی سنای آمریکا، یکی از تنظیم کنندگان دو لایحه جدید در سنا درباره ایران:
سیامک دهقانپور:
«با توجه به حساسیتهایی که نماز جمعه این هفته ایجاد کرده است برای آقای هاشمی رفسنجانی و میر حسین موسوی چه نقشی در این مقطع سرنوشت ساز قائلید؟»
سناتور لیندزی گراهام:
«من علاقهای ندارم رهبر آینده ایران را انتخاب کنم و این هیچ ربطی به من ندارد. اپوزیسیون رژیم اینک یک فرد نیست جوانهاییاند که برای اعتراض پا به خیابان میگذارند. فکر نمیکنم از این پس دیگر مساله ارتباطی به یک فرد خاص داشته باشد موضوع آیندهای بهتر برای ایران است.
البته رهبران اپوزیسیون بسیار شجاعانه عمل کردهاند و جانشان را به خطر انداختند. نزدیکان و اعضای خانوادهشان به زندان انداخته شدند. امیدوارم تلاشهای مردم ایران و این جوانهای شجاع توسط رهبران خردمند و مدبر ایران دنبال شود و به صدای مردم گوش دهند. رفسنجانی میتواند تاثیر ژرفی بر تحولات بگذارد. اما، تنها یک مرکز قدرت میتواند سرنوشت بهتری را برای ایران رقم بزند و آن نیروی جوانان است.
اگر من رهبری سیاسی در ایران بودم خودم را به این مرکز قدرت متصل میکردم؛ و رهبرانی که چنین شجاعتی و قدرتی داشته باشند که «ندا [آقاسلطان]» را مبنای حرکت خود قرار دهند مورد استقبال جهان خارج قرار خواهند گرفت و توانایی بهتری برای رهنمون کردن ایران به سوی کامیابی کشور خواهند داشت. به رهبران اپوزیسیون که در پی این هستند که باید چه کنند و به چه مسیری بروند میگویم اگر در کنار مردم باشید هرگز به خطا نخواهید رفت. البته رفسنجانی و موسوی از وزن سیاسی بالایی در درون ایران و در جهان خارج برخوردارند.»
سیامک دهقانپور:
«محمود احمدینژاد در مشهد بار دیگر غرب را محکوم کرد که قصد ایجاد اختلافات داخلی در ایران داشته است. گذشته از این لفاظیها فکر میکنید رهبران رژیم برای کسب مشروعیت به مصالحهای دست بزنند؟»
سناتور لیندزی گراهام:
«تاکتیکهایی که احمدی نژاد بکار گرفته چه در برخورد با مردم ایران و چه لفاظیهای تهدیدآمیزش همه برای ماندن بر سر قدرت است و این روش دستیابی ایرانیان به آیندهای بهتر را غیرممکن میکند. رهبری ایران بدست مردم ایران و نه توسط من به حاشیه رانده شده است.
احمدی نژاد ممکن است برای حرفهایم ارزشی قائل نباشد البته وظیفه من هم این نیست که حکم به برکناری او بدهم و مخالف او کمپین کنم اما، آنگونه که اینها طی انتخابات رفتار کردند امکان، گذار ایران به یک مرحله نوین توسعه اقتصادی را بسیار محدود و غیرممکن کرده است.
من بشدت تحت تاثیر شجاعت جوانهای ایران قرار گرفتهام واقعا دیدن این تصاویر مرا تکان داد و به خودم گفتم آیا من چنین شجاعتی دارم که همه چیزم را به خطر بیاندازم و در حالی پا به خیابان بگذارم که بدانم ممکن است به خانه بازنگردم. این روزها احترام من برای مردم ایران بسیار بیشتر شده است.
من اجازه نمیدهم آقای احمدی نژاد ایران را برای من تعریف کند… البته نباید فراموش کنیم که این آمریکا بود که از سرنگونی دولت در دوران محمد مصدق حمایت کرد. هر گاه که ما از حکومتهای سرکوبگر و خودکامه حمایت کردیم نتایج بدی را بدنبال داشت و هر موقع آمریکا در پی حرکت قاطع مردم و آزادیخواهی ایستاده نتایج بهتری را در بر داشته است.
جان کلام اینکه من کار زیادی از دستم برنمیآید اما، به آنچه در توان دارم دست میزنم تا به مردم ایران کمک کنم آزادانه به اینترنت دسترسی داشته باشند و در برابر رژیمی که در برابر مردمش میایستد ساکت نخواهم نشست.»
آنچه که در ایران بر این مردم بزرگ با این تاریخ فوقالعاده غنی میگذرد این است که مردم دیگر تحمل حکومت ناکارآمد، روشهای سرکوبگرانه، و ناتوانی از رقم زدن سرنوشت خود را ندارند. از این رو من به هیچ وجه قصد ندارم به افرادی که محبوبیتشان را در میان مردمشان از دست داده اند مشروعیت ببخشم.
سیامک دهقانپور:
«گروهی از مخاطبان برنامه میپرسند سرنوشت لایحه تحریم بنزین چه شد؟»
سناتور لیندزی گراهام:
«آنچه من از مردمی که در پس پرده آهنین زندگی کردهاند شنیدهام این است که هر چه ما قاطعانه تر در برابر رژیم عمل کنیم آنها امیدوارتر میشوند. امیدوارم سیاستمدارانی چون من در آمریکا و دیگر نقاط جهان به این نتیجه برسند که اینک زمان اعمال فشار اقتصادی است. مردم در خیابانهای تهران این را میدانند که اینک زمان تقویت رژیم نیست بلکه زمان مجازات این رژیم برای آنچیزی است که بر سر مردم آوردهاند و تحریم بنزین راه خوبی برای تغییر است.»
سیامک دهقانپور:
«نقش روسیه را در این مقطع چگونه میبینید؟»
سناتور لیندزی گراهام:
«بسیار متاسفم که روسیه و چین تصمیم گرفتهاند بهجای حمایت از مردم ایران در پشت این رژیم بایستند. امیدوارم آنها دریابند که یک ایران آزاد بهسود منافع مسکو است. ایرانیان نقاط بسیاری در تاریخشان برای مباهات دارند، متاسفانه اینک ما در دوره تاریک تاریخ ایران هستیم و من خواهان تابش نور هستم.»
سیامک دهقانپور:
«لایحه جدیدی که شرکتهای فروشنده فناوریهای شنود مکالمات و مکاتبات اینترنتی به ایران را مشمول مجازاتهایی میکند در چه مرحلهای است و هدف از آن چیست؟»
سناتور لیندزی گراهام:
«آنچه من به همراه سناتور دموکرات چاک شومر در پی آن هستیم این است که فناوریهای جدید علیه مردم ایران مورد استفاده قرار نگیرد. لایحه ما میگوید هر شرکتی که تجهیزات سرکوب اینترنتی را برای جلوگیری از تماس مردم ایران با همدیگر و با جهان بیرون در اختیار رژیم ایران قرار دهد از انجام معاملات با آمریکا محروم میشود.
بدترین کاری که میتوان کرد این است که مشتاقان آزادی در ایران را از آزادی ها محروم کرد. امید جهان آزاد این است که مردم ایران در عین اینکه قادر به ایجاد ارتباط اینترنتی با هم باشند بتوانند آیندهای بهتر را برای خود رقم بزنند.
من ایرانیانی را که با علم به اینکه ممکن است کشته شوند اما برای تغییر پا به خیابان می گذارند ستایش می کنم. در کشور من، آمریکا، هم تغییر بسادگی بدست نیامد. مبارزان جنبش حقوق مدنی جان دادند تا آمریکا به کشوری بهتر برای آمریکاییان آفریقایی تبار بدل شود. کشور ما با دست زدن به خطر بریدن از استعمار بریتانیا شکل گرفت. من با دیدن تصاویر محدودی که از ایران میرسد به خودم میگویم خدایا چه مردم دلیری.»
سیامک دهقانپور:
«با توجه به دوهزار قراردادی که زیمنس با دولت آمریکا دارد همکاری نوکیا و زیمنس با ایران در فروش تجهیزات شنود و کنترل اینترنت که برای بازداشت آزادیخواهان مورد استفاده قرار گرفت برای آنها چه پیامدهایی به همراه خواهد داشت؟»
سناتور لیندزی گراهام:
«امیدوارم عواقب آن سنگین و زودرس باشد. این شرکتها هیچ خدمتی به جهان آزاد نمیکنند. لایحه ما حامیان بسیاری در دو حزب دارد. سناتور شومر یک دموکرات لیبرال از نیویورک و من جمهوریخواهی محافظه کار از کارولینای جنوبیام و هر دو به مساله به یک شکل نگاه میکنیم.
اکثریت در آمریکا از راست و چپ میدانند مردم ایران از دست حکومتشان بستوه آمدهاند. این وظیفه من نیست و به من هیچ ربطی ندارد که به مردم ایران بگویم چگونه حکومتی داشته باشند اما، وقتی مردم برای اعتراض به سرکوب و رژیمی که خارج از معیارهای بین المللی عمل میکند پا به خیابان میگذراند وظیفه ما است که با صدای رسا از آنها حمایت کنیم و در کنارشان بایستیم و اطمینان بیابیم شرکتهایی که به این رژیم کمک میکنند باید بهای آن را بپردازند.»
سیامک دهقانپور:
«بسیاری از مخاطبان از طریق بلاگ و فیس بوک از شما پرسیدهاند لایحهای که شما باتفاق سناتور مک کین و سناتور لیبرمن بر روی آن کار میکنید چه موقع امکان استفاده از اینترنت را بدون مداخله حکومت فراهم میکند؟»
سناتور لیندزی گراهام:
«ما در حد توان عمل میکنیم. آنچه اتحاد جماهیر شوروی را به سقوط کشاند قابلیت مردم برای ایجاد ارتباط با یکدیگر بود. وقتی پاپ علیه کمونیسم ایستاد؛ زمانی که پرزیدنت ریگان در انتقاد از کمونیسم سخن گفت؛ راههایی بود تا مردم در شوروی این گفتهها را بشنوند. به باور من امروز قویترین ابزار برای آزادی و بزرگترین تهدید برای حکومتهای خودکامه اینترنت است. از این رو لایحه ما میکوشد شرایطی ایجاد کند که مردم ایران از اینترنت چیزی فراتر از تبلیغات حکومت سرکوبگر ایران را دریافت کنند و امیدوارم طی سال جاری و بزودی آن را در کل سنا به رای بگذاریم.»
سیامک دهقانپور:
«هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، چهارشنبه گفت دولت کماکان آماده تعامل با ایران است اما، زمان عمل به آن اینک است و این پنجره فرصت تا ابد باز نخواهد بود. شما فکر میکنید از طریق تعامل بتوان رفتار رژیم را تغییر داد؟»
سناتور لیندزی گراهام:
«شاید من اشتباه میکنم زیرا در واشنگتن یا کارولینای جنوبی نشستهام و از بیرون به اوضاع نگاه میکنم ولی فکر میکنم ایران برای همیشه تغییر کرده است و راه بازگشتی وجود ندارد. اگر ما با این رژیم بر سر میز مذاکره بنشینیم آیا علیه مردم ایران مذاکره میکنیم؟
اکثریت در آمریکا از راست و چپ میدانند مردم ایران از دست حکومتشان بستوه آمدهاند. این وظیفه من نیست و به من هیچ ربطی ندارد که به مردم ایران بگویم چگونه حکومتی داشته باشند اما، وقتی مردم برای اعتراض به سرکوب و رژیمی که خارج از معیارهای بین المللی عمل میکند پا به خیابان میگذراند وظیفه ما است که با صدای رسا از آنها حمایت کنیم و در کنارشان بایستیم
اعتقاد من این است که رژیم محبوبیت خود را در میان مردمش از دست داده است و تنها دلیل بر سر کار ماندن آنها استفاده از زور و خشونت و سرکوب اینترنتی است. این مردم ایران و نه لیندزی گراهام است که باور دارند انتخابات به سرقت رفته است.
هر ناظر بیطرفی این را درک میکند که انتخابات فاقد مشروعیت بوده است. آنهایی که «ندا» را در خیابان کشتند همانهایی هستند که انتخابات را ربودند. با تمام احترامی که برای وزیر خارجه و پرزیدنت اوباما قائلم اما، ما با چه کسی مذاکره میکنیم؟ با افرادی که تنها بدلیل ارعاب قدرت را در دست دارند.
من ترجیح میدهم وقت و انرژیمان را صرف کمک به مردم ایران کنیم که خواهان تغییر حکومت هستند؛ نه با کمکهای نظامی بلکه تنها با اطمینان از اینکه اینترنت را به روی مردم نمیبندند.
آنچه در ایران رخ میدهد هیچ ربطی به سیاستمداران در آمریکا یا بریتانیا یا هیچ نیروی خارجی ندارد. آنچه که در ایران بر این مردم بزرگ با این تاریخ فوقالعاده غنی میگذرد این است که مردم دیگر تحمل حکومت ناکارآمد، روشهای سرکوبگرانه، و ناتوانی از رقم زدن سرنوشت خود را ندارند. از این رو من به هیچ وجه قصد ندارم به افرادی که محبوبیتشان را در میان مردمشان از دست داده اند مشروعیت ببخشم.»
مصاحبه در آن روزها بازخورد فوقالعادهای در میان مخاطبان در ایران داشت. پس از پخش و انتشار مصاحبه در وبلاگم، کاربران نظراتی نوشتند که بخشهایی از آنها را اینجا نقل میکنم:
«فیلم مصاحبه دیشب شما را با آقای گراهام دیدم. خیلی حرفها داشتم ولی نوک انگشتانم سوخته است و زیاد نمیتوانم تایپ کنم. این هم یک یادگاری از اولین حضور من در نماز جمعه بود. آقای دهقانپور مگر ما از یک سناتور کنگره چه میخواهیم؟ سخنان ایشان بسیار پدرانه بود برای ملتی و حداقل نسلی که حتی یک کلام محبت آمیز از دولتمردان اخیر خود بیاد ندارد.
من خود به شخصه به عملکرد دولت اوباما و خصوصا خانم کلینتون اعتقاد دارم ولی میخواهم ببینم چرا دولت اقای اوباما اینقدر اصرار به مذاکره با دولت کودتا دارد؟ اقای دهقانپور شما و همه ما به خوبی میدانیم اگر دولت امریکا با دولت کودتا به توافق برسند چه کشتار وسیعی در کشور شروع میشود.»
«واقعا خسته نباشید تمام برنامههای خبری و غیر خبری یک طرف و برنامه شما یک طرف. سخنان روان و زیبای آقای گراهام مثل پاشویه برای یک روز تبدار در ایران بود.»





